خلیج فارس


خلیج فارس یا دریای پارس آبراهی است که درامتداد دریای عمان ودرمیان ایران وشبه جزیره‌ عربستان قراردارد. نام تاریخی این خلیج، درزبان‌های گوناگون،ترجمه عبارت «خلیج فارس» یا «دریای پارس» بوده است.

مساحت آن ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع است، وپس ازخلیج مکزیک وخلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق ازطریق تنگه هرمزودریای عمان به اقیانوس هند ودریای عرب راه دارد،وازغرب به دلتای‌ رودخانه‌ اروندرود،که حاصل پیوند دورودخانهٔ دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود.

کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت،امارات متحده عربی،قطر وبحرین در کناره خلیج فارس هستند.

به سبب وجودمنابع سرشارنفت وگازدرخلیج فارس وسواحل آن،این آبراهه درسطح  بین‌المللی، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید.

خلیج فارس از سمت شمال با ایران، ازغرب با کویت و عراق وازجنوب با عربستان ، بحرین وامارت متحده عربی همسایه است. وسعت آن 240،000 کیلومتراست وپس از خلیج مکزیکو و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان محسوب می‌شود.
این خلیج توسط تنگه هرمزبه
دریای عمان وازطریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارت‌اند از خارک،ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش،قشم،و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد.
خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و
گاز دارد و مسیر انتقال نفت  کشورهایی  چون کویت،عربستان وامارات متحده عربی است.بهمین دلیل، منطقه‌ای مهم و استراژیک  محسوب می‌شود.بندرهای مهمی درحاشیه خلیج فارس وجود دارد که ازآنها می‌توان بندرشارجه، دوبی، ابوظبی و بندر عباس را نام برد.
دریانوردی  در خلیج فارس سابقه بسیارطولانی دارد ولی اولین مدارک قطعی دراین زمینه به قرن چهارم قبل از میلاد مربوط است.
پس از بسته شدن راه تجارت بین شرق و غرب در دوره عثمانی، پرتغالی‌ها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر قرن شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند. اما پس ازآن
انگلستان توانست کشورهای رقیب را ازآن خارج کند ودرآغازقرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سال‌های بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاه‌های خود را از دست داد.

خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال  نفت  کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل،منطقه ‌ای مهم وراهبردی به شمار می ‌آید.بندرهای مهمی درحاشیه خلیج فارس وجود دارد که ازآنها می‌ توان بندرشارجه، دوبی، ابوظبی و بندرعباس و بوشهر را نام برد.

دریانوردی درخلیج فارس پیشینه بسیارطولانی دارد،ولی نخستین مدارک قطعی دراین زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است.

دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب 500 سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ،‌ نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد.

کشتی ‌های او طول رودخانه "سند" را تا کرانه ‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند.

داریوش اول برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئزفرمان کندن ترعه‌ ای را داد و کشتی هایش از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه ‌ای که در محل این کانال به دست آمده، نوشته شده است: "من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد، چنان که فرمان داده ‌ام و ناوها آیند از مصرازاین آبراه به پارس چنان که خواست من بود.

زمین شناسان معتقدند که درحدود 500 هزارسال پیش،صورت اولیه خلیج فارس درکناردشت ‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثرتغییروتحول درساختاردرونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.

دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد،ولی نخستین مدارک قطعی دراین زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است. پس ازبسته شدن راه بازرگانی میان خاورو باختردر دوره عثمانی، پرتغالی ‌ها متوجه  اهمیت  این  خلیج شدند ، به طوری که سراسر سده شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند،اما پس ازآن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد.

اولین باریونانی ‌ها بودند که این خلیج را " پرسیکوس سینوس "  یا  " سینوس پرسیکوس" که همان خلیج فارس است، نامیده اند. از آنجا که این نام برای اولین بار در منابع درست  و معتبر تاریخی که غیرایرانیان نوشته اند، آمده است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنانکه یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز "پارسه " و " پرسپولیس " یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند.

