وضعیت مرتع
وضعيت مرتع(Range Condition)
وضعيت مرتع عبارت است از شرايط موجوددرمرتع نسبت به مرحله كليماكس.
پتانسيل توليدي مرتع درشرايط كليماكس به وجود مي آيدوطبقه بندي وضعيت مرتع براساس توالي ومرحله كليماكس مي باشد.
توجه شودكه درمناطق خشك دستيابي به پوشش گياهي كليماكس درمدت زماني نسبتا طولاني امكان پذيراست ويا ممكن است پوشش گياهي آن چنان تغيير كرده باشد كه براثر تخريب خاك تعادل جديدي حاصل شود .بنابراين دستيابي به پوشش كليماكس درمناطق خشك واقع گرايانه نيست وبهتراست براي ارزيابي پوشش گياهي به جاي كليماكس ازمناطق كليدي كه داراي پوشش حد متوسط مرتع باشداستفاده كرد. مع ذلك درمناطق نيمه خشك ومرطوب سيرتوالي درمقايسه با مناطق خشك سريعتر مي باشدولذا مي توان دراين مناطق ملاك قضاوت درمورد وضعيت راپوشش گياهي كليماكس قرارداد.
روش درجه بندي مراتع:
دراين روش وضعيت فصلي مرتع درمقايسه با كليماكس در5 طبقه به شرح زير مشخص مي شود.
درجه1- داراي پوشش گياهي كليماكس بوده وبه علت عدم چراي مفرط ،گياهان كاملا خوشخوراك به وفوريافت مي شوندظرفيت چرايي آن 2 واحددامي درهكتار است.
درجه 2- گياهان غالب بيشتر مربوط به مرحله كليماكس است ولي پهن برگ هاي چندساله ويكساله نيزدراجتماع گياهي ديده مي شوند.ظرفيت چرايي دراين طبقه1 واحددامي درهكتاراست.
درجه3- گياهان مربوط به مرحله كليماكس هستندولي غالب نمي باشند.گياهان خوشخوراك ازبين رفته وبه جاي آن گياهان غيرخوشخوراك وياگياهاني با خوشخوراكي كمتردرمرتع ديده مي شوندبه نحوي كه اگراين مرتع درمقابل چراحفاظت شودگياهان كليماكس مجددا بازمي گردند.ظرفيت چرايي اين منطقه5/0 واحددامي درهكتاراست.
درجه4- به طوركلي گياهان كليماكس درمرتع ديده نمي شوند.برخي ازگياهان خوب درآن مشاهده مي شوند.ولي حداكثرمرتع ازگياهان غيرخوشخوراك با ارزش غذايي كم پوشيده شده اند.ظرفيت چرايي آن25/0واحددامي درهكتاراست.
درجه5- نه تنهافاقدگياهان كليماكس است بلكه به علت عدم پوشش گياهي وياوجودگياهان خشبي كاملاغيرخوشخوراك،مرتع مطلقا براي چرامناسب نيست وبايددرآن به اصلاح مرتع اقدام نمود.
*واحددامي (Animal unit) معياري است براي تبديل انواع دام ها.
تعريف واحددامي ازنظربين المللي عبارت است ازيك واحد گاو بالغ به وزنkg 455( 1000پوند) بدون گوساله ياباگوساله حداكثر6 ماهه است.
درواقع«واحددامي» معياري ازعلوفه موردنيازبراي دام ها مي باشد.به منظورسهولت درامرمحاسبات جيره ي غذايي دام ها ،آنهارابه واحددامي تبديل مي كنند.
درايران واحددامي راگوسفنددرنظر مي گيرندكه عبارت است ازيك ميش بالغ ويايك بزماده به وزن حدودkg40 مي باشد كه روزانه درحدودkg2 – 5/1علوفه خشك نيازدارد.
بدين ترتيب هرگاومعادل حدود5 واحددامي ،اسب 7 واحددامي، گاوميش7/7 و احد دامي، الاغ 4 واحددامي،بز وبزغاله تا6 ماهگي 7/0واحددامي مي باشند.
نتيجه اينكه ميزان علوفه موردنيازهرواحددامي ،براي گاوkg10علوفه خشك وبراي گوسفندkg 2- 5/1علوفه خشك درنظرمي گيرند.
