اصلاح مراتع

 

اگربهره برداري ازمراتع به همين روال ادامه يابد،روزي فرا مي رسدكه زندگي بر روي كره ي خاكي سخت ومشكل مي گردد.

طبق آمارارئه شده توسط كاك(cook) وهمكارانش(1986) بيشترين سطح كره ي زمين به مراتع اختصاص يافته است،به طوري كه مراتع43% ، جنگل ها18% ، اراضي كشاورزي20% مناطق مسكوني وصنعتي4% واراضي بدون استفاده(مثل يخچالها وقلل كوه ها)15% سطح زمين راپوشانيده است.

بشرازمراتع استفاده هاي زيادي مي كند كه عبارتند از: فراورده هاي دامي ، حيات وحش ،  تفرجي و...

منافع حاصله ازمرتع:

1- توليدگياهان داروئي

2- ايجادمناطق تفرجي

3- حفاظت محيط زيست

4- حفاظت خاك

5- حيات وحش وشكار

6- توليدآب وآبزيان

7- توليدمحصولات دامي                               

 8- توليدگياهان صنعتي.

مرتع(range) : به اراضي اتلاق مي شود كه رستني هادرآن به حالت طبيعي رشد نموده وميزان بارندگي آن منطقه نسبتا كم باشدوتوسط حيوانات اهلي وشكاري ووحشي مورد چرا واقع گرددوهيچ عاملي آن رامحدودننمايد.

چراگاه(pasture) : به آن دسته از اراضي اتلاق مي شودكه به صورت كلي داير و محصور بوده وعمليات آبياري وكوددادن درآن صورت پذيرد.ضمنابايد ميزان نزولات نواحي مزبور رضايت بخش بوده وگياهان علوفه اي دراين نواحي كشت وزرع گردند.يعني انرژي ورودي توسط انسان به اكوسيستم چراگاه به مراتب بيشتر ازمراتع است.(تامين بذر، كود و...)

ساوان (savanna) : شامل مراتعي باغالبيت گراس ها و وجود درختان ودرختچه ها به صورت منفرد و پراكنده ويا مجتمع، تحت شرايط آب وهوايي مرطوب ودرحد فاصل مرتع وجنگل مي باشد.

توندرا(Tundra): مراتعي درمناطق نزديك قطب ياارتفاعات بالا(آلپي) بدون پوشش درختي.(شامل گراس ها، شبه گراس ها، پهن برگها، بوته هاي كوتاه قد،خزه وگلسنگ)

چمنزار(Meadow): شامل مراتعي است باپوششي ازگياهان علفي چندساله، باغالبيت گراس ها وشبه گراس هادرسطح محدود درمناطق خشك ونيمه خشك كه آب تحت الارضي دردسترس گياهان است .

علفزار(Prairie): شامل مراتعي است باپوششي ازگياهان باغالبيت گراس ها ،تحت اقليم هاي مرطوب ونيمه مرطوب،باخاك هاي عميق وحاصلخيز.

مرتعداري(Range  management): علمي است كه بااستفاده ازنباتات طبيعي جهت تعليف وچرانيدن دام همراه باجلوگيري ازاثرات سوء نسبت به سايرمنابع ازجمله زمين وجامعه نباتي بوده وموجب حفظ ونگهداري اين جامعه مي گردد.بنابراين حفظ وحراست كلي مراتع راچه ازنظر زراعي وچه از نظر نگهداري «مرتع داري» نامند.

به عبارتي مرتعداري دانشي است كه تمام اصول نگهداري ، بهره برداري، اصلاح واحياي مراتع رادربرمي گيرد.

والنتين(,Vallen tine1971)، مرتعداري راعلم وهنر برنامه ريزي ومديريت مرتع به منظور به دست آوردن حداكثرمحصول دامي با حفظ دوام منابع طبيعي مي داند.

علم مرتعداري مستقيما با دامداري ودامپروري مربوط است.دامداري نوعي دامپروري است كه برخلاف آن هدف اصلي درنگهداري دام با تكيه برتامين تمامي ويا قسمت اعظم خوراك دام از طريق مرتع وپس چرا باقيمانده ي زراعت هاست.همچنين برعكس دامپروري،نگهداري دام هاي اصلاح شده باپتانسيل توليد بالا وبدست آوردن حداكثر محصول، مورد هدف او نبوده وباتعدد دام ها جايگزين حداكثرمحصول به ازاء هرراس دام مي گردد.