"استرابن" جغرافیدان قرن اول میلادی نیز به کرات درکتاب خود ازخلیج فارس نام برده است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می کند. همچنین "فلاریوس آریانوس" مورخ  دیگر  یونانی  در کتاب  تاریخ  سفرهای  جنگی  اسکندر از این خلیج به نام "پرسیکون کیت" که چیزی جز خلیج فارس نیست، نام می‌ برد.

از ویژگی ‌های بارز خلیج فارس که آن را ازسایردریاهای مشابه ممتازوبرترکرده است ذخائر سرشار دریایی، غذایی، گیاهی و نفت و گازاست.این امکانات،که مجموع آن به تحقیق درهیچ دریایی وجود ندارد.

این خلیج از موقعیت ژئوپلتیک، جغرافیای سیاسی  و جایگاه  مواصلاتی آن که بعد از فتوحات عثمانی ها بهترین مسیر تجارتی شرق و غرب بوده است، بهره مند است. خلیج  فارس  توسط تنگه هرمز به دریای عمان و ازطریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است وجزایرمهم آن عبارتند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش، قشم، و لاوان که تمامی  آنها  به ایران تعلق دارد.

حال به شرح حال برخی از این جزایر می پردازیم:

جزیره کیش:

این جزیره بیضی شکل با مساحت 7 / 89 کیلومترمربع و با طول 6 / 15 وعرض 7 کیلومتر ، در جنوب غربی بندرعباس و در میان آب های نیلگون خلیج فارس واقع شده است.

فاصله دریایی این جزیره تا بندرلنگه 50 مایل دریایی است. جزیره کیش از نظر محیط زیست طبیعی، یکی از بکرترین مناطق خلیج فارس  است. استعدادهای  طبیعی و موقعیت جغرافیایی ویژه آن زمینه بهره ‌برداری جهانگردی و تجاری از آن را در حد قابل  توجهی  فراهم  ساخته است. سواحل کم نظیر این جزیره مرجانی، نه تنها در فصول گوناگون سال بلکه در طول یک روز،‌ در ساعات مختلف جلوه‌ های بدیع و گونه‌گون و بسیار زیبایی از طبیعت را به تماشا می ‌گذارند.

سواحل کیش در شرق و شمال شرقی وجنوب اززیباترین سواحل جهان است. درسواحل جنوب غربی آن زیباترین منظره غروب خورشید را می توان دید. از جمله  نقاط  دیدنی  جزیره کیش "آکواریوم بزرگ" آن است که در گوشه شرقی جزیره، با معماری زیبا قرار دارد و گونه ‌های مختلف ماهیان و آبزیان اطراف جزیره در آن به تماشا گذارده شده است.

قریب 70 نوع ماهی های تزئینی در این آکواریوم وجود دارد که از نظر شکل و رنگ  پولک ‌ها و زیبایی ظاهری، کم نظیر و برخی از آنها نیز بسیار کمیاب هستند . علاوه  بر این ، مرکز پرورش و کشت مروارید کیش یکی از جذاب ‌ترین  دیدنی ‌های  جزیره است. اسکله  تفریحی جزیره کیش با امکانات مفید و مختصر در بخش جنوبی جزیره از دیگر جاذبه‌ های کیش است.

در این اسکله، سرگرمی‌ هایی از قبیل گردش در روی آب با  قایق  کف  شیشه‌ ای که از بالای آن  می‌ توان عبور گروهی  ماهی‌ ها  و زیبایی ‌های  دنیای  زیر آب را مشاهده  کرد، ‌همچنین امکانات ورزش اسکی روی آب برای علاقه ‌مندان فراهم شده است.

جزیره لاوان:

این جزیره از شمال شرقی به بندر مقام، از شرق به جزیره شتوروازجنوب به حوزه‌ های نفتی رسالت، رشادت و سلمان محدود می ‌شود. وسعت این جزیره 76 کیلومتر مربع است و پس از قشم و کیش بزرگ ‌ترین جزیره ایران در آب ‌های خلیج فارس است.