واحددامي درهرماه (Aum)(Animal unit month) عبارت است ازمقدارعلوفه ي موردنيازيك واحددامي درماه كه معادلkg 45 علوفه خشك مراتع است.
*به طوركلي گونه هاي گياهي مرتع تحت سه گروه زيرقرار خواهندداشت:
1- گياهان كم شونده(Decreaser) ياگونه ي مرغوب ياكلاسI:
گياهاني هستندكه درچراي سنگين به سرعت كاهش مي يابند.معمولااين گياهان چندساله وكاملا خوشخوراكند.قسمت اعظم تركيب اجتماعات گياهي مرحله كليماكس راتشكيل مي دهند.توليد علوفه آنهاخشك بوده وقادرند خاك راحفاظت كنند.
2- گياهان زيادشونده(Inereaser) ياگونه هاي متوسط ياكلاس II:
گياهاني هستندكه درشرايط چراي سنگين نخست افزايش ولي براثرافزايش چرادرحالتي كه مرتع سيرقهقرايي دارد،كاهش مي يابد.
اين گياهان نيزجزء تركيب اجتماعات گياهي كليماكس هستند ولي مثل گونه ي مرغوب (كلاس I) دراثرچراي بي رويه متحمل تغييرات زيادي نمي شوند.ممكن است اين گونه ها كمترموردتوجه دام قرار گيرندويا اينكه مقاومت آنهادرمقابل چرابيشترازگونه هاي مرغوب باشدودرنتيجه دراثرچراي مفرط،كمترصدمه ديده وجايگزين گونه هاي كلاس I مي شوند.
3- گياهان مهاجم(Invader) ياگونه هاي كم ارزش ياكلاسIII:
گياهاني هستندكه درچراي سنگين به سرعت افزايش مي يابند ومعمولا يكساله خشبي و غير خوشخوراك هستند.جزءتركيب گياهان مرحله كليماكس نمي باشندوممكن است متشكل ازگياهان بسيارمقاوم باشندودرمراتعي كه براي مدت طولاني مورداستفاده ي بي رويه قرارگرفته باشد،تكثيريافته وقسمت اعظم پوشش گياهي راتشكيل مي دهنداين گونه ها كمترباعث حفاظت خاك شده وفرسايش پس ازظهورآنها درمنطقه تشديد مي شود.
پس ديده مي شودكه گياهان كم شونده وزيادشونده درمرحله كليماكس كه مرتع وضعيت عالي ياخوبي دارد،به طورطبيعي يافت مي شوندولي گياهان مهاجم جزءكليماكس نبوده ويادرصدكمي ازآن راتشكيل مي دهند(شكل زير)
گرايش وضعيت مرتع(Range trend):
تعيين وضعيت مرتع بدون درنظرگرفتن گرايش آن داراي ارزش زيادي نيست.
هرگونه تغييردروضعيت مرتع را«گرايش» مي نامند.گرايش مرتع جهت حركت مرتع به سمت قهقرا يا كليماكس نشان خواهد داد.
اگرتغييرات درجهت قهقراباشد«گرايش پسرونده» (Down ward trend) واگرتغييرات وضعيت مرتع درجهت اصلاح واحياء وبه طرف تعادل يااوج(Climax)باشد،«گرايش پيشرونده»(Up ward trend)خواهد بود.
عواملي مانندقدرت گياهي،تجديدنباتات مرغوب، فراواني لاشبرگ گياهي ووضعيت فرسايش خاك مشخص كننده ي گرايش مرتع هستند.
ازآنجايي كه گرايش وضعيت مرتع شامل چگونگي وضعيت خاك وچگونگي وضعيت پوشش گياهي مي باشد،لذادرمراتع مختلف گرايش خاك وگرايش پوشش گياهي مي تواند همسونباشند.
مثلااگرگرايش پوشش گياهي به طرف قهقرا ولي گرايش وضعيت خاك درحال سكون باشد زماني است كه شروع قهقرابوده ومراحل اول آن است.
*هميشه تغييرات وضعيت پوشش گياهي سريع تر وپيش قدم نسبت به تغييرات وضعيت خاك است واين مربوط به پايدارتربودن خاك(نسبت به پوشش گياهي) مي باشد.
(شكل زير)
مدل وضعيت حال براي درمنه زارهاي اسپتي مناطق خشك ايران:
شناسنامه وضعيت ها:
وضعيت1- درمراتع انواع زيادي ازگندميان وبقولات نسبتاخوشخوراك مثل انواع (Stipa barbata) انواع اسپرس و(Astragalus) (گون) بدون خاردرمرتع ديده مي شود كه تحت عنوان كم شونده هاطبقه بندي شده است.دراين حالت درمنه جزگياهان زيادشونده است.
وضعيت2- براثرچراي متوسط تا سنگين وكمي نزولات ،گياهان علفي خوشخوراك چندساله جاي خودرابه گياهان يكساله مثل علف پشمكي(Bromus tecforum) و گندمي چندساله
مثل چبر(Poa bulbosa) مي دهندكه به چراي مداوم دام سازگارتر هستند.چندپايه ي گياه درمنه ي باقي مانده بذر افشاني كرده ونهال هاي آن درمرتع درحال استقرارهستند.
وضعيت3- مرتع كاملا پوشيده ازگياه درمنه(Artemisia herba alba) مي شودكه درلابه لاي آن تعدادكمي گياهان يكساله ديده مي شود.سايرگياهان بوته اي خشبي نيز درسطح مرتع به صورت نهال يا گياه بالغ به تعدادكم پراكنده هستند.
وضعيت4- براثرچراي شديدبرروي درمنه وكندن بوته هاي آن،گياهان كاملا غير خوشخوراك مثل ورك(Hultemia persica)،جغجغه(Prosopis stephania) وخارشتر (Alhagi camelorum) درسطح مرتع همراه با سايرگياهان نامرغوب خاردار يافت مي شود.دراين حالت تك بوته هايي ازدرمنه در سطح مرتع ديده مي شود.
وضعيت5- براثرشدت چرا وفرسايش وپايكوبي ،بيشترسطح مرتع بوسيله گونه نامرغوب اسپند(Peganum harmala) پوشيده شده است.
پراكنش دام درمرتع وترجيح غذايي انواع دام:
هميشه چراي شديددام درمرتع به علت تعداد زياد دام نمي باشد.دراثرپراكنش غيريكنواخت وعدم استفاده دام ازتمامي سطح مرتع ،قسمت هائي بيش ازحد موردبهره برداري قرارگرفته باشند.زيرا اصولا دام هاداراي عادت چريدن(Grazing habits)گوناگوني هستند. گاوهاي بالغ معمولا به صورت گروه هاي كوچكي درمرتع پراكنده هستند واغلب درسطوح صاف وپايين دره ها واطراف منابع آب بيشترحضوردارند.گوسفندان براي چراي نواحي شيبدارموثرترند.كوچكي اندام وقدرت بالا رفتن به گوسفندان اجازه حركت در شيبها را مي دهد.گوسفندان برخلاف (اسب ها وگاوها) به صورت گروهي چرامي كنند.
درنشخواركنندگان به ويژه گاوها ، ابتدالب ها ،گياهان موردنظررا جداكرده وباكمك دندان هاي پايين وآرواره ي بالا،آن هارا دريك عمل گازگرفتن وپاره كردن قطع مي كنند. گوسفند،بز وآهوبيشترازلب وآرواره هاي بالاي خودجهت قطع گياه استفاده مي كنند. گاوكمترانتخاب كننده ي انواع گياهان براي چراست.گاو واسب باحركت كششي علوفه را قطع مي كنند،ولي گوسفند علوفه راگاز مي گيرد وآن راباجويدن ازبخش هاي ديگرگياه جدامي كند.به همين دليل گاو واسب درمسيرچريدن، علوفه بيشتري راوارد دهان خودمي كنند.
ازطرفي گاو به ندرت علوفه با ارتفاع كمتراز5 سانتي مترراقطع مي كند.برعكس گوسفندوبزگياهان مرتعي نزديك به سطح زمين راقطع مي كنندواين موضوع درسامانه مديريت چرايي مرتع درخوراهميت است.گاودرمحدوده ي يك متري جلووبالاي سرش چرا مي كند.محدوده ي ديدوتحرك گوسفنددرمقايسه باگاوبيشتراست به طوري كه تا 3 متري جلوي خودراتحت نظر دارد.بزچه به صورت عمودي با بالارفتن ازبوته ها ودرختان وچه به صورت افقي ، داراي تحرك چرايي بيشتري است.