فاصله این جزیره تا بندر لنگه 91 و تا بندرعباس حدود 198 مایل دریایی است. جزیره لاوان دورترین جزیره نسبت به مرکز استان هرمزگان است. آب و هوای آن گرم و مرطوب و دمای آن در تابستان به حدود 50 درجه سانتیگراد می رسد و رطوبت هوای آن نیز بسیار زیاد است. ذخایر نفتی آب ‌های نزدیک جزیره لاوان بسیار قابل توجه است. در حال حاضرصنایع جزیره منحصر به تأسیسات نفتی است که با نام "مجتمع پالایشی لاوان" فعالیت دارد.

یکی ازشگفتی‌ های این جزیره وجود کندو های عسل درکنارتأسیسات نفتی ومخازن آنها است که عسل آنها به رنگ سبز تیره است و بوی نفت می‌ دهد، اما طعم آن مشابه عسلهای معمولی است. اهالی جزیره درفصل معینی از سال به صید مروارید می‌ پردازند وتنهاکالای صادراتی جزیره، مروارید آن است. این جزیره یک بندرگاه مناسب برای  صدور فرآورده‌ های  نفتی و یک اسکله فلزی جهت حمل و نقل دریایی دارد.

جزیره هندورابی:

جزیره هندورابی با 8/22 کیلومتر مربع مساحت، درفاصله 325 کیلومتری بندرعباس و 133 کیلومتری بندرلنگه و در حد فاصل بین دو جزیره کیش و لاوان قرارگرفته است.

این  جزیره  سرزمینی  هموار و تقریباً  بدون عارضه  طبیعی است.بلندترین نقطه آن 29مترو بزرگترین قطر آن هفت ونیم کیلومتر است. این جزیره از یک  رشته  ارتفاعات  کوتاه پوشیده است و کرانه‌ های آن با شیب ملایمی به دریا منتهی می‌ شوند.

جزیره ابوموسی:

جنوبی ‌ترین جزیره ایرانی آب های خلیج ‌فارس ، جزیره  ابوموسی  است. این جزیره در 222 کیلومتری بندرعباس و همچنین در 75 کیلومتری بندر لنگه  واقع  شده  است. جزیره ابوموسی یکی از 14 جزیره استان هرمزگان است که بیشترین فاصله  از سواحل ایرانی  خلیج فارس را دارد و طول و عرض آن در حدود 5/4 کیلومتر است. شهر ابوموسی  مرکز جزیره ابوموسی می ‌باشد. ارتفاع آن از سطح دریا 46 متر و مساحت آن دو و دو دهم کیلومتر مربع است.

جزیره ابوموسی نزدیک ‌ترین پهنه خشکی از خاک ایران  به خط  استوا است  که‌ آب  وهوای مرطوب و گرم ‌تری دارد. این جزیره فاقد آب و اراضی مناسب کشاورزی است، ولی کشت و زرع محدودی در آن صورت می ‌گیرد و بیشتر مردم بومی محل به صید ماهی اشتغال دارند.

جزیره تنب بزرگ:

این جزیره در فاصله 14 مایل دریایی از جنوب غربی جزیره قشم، در فاصله 97 مایل دریایی از بندرعباس و در فاصله 27 مایل دریایی از شمال شرقی  ابوموسی  واقع شده  است. طول و عرض آن سه و هفتاد و پنج دهم در سه و نه دهم کیلومترومساحت آن 3/10 دهم کیلومتر مربع است. مرتفع ‌ترین نقطه جزیره تنب 53 متر از سطح دریا ارتفاع  دارد  در قسمت ‌های  جنوب غربی این جزیره و در نزدیکی سواحل آن، خانه ‌های مسکونی از راه چندین خیابان و جاده به هم پیوسته ‌اند.این جزیره دارای موج ‌شکن ولنگرگاه است.مردم بومی این جزیره ازصید ماهی و مروارید امرار معاش می‌ کنند. در این جزیره معدن خاک سرخ نیز وجود دارد.

جزیره تنب کوچک:

این جزیره مثلث شکل در شش مایلی غرب جزیره تنب بزرگ  قرار دارد.  فاصله آن تا مرکز استان،‌ از طریق دریا، حدود 150 مایل دریایی است. بزرگ ‌ترین قطر جزیره 9/1 کیلومتر و مساحت آن حدود 2 کیلومتر مربع است. این جزیره غیرمسکونی است و  مرتفع ‌ترین نقطه آن از سطح دریا، 21 متر ارتفاع دارد.

خلیج فارس از دوران باستان "فارس" نام داشته است.

درباره نام خلیج فارس تا اوایل دهه 1960 میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی وآسیایی وآمریکایی ودایرة المعارف ها ونقشه های جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبان ها به همین نام ذکر شده است.
اصطلاح "خلیج عربی" برای نخستین بار از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس درخلیج فارس به نام "سر چارلز بلگریو" عنوان شد و در واقع او بود که به  قصد  تفرقه  بین  ایران و کشورهای عرب این تخم لق را در دهان اعراب شکسته است.

سر چارلز بلگریو که بیش از 30 سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده است،بعدازمراجعت به انگلستان درسال 1966 میلادی کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن برای اولین بار نوشت که عرب ها ترجیح می دهند  خلیج فارس را خلیج عربی بنامند.

نگاهی چند به تاریخ خلیج فارس:

دولت ماد در روزگار "هوخشتر" به اوج عظمت و قدرت رسید و حدود آن از جنوب به کرانه ‌های جنوبی دریای پارس امتداد پیدا کرد. جزیره ابوموسی با دیگر جزایر خلیج  فارس  در این دوره، ابتدا جزو یکی از ایالت ‌های جنوب غربی و سپس جزواستان چهاردهم دولت ماد به نام "درنگیانه" و بخشی از کرمان بود.

اما به دلایلی مبهم، شاید دوری مرکز حکومت از آب ‌های جنوب یا جنگ و نزاع‌ های دائمی، فرصت بهره‌ مندی از دریای جنوب را پیدا نکردند. پارس ‌ها ابتدا در بخش ‌های جنوبی ایران سکونت برگزیدند و اولین امپراتوری ایرانی را پایه ‌ریزی  کردند  و نخستین  حکومتی که به طورمشخص به آبهای جنوب ایران توجه خاص مبذول داشت، آن را "دریای پارس" نامیدند.

پس از پیدایش امپراتوری‌ های بزرگ ایرانی تا پیش از ظهور اسلام، دریای پارس و برخی از شهرهای ساحلی از مراکزمهم سکونت وتجارت به شمارمی ‌رفتند ودریای پارس در ساماندهی سکونت در این شهرها، نقش تعیین ‌کننده ‌ای داشت و بالاخره اینکه تمام این نقاط و مراکز مهم تجاری، تحت سلطه و اقتدار ایرانیان بوده و دامنه قلمروامپراتوری ایران،آب ‌های خلیج فارس را نیز در بر می‌ گرفته است.

با ظهوراسلام شرایط تغییر کرد.عرب ‌های ساکن مرکزبه تدریج برتمام شبه ‌جزیره فایق آمدند. نیمه جنوبی خلیج فارس در سده ‌های اولیه دوران اسلامی به سمت خاور،عمان وبسمت باختر، "بحرین" خوانده می‌شد.با اینکه مناطق کرانه‌ های جنوبی خلیج فارس،جناح جنوبی امپراتوری‌ های پیش از اسلام ایران را شکل می ‌داد، در دوران پس از اسلام بیشتر به منطقه تماس میان ایران و عرب‌ های شبه ‌جزیره عربستان تبدیل شد.

در همین حال، پرتغالی‌ ها نیزبیش ازیک قرن به فعالیت ‌های سوداگری دراین منطقه پرداختند و ماندگاری آنها در سواحل و جزایر خلیج فارس از 1507 میلادی (913 هجری قمری) آغاز شد و حدود 117 سال طول کشید. "آلفونس دو البوکرک" با اندیشه فرمانروایی بر خلیج فارس ودریای عمان پس ازیک سلسله درگیری‌ ها وارد هرمز شد.درگیری ‌های شاه اسماعیل صفوی با ازبک‌ ها و عثمانی ‌ها و شورش‌ های خارجی در مرزهای شمالی ، وی  را از پرداختن  به مسائل جنوب ایران بازداشت.