اگرگاووگوسفندباهم درشرايط رقابتي دريك مرتع فقيرچراكنند،اختلاف بيشتربه نفع گوسفنداست.زيراگاونمي تواندمثل گوسفندگياهان رادرست تاسطح زمين چراكند.درنتيجه اگرگاودريك منطقه خشك وكم علف براي كسب علوفه با گوسفندرقابت نمايد، باسرعت بيشتري وزن خودرا ازدست مي دهد.بزها بيشترين احتياجات غذايي را ازهمان گونه هايي كه گوسفندان چرامي كنند،تامين مي كنند.شتربيشتربوته هاي خارداررا مصرف مي كند وبرعكس گاو(كه هنگام چراحركت آهسته اي دارد) ويابز(كه درچرابسيارمتحرك است) ضمن حركت ممتد به چرا ادامه مي دهد.به طوري كه مشاهده شده است دريك مرتع خوب بعدازمدت 5/2ساعت چرا، شتر 5كيلومترمسيرراطي نموده است. درمرتع غني يا فقير،شتربه منظورچرا فقط گونه هاي محدودي را انتخاب مي كند وازهرگياه مقداركمي راچراكرده وبه گياه ديگرروي مي آورد.حتي ديده شده كه شتربه خارگياهان نيزاكتفا كرده وازبرگ هايي كه ظاهرا خوشخوراك ترهستند، چرانمي كند.به طوركلي درگزينش گياهان براي چرابين انواع دام هافرق وجوددارد.گاوقدرت انتخاب كنندگي كمتري دارد وبيشترگندميان رامي خورد.گوسفندبيشترپهن برگان علفي راترجيح مي دهد وبزبيشتر بوته ها ودرختچه هارا انتخاب مي كند.شترغالبا خارمي خورد.
آمادگي مرتع(Range Readiness):
تاريخ ورود دام از مواردي است كه بايد توجه خاصي براي آن قائل شد.
اگردام راقبل ازآمادگي گياهان مرتع واردكنيم(چراكند) به علت به هم خوردن درفعاليت وفيزيولوژيكي وكاهش قسمت هاي هوائي گياه وموادغذايي باعث ضعيف شدن گياه وكم شدن مقدارتوليد محصول خواهدشد.درمودخاك مرتع اگرقبل ازموعدآمادگي دام وارد مرتع شود(به علت مرطوب بودن) باعث سفت شدن خاك ودرنتيجه نفوذپزيري خاك كاهش مي يابد.بايدتوجه كردكه درموردتاريخ ورود دام درمرتع نمي توان تاريخ مشخصي راتعيين كرد زيرا هرساله باتوجه به تغييرات ونوسانات آب وهوايي ، اين تاريخ آمادگي مرتع متغير خواهد بودوبايدازروي مطالعات فنولوژيكي درهرمنطقه نسبت به معين كردن آن اقدام نمود.
به طوركلي درموردگياهان يكساله به علت كوتاه وسريع بودن دوره ي رشدآنها ،اين گونه گياهان، زودترازگياهان چندساله آمادگي پيدامي كنند.(درصورتيكه خاك قوي باشد،ارتفاع گرامينه هاي يكساله بايستي به7 تا10سانتي مترودرصورت ضعيف بودن خاك به5 تا7سانتي متربرسد) ولي درگياهان چندساله درموردگرامينه ها آمادگي آنها معمولا موقعي خواهدبودكه ساقه هاي حامل سنبل ظاهرشده ودرموردسايرگياهان چندساله معمولاشروع بازشدن غنچه هاي گل مي باشد.ازطرفي معمولامناطقي كه ارتفاع كمتري دارند زودترازمناطق مرتفع،آمادگي چرا پيدا مي كنندودام بايد قبلا وارداين مناطق شود.
مدت توقف دام درمرتع:
مدت توقف گله برمبناي زمان چرا وشرايط آب وهوايي وخصوصيات گياهان متغير مي باشد.
درمناطق خشك ونيمه خشك دراوايل بهار(كه بارندگي هاي بهاره وجوددارد) ودرمناطق مرطوب درطول فصل چرا، مدت توقف دام درمرتع4- 6 روزدرنظرگرفته مي شود.
كوتاه بودن دوره ي چرابه دلايل زير است:
1- بامرطوب بودن محيط ،امكان رشد لارو انگل نماتود(Nematode) وجوددارد.