در این زمان، پرتغالی ‌ها تمام شهرها، جزایر و بنادر پررونق و مهم خلیج فارس را که تحت فرمانروایی ایرانیان بود، به اطاعت واداشت. در این دوره، جزیره  هرمز جزیره ‌ای باشکوه بود. با قدرتمند شدن ایران در زمان حکومت شاه‌ عباس صفوی، شرایط  برای  بازپس ‌گیری نواحی جنوبی ایران از دست پرتغالی ‌ها فراهم شد. شاه ‌عباس یکی  از سرداران  خود به نام "امام ‌قلی‌ خان" را مامور بیرون راندن پرتغالی‌ ها کرد  و بالاخره  پس از درگیری ‌‌های بسیار توانستند به اقتدار 117 ساله پرتغالی ‌ها در سواحل و جزایر خلیج فارس پایان دهند.

در سال 1763 میلادی،  لطیف‌ خان  از طرف  نادرشاه ، جزیره کیش و سایر جزایر ایران از جمله ابوموسی را از دست یاغیان خارج کرد و به بحرین لشکرکشی کرد و شیخ "جبار هوله" را شکست داد و کلید دژ بحرین را برای نادرشاه فرستاد. پس از کریم ‌خان زند نیز آقامحمدخان قاجار، نزدیک به 10 سال با جانشینان کریم ‌خان  ‌زند و سایر مدعیان سلطنت جنگ کرد  و موفق  شد ، بر تمام  ایران  از جمله بنادر و جزایر دریای پارس مسلط شود ، در روزگار سلطنت فتحعلی ‌شاه، جزایر دریای پارس، جزوایالت فارس به شمارمی ‌رفت. در سال 1819 میلادی، انگلستان، ناوگان متحدی مرکب ازناوهای شرکت هند شرقی وناوگان پادشاهی بریتانیا را به بهانه حفظ امنیت و سرکوبی شورشیان به خلیج فارس فرستاد. در مسقط،  ناوگان کمکی و قوای اعزامی سلطان دست‌ نشانده مسقط، به ناوگان بریتانیا پیوستند.

نیروهای  متفقین  از راه  دریا  و خشکی  به  محاصره رأس ‌الخیمه، پایتخت قواسم پرداخت و سرانجام پس از شش روز مقاومت، سقوط کرد.بیشترمردم آن کشته شدند وبیش از 200 فروند کشتی ولنج اعراب قواسم که اغلب ماهیگیری وتجاری بودند به آتش کشیده شدند.این امر،باعث شکست سخت شیخ‌ های امارات کوچک قواسم چون ابوظبی، دوبی، شارجه، ام ‌القوین و رأس ‌الخیمه شد. سپس استعمارگران انگلیسی به کرانه ‌‌های عرب‌ نشین خلیج فارس گام نهادند.

ناوگان نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در آب های خلیج فارس

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و خارج شدن کشور از زیر سلطه آمریکا، دشمنان ایران برای زیر فشارقراردادن نظام جمهوری اسلامی،ازتمام اهرم‌ های خود استفاده کردند تا بحران ‌های مختلفی را برای جلوگیری از حرکت رو به رشد انقلاب اسلامی به وجود آورند. به وجود آوردن درگیری‌ سیاسی وجنگ‌ های متمادی به خصوص حمله عراق به ایران ازجمله حوادث این سال‌ ها بوده است.

مطرح شدن ادعاهای واهی از جانب کشور امارات متحده عربی برسرحاکمیت جزایرسه ‌گانه (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) پس از سال ‌ها تحریک قدرت ‌های استکباری  در دهه اخیر در ادامه فشارهای سیاسی به جمهوری اسلامی در دستورکارآنان قرارگرفت،اما همواره مسئولان ایران با به کارگرفتن سیاست‌ های تأمینی ومدبرانه،موضوع را درحد یک سوءتفاهم دانسته و با رفت ‌وآمدهای دوجانبه مسئولان دو کشور در جهت حل مشکل، عمل شده است.