سيكل زندگي نماتودبدين صورت است كه تخم انگل توسط مدفوع دام وارد محيط مرتع مي شود.لاروازتخم خارج وبرروي گياهان چسبيده ضمن چراي دام وارد معده دام مي شودودرنتيجه باعث تكرارآلودگي ويا آلوده شدن حيوانات سالم مي شود.زمان لازم براي خروج لارو ازتخم وآلوده شدن مرتع 5-6 روز مي باشد.لذا چنانچه دام درمدت حداكثر6 روزازمرتع خارج شودامكان آلوده شدن آن ازبين مي رود.
باكاهش بارندگي ورطوبت وخشك شدن محيط و افزايش درجه حرارت، امكان رشد لاروازبين مي رودولذاطول مدت توقف دام درمرتع ازنظرآلودگي مسئله اي نخواهد داشت.
2- وقتي گياهان موردچرا قرارمي گيرند به خصوص گرامينه ها،درصورت مساعدبودن شرايط محيط ،درعرض 6- 8 روز رشدمجددشان،قابل چرامي شود.لذادرصورت توقف بيش از 6 روزدام درمرتع،گياهان مرغوب موردچراي تكراري قرارمي گيرندكه مطلوب نيست.
*نكته: درمناطق خشك ونيمه خشك بعدازاوايل رشدبهاره (نبودن بارندگي تكراري) ودرطول مدت تابستان وپاييز،دوموردفوق امكان عملي شدن پيدا نمي كنند. لذاطول مدت توقف دام درمرتع مي تواندبيشتردرنظرگرفته شود.
خصوصيات كيفي علوفه :
1- خوشخوراكي وارزش رجحاني
2- ارزش غذايي گياهان
3- هضم پذيري
«خوشخوراكي»بدين صورت تعريف مي شودكه مجموع عواملي است كه سبب مي گردديك گياه درمقابل گياه ديگرخوشخوراك باشد.(مثلارشدگياه دربرابرنورملايم خورشيد،علوفه ي توليدي درزمين هاي غني،...)
«ارزش رجحاني ياانتخاب» عبارت است ازانتخاب يك گياه درمقابل گياه ديگرتوسط دام كه عمدتا يك عكس العمل رفتاري است.
1- عوامل موثردرخوشخوراكي:
عوامل متعددي درخوشخوراكي گياهان دخالت دارند.دوگروه:
1- عوامل مربوط به دام:
الف) انتخاب دام: به طوركلي گاو، علوفه نرم وشاداب ؛اسب علوفه تردوخشك ؛ شترعلوفه زبروگياهان شوربارايحه تند; گوسفندعلوفه شاداب ;بزدرحدفاصل اسب وشترازگياهان انتخاب مي كند.بزوشترگياهان خاردار بادرصدموادمعدني بالارا نيزمصرف مي كنند.
ب) دام ها باتوجه به سن، مراحل آبستني، شيردهي،ترس و وحشت،هيجان،گرسنگي،...به انواع گياهان علاقه نشان مي دهند.
2- عوامل غيردامي :
الف) تركيبات شيميايي: بالابودن پروتئين خام، موادقندي وموادچربي باعث افزايش خوشخوراكي مي گردد .مثلااگرملاس به علوفه خشك افزوده شود،هم باعث افزايش خوشخوراكي مي گردد وازطرفي ارزش غذايي علوفه رانيز بهبود مي بخشد.
وجوداملاح(مثل فسفروپتاسيم) نيزباعث رغبت بيشتردام به چرا مي شود.
باپيشرفت مراحل رويش ،درصدپروتئين خام، موادقندي وچربي هاكاهش مي يابد ودرمقابل چرا موادچربي(Lignin) وسلولزي افزايش مي يابدودرنتيجه باعث خوشخوراكي مي شود.
هرچندكه وجوداسيدهاي چرب فراردرگياه به عنوان منبع انرژي براي دام محسوب مي شود،ولي وجودآن دربرخي گياهان مثل(Artemisia tridentata) باعث كاهش فعاليت باكتريايي دستگاه گوارش وكاهش اشتها درگوزن وگاو مي شود،لذاهضم پذيري گياه دركنارخوشخوراكي آن ازلحاظ انتخاب دام مطرح مي شودودام ازچراي گياهاني كه مشكلات گوارشي ايجادمي كنند خودداري مي نمايد.