خليج فارس نام پيش‌رفتگي آب درياي عمان است كه بين جنوب ايران وشبه‌جزيره‌ي عربستان جاي دارد. اين خليج 990 كيلومتر درازا و در پهن‌ترين جاي خود، نزديك 340 كيلومتر پهنا دارد كه درتنگه‌ي هرمزبه كم‌تراز 55 كيلومتر كاهش مي‌يابد.ميانگين ژرفاي آن 35 متراست و  ژرفاي 90 تا 100 متر در جاهايي  از آن  وجود  دارد. يوناني‌ها  اين  خليج را پرسيكوس مي‌ناميدند و عرب‌ها از گذشته‌هاي دور آن را با نام  بحرالفارس  مي ‌شناختند . امروزه خليج فارس به خاطر سرچشمه‌هاي نفت جهان، كه در پيرامون آن يا در بستر آن جاي دارند، اهميت پيدا كرده است.

پيشينه‌ي دريانوردي در خليج فارس به گذشته‌هاي بسيار دور، دست‌كم دو هزار سال پيش از ميلاد، مي ‌ رسد. مردمان تمدن‌هاي سومر، آكاد، عيلام، همواره بين ميان‌رودان(بين‌النهرين) و موهنجودارو در دره‌ي سند، از اين راه دريايي در رفت و آمد بودند. كاوش‌ها و پژوهش‌هاي چند دهه‌ي كنوني نشان داده است كه فينيقي‌ها، مردماني آريايي‌نژاد كه در سرزمين‌هاي ساحلي درياي مديترانه(لبنان، بخش‌هايي از سوريه و فلسطين) زندگي مي‌كردند، نخست در جزيره‌ها و سرزمين‌هاي پيرامون خليج فارس زندگي و دريانوردي مي‌كردند. پس از روي كار آمدن هخامنشيان در ايران، داريوش اول براي كشف سرزمين‌هاي تازه از دريانورداني برجسته‌ي ايراني، فينيقي و ساتراب‌هاي يوناني‌نشين امپراتوري پارس خواست كه براي شناخت بيش‌تر آسيا و ديگر سرزمين‌ها به دريانوردي بپردازند. به نظر مي‌رسد در زمان همين پادشاه بود كه شناخت ايرانيان از خليج فارس بيش‌تر شد.