ب)گونه هاي همراه :درصورتيكه پوشش گياهي مرتع ازيك گونه تشكيل شده باشد خوشخوراكي آن گياه كمترازحالتي خواهدبودكه گياهان ديگري نيزدرتركيب پوشش گياهي مرتع وجودداشته باشند.مثلا گياه(شال دم) (Stipa barbata) توام با (Artemisia herba-alba) خوشخوراكي بالايي خواهدداشت.درصورتي كه اين گياه توام با(علف پشمكي) (Bromus tomentellus) باشدخوشخوراكي آن كمترخواهدبود.
ج) شرايط اقليمي وخاكي : بالابودن درصد موادازته، موادفسفروپتاسيم كه منتج از حاصلخيزي خاك مي باشد، باعث افزايش خوشخوراكي خواهد بود.بنابراين درمراتعي كه ازكوددرجهت تقويت ورشدبيشترگياهان استفاده شده باشد،خوشخوراكي گياه افزايش خواهديافت.خوشخوراكي گياهان باكاهش ميزان بارندگي كه منجربه كاهش درصدرطوبت درگياهان مي گردد،تنزل خواهديافت.
اندازه گيري خوشخوراكي ياانتخاب:
آنچه دراندازه گيري خوشخوراكي موثر مي باشد آن است كه نبايدازدام هاي گرسنه ودام هاي غيرمحلي كه شناختي روي گياهان مرتع ندارند،استفاده شود.
روشهاي زيربراي اندازه گيري خوشخوراكي مي با شند:
1- روش كافه تريا: وزن مشخصي ازعلوفه گياهان مختلف درظروف متحدالشكل،هم اندازه وهم رنگ وبه صورت تصادفي ودرتكرارهاي چنددرمقابل دام قرارداده شده،كه تفاوت وزن هركدام ازگياهان،خوشخوراكي آن رادرمورد دام خاصي نشان مي دهد. اشكال اين روش اين است كه باشرايط واقعي مرتع تفاوت دارد.
2- روش زمان سنجي(Feeding minutes): نوع خاصي ازدام درمرتع واردشده و زمان چراي هرگياه توسط كرنومتراندازه گيري مي شودودرخاتمه برمبناي جمع زمان ،چراي دام ، خوشخوراكي گياهان معين مي گردد. اشكال اين روش اين است كه حضورفرد باعث ترس وهراس دام نگردد و دام درنهايت آرامش چرا نمايد.
3- روش فيتول گذاري: مري دام قطع شده وبه كليه اي كه به گردن وپشت دام بسته شده است مرتبط مي شود.نتيجتا علوفه اي كه دام چرا مي كند.به جاي شكمبه دام دركليه جمع شده وسپس برمبناي گياهان چراشده ،خوشخوراكي گياهان مشخص مي شود.
4- روش تفكيك علوفه شكمبه: بيشتردرحيوانات شكاري بكار مي رودوبرمبناي كشتن حيوان شكاري وتفكيك گياهان موجوددرشكمبه،خوشخوراكي آنان تعيين مي گردد.
5- روش وزني:علوفه گياهان مرتعي قبل وبعد ازچرا ازمرتع،اندازه گيري مي شود وبرمبناي اختلاف ارقام درصدمصرف ازگياهان مختلف،خوشخوراكي آنها مشخص مي شود.
6- روش فيلمبرداري: فيلمبرداري ازچراي دام ازگياهان مختلف قضاوت مي شودتوام باهزينه زيادمي باشد.
2- ارزش غذايي گياهان:
ارزش غذايي گياهان برمبناي مقدارپروتئين قابل هضم (Digestible protein)، سلولز وچربي و...مشخص مي شود.هراندازه ميزان پروتئين بالا وسلولزكمترباشد،ارزش غذايي گياه بيشترخواهد بود.گياهان جوان وبه طوركلي گياهان درمراحل اوليه رشد حاوي درصدبالايي پروتئين درمقابل سلولزكمتري هستند.بيشترگياهان خانواده نخوديان درزمره ي گياهان خوشخوراكند.
«ارزش غذايي» برمبناي انرژي حاصل ازآن اندازه گيري مي گردد.انرژي حاصل از يك كيلو گرم جو(معادلgr600 نشاسته) به عنوان يك«واحدعلوفه اي» (Fodder unit) درنظرگرفته مي شود.