با اين همه، كهن‌ترين سند پيرامون دريانوردي در خليج فارس به سده‌ي چهارم پيش از ميلاد باز مي‌گردد . در آن زمان، دريانوردي به نام نيارخوس به فرمان اسكندر مقدوني براي كاوش در سرزمين‌هاي نه چندان شناخته به سفر دريايي پرداخت. او سفر خود را در يازدهمين سال فرمان‌روايي اسكندر آغاز كرد و از مصب رود سند به دهانه‌ي تنگ هرمز و از آن‌جا به آب‌هاي خليج فارس رفت و سرانجام در ساحل رود كارون لنگر انداخت. او در اين سفر از راهنمايي چند دريانورد ايراني، از جمله بگيوس پسر فرناكه، هيدارس بلوچ و مازان قشمي بهره‌مند بود و ماجراي سفر دريايي 146 روزه‌ي خود را در سفرنامه‌اي نوشت كه اصل آن از بين رفته، اما چكيده‌اي از آن در كتاب يكي از تاريخ‌نگاران سده‌ي نخست پيش از ميلاد به عنوان لشكركشي اسكندر، برجاي مانده است. او هنگام دريانوردي در خليج فارس با فانوس‌هاي دريايي بزرگي رو‌به‌رو شده بودكه تا آن زمان مانند آن را نديده بود و در سفرنامه‌ي خود از آن‌ها به عنوان يكي از شگفتي‌هاي سفرش ياد كرده است. در زمان ساسانيان، شاپور دوم(ذوالاكتاف) پس از تصرف همه‌ي جزيره‌هاي خليج‌فارس براي جلوگيري از يورش عرب‌هاي باديه‌نشين، جزيره‌هاي بحرين را به صورت ساخلو‌ ( پادگان نظامي) درآورد. پس از ورود عرب‌هاي مسلمان به ايران و شكست ساسانيان، سراسر خليج‌ جولانگاه بازرگانان مسلمان شد. اما پس از كاهش نفوذ خليفه‌هاي عباسي، فرمان‌روايان آل‌بويه(سده‌ي چهارم هجري/دهم ميلادي) بار ديگر عمان و بحرين را بخشي از ايران كردند. از آن پس، عمان و بحرين و جزيره‌هاي پيرامون آن، تا نزديك يك سده بخشي از ولايت فارس به شمار مي‌آمد و دولت آل‌بويه فرمان‌رواياني را براي اداره‌ي اين منطقه‌ي دريايي به سيراف و كيش مي‌فرستاد. اين دو بندر از نظر بازرگاني به چنان اهميتي رسيدند كه كشتي‌هاي چيني بري خريد و فروش كالا در آن‌جا پهلو مي‌گرفتند . خليج فارس در زمان سلجوقيان نيز اهميت زيادي داشت. البته، توران‌شاه سلجوقي، از سلجوقيان كرمان، مركز بازرگاني دريايي را از سيراف به كيش جابه‌جا كرد و آرام آرام از اهميت سيراف كاسته و بر اهميت كيش افزوده شد. اتابكان فارس(قرن هفتم هجري/سيزدهم ميلادي) به فرمان‌روايي اميران كيش پايان دادند و جزيره‌ي هرمز را مركز بازرگاني دريايي كردند. در آن دوران، اهميت بازرگاني خليج فارس به اندازه‌اي بود كه پيش از كشف دماغه‌ي اميدنيك به كوشش واسكو دي‌گاما (Vasco de Gama) ، دريانورد پرتغالي، خريد و فروش ادويه و ابريشم و ديگر كالاهايي كه براي بازارهاي اروپايي اهميت بسياري داشت، از راه خليج‌فارس به دجله و سپس از ميان‌رودان و باديه شام به بندرهاي سوريه در ساحل شرقي مديترانه، انجام مي‌گرفت و بازرگانان ونيزي كالاها را از اين بندرها به اروپا مي‌بردند .

جزيره‌هاي خليج‌فارس :

خليج فارس جزيره‌هاي بزرك و كوچك بي‌شماري دارد كه برخي از آن‌ها مانند كيش، خارك و قشم از نظر اقتصادي بسيار مهم هستند و شمار زيادي از ايرانيان و مردمان ديگر در آن‌ها زندگي مي‌كنند. برخي از اين جزيره‌ها به دليل نداشتن آب هم‌چنان بي سكنه هستند. در اين چند ساله، سه جزيره‌ي ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به دليل ادعاي بي‌پايه‌ي دولت امارات متحده‌ي عربي درباره‌ي مالكيت بر آن جزيره‌ها، مورد توجه سياست‌بازان و رسانه‌هاي غربي قرار گرفته‌اند.

استان بوشهر: جزيره‌ي ام‌الكرم، جزيره‌ي جبرين، جزيره‌ي خارك، جزيره‌ي خاركو، جزيره‌ي خان، جزيره‌ي شيخ كرامه، جزيره‌ي عباسك، جزيره‌ي شيف، جزيره‌ي فارس جزيره‌ي گرم، جزيره‌ي مناف، جزيره‌ي نخيلو و چند جزيره‌ي كوچك.

استان هرمزگان: جزيره‌ي ابوموسي، جزيره‌ي تنب بزرگ، جزيره‌ي تنب كوچك، جزيره‌ي سيري، جزيره‌ي قشم، جزيره‌ي كيش، جزيره‌ي لارك، جزيره‌ي لاوان، جزيره‌ي هرمز، جزيره‌ي هندورابي، جزيره‌ي هنگام، جزيره‌ي شتورا، جزيره‌ي شيخ اندرابي، جزيره‌ي فارورگان، جزيره‌ي مارو و چند جزيره‌ي كوچك.

استان خوزستان: جزيره‌ي بونه، جزيره‌ي دارا، جزيره‌ي قبر ناخدا، جزيره‌ي مينو و چند جزيره‌ي كوچك كه گاهي زير آب مي‌روند.