تقسيم بندي ازلحاظ(ارزش غذايي ،ارزش توليدي) به ترتيب ازبيشتربه كمتر:
سيب زميني،دانه هاي غلات،كنجاله دانه هاي روغني ،ريشه هاي غده اي ، انواع گياهان سيلوشده، علوفه ي آبي ، علوفه مرتعي،كاه وكلش گندميان.
تقسيم بندي ازلحاظ (ارزش پروتئيني):
كنجاله دانه هاي روغني،گياهان خانواده پروانه آسا،گرامينه ها، علوفه آبي،سيب زميني،علوفه مرتعي،ريشه هاي غده اي،كاه وكلش گندميان.
همانطوركه ديده مي شود«كاه وكلش گندميان» (چه ازنظرارزش غذايي وچه ازنظرارزش پروتئيني) درآخرين ترتيب طبقه بندي گياهان قرارداردكه درايران عمدتا غذاي دام رادرطول فصل زمستان تشكيل مي دهدودام هابه علت تغذيه ناكافي درآخرفصل زمستان بسيارلاغروضعيف مي كردند.
3- هضم پذيري(Digestibility):
كل موادغذايي كه دراختياردام قرارداده مي شود، قابليت هضم نداشته ودام درصدي ازموادموجود درعلوفه را مي تواندهضم نموده وجذب كند.هضم پذيري گياهان درمراحل اوليه رشدبالابوده وباپيشرفت مراحل رويشي كاهش مي يابد.اين كاهش هضم پذيري عمدتا مربوط به كاهش ميزان پروتئين وافزايش ميزان سلولزدرگياه مي باشد.
*نكته:گوسفندوبز(بهترازگاو) قادربه هضم وتبديل موادغذايي موجوددرعلوفه مي باشند.
نباتات سمي مراتع:
وجودنباتات سمي درمراتع يكي ازمسائل مهم مرتعداري مي باشدكه بايستي بدان توجه فراوان كرد.دراثرچراي بي رويه،اكثرنباتات مفيدفرصت تكثير و ازديادنيافته بتدريج ازبين مي روندوگياهان كم ارزش وسمي جانشين آن ها مي شوندودام هازمان گرسنگي اجبارا ازاين علوفه ها استفاده مي كنند.نابودكردن نباتات سمي درآب وهواي ايران مثمرثمرنيست.جلوگيري ازپيش چرايكي ازنكاتي است كه بايستي توجه داشت زيرادربهارقبل ازاينكه نباتات علوفه اي هرمرتع ظاهرگردد،نباتات سمي پديدارشده وموردچراي دام واقع مي شوند.برخي نباتات دريك دام بخصوص ايجادمسموميت مي كنند.
مثلاانواع دم اسبي ها(Equisetum sp) وانواع زبان پس قفاها((Delphinia sp وانواع لوپن ها (لوبياي وحشي) (Lupinus sp) براي گاوتوليدمسموميت مي كنند.
برخي نباتات درتمامي مراحل رشدونموخودداراي خاصيت سمي هستند.مثل گل حسرت يا سورنجان،انواع دم اسبي ها و فرفيون.برخي نباتات درمرحله سبزبودن داراي خاصيت سمي هستند.مثل انواع آلاله وشقايق سغمان .انواع گون ها به ويژهAstragalus lamberti) )
علاوه برسميت بركليه احشام،براي اسب خطرناك هستند.دام هايي كه دچارمسموميت مي شوند معمولاداراي يك حالت سست جسماني باگوشت هاي سست وموهاي بلندمي باشند.لوپن يا لوبياي وحشي كه درگاو وگوسفندايجاد مسموميت مي كند،نيام وبذرش بيش ازبرگ آن خاصيت مسموم كنندگي دارد.آلبالوي وحشي درختچه اي است كه درگوسفندان توليد مسموميت زيادي مي نمايد(به علت وجوداسيدهيدروسيانيك درآن است).
حيوان كش(Halogeton glomeratus) گياه يك ساله اي است ازخانواده اسفناج كه درخاك هاي شورونواحي بياباني يافت مي شود.اگرچه نباتي خوشخوراك است ولي مصرف زيادآن ايجادمسموميت مي كند.
انجام پروژه های درسی و پایان نامه های رشته های محیط زیست و شیلات و کلیه رشته های مرتبط با کشاورزی پذیرفته می شود.