 مراتع درايران:

دركشورما متاسفانه آماردقيقي از وسعت مراتع دردسترس نيست.براساس آخرين بررسي هايي كه با استفاده از تصاوير ماهواره اي انجام شده از8/ 164ميليون هكتار مساحت كل كشور،نزديك به 90 ميليون هكتاريعني 55 درصدآن رامراتع تشكيل مي دهند(1373).

با نرخ تخريب مراتع در چند سال گذشته ، مسلما امروز سطح مراتع كمتر خواهدبود.

پابو(Pabot,1965) : كارشناس فائوازطريق تقسيم بندي، اراضي درايران را بصورت جدول زير درآورده است:

مراتع

مساحت ميليون هكتار

درصد

مراتع خوب يامتوسط

8  

5

مراتع منهدم يااراضي غيرقابل استفاده

32

20

اراضي نيمه صحرائي ، مرتع بسيارفقير

40

25

صحاري

40

25

جنگل

2

2/1

جنگلهاي مخروبه(جنگلهايي كه توليدچوب ندارند)

14

8/8

اراضي آبي

4

5/2

اراضي ديم زيركشت

8

5

اراضي تحت آيش ديم

12

5/7

شهرها،دهات،راه ها ودرياچه

3

8/1

جمع

163

100

 

بادرنظرگرفتن اراضي نيمه صحرائي وجنگل هاي مخروبه به عنوان چراي دام، مي توان حدودمساحت مراتع رادرايران معادل94 ميليون هكتاردرنظرگرفت. (94=14+40+32+8)

مراتع طبيعي كشور ازلحاظ پوشش گياهي به سه گروه متمايز تقسيم مي شوند:

1- مراتع علفي ياييلاقي (نسبتا خوب تامتوسط): عمدتا دربلندي ها وسرزمين هاي سردسير(به ويژه دررشته كوه هاي البرز وزاگرس) واقع شده وتاحدودي وضعيت نسبتا خوبي دارند.اين چراگاه ها تنها درطول فصل تابستان قابل بهره برداري هستند(كه دمابالاتراست وگياهان توان رشد ونمو دارند).سطح اين مراتع به 14 ميليون هكتارمي رسد .درمواردزيادي اين چراگاه ها براثر فشار حاصل ازتشديد روند چرانيدن دام ها  به انواع درجه 2 و يا3 تبديل گرديده اند.

2- مراتع بوته اي يا قشلاقي(متوسط تا ضعيف): بيشتر در دشت هاي پست وگرم تر قرار دارند.دراين گونه عرصه ها،رشدونموگياهان دربهار،پائيزوتاحدودي زمستان امكان پذيراست.

مراتع ميان بند عمدتا قشلاقي محسوب مي شوند ودرجريان تغيير مكان دام ها از گرمسيربه سردسير وبالعكس،چرا مي گردندودرحد فاصل مراتع ييلاقي وقشلاقي قرار دارند.اين چراگاه ها به علت شدت بهره برداري  به ويژه ازسوي دامداران روستايي، ازروندخوبي برخوردار نيستند.مساحت آنها ازحدود 60 ميليون هكتار فراترنمي رود ودر سال هاي اخيربخش گسترده اي ازاين نوع چراگاه ها به ديمزاركم بازده تبديل شده اند.

3- مراتع بياباني(ضعيف تاكاملا ضعيف):كه اغلب درمراتع خشك وپيرامون بيابان ها وكويرمركزي هستند وازلحاظ  پوشش گياهي وفرآوري علوفه درشرايط نامساعدي قرار دارند.مساحت اين مراتع16ميليون هكتاراست(جدول)

                جدول1-1وسعت وفراوري مراتع كشور

نوع مرتع

مساحت

(ميليون هكتار)

فرآوري علوفه

(kg/hec)

كل فرآوري علوفه خشك قابل استفاده(ميليون تن)

علفي

14

290

060/4

بوته اي

60

92

520/5

بياباني

16

26

420/0

جمع

90

_

0/10

 

همانطوركه ازجدول1-1نمايان است، ميزان كل فرآوري علوفه سالانه قابل استفاده در مراتع كشور، حدود10 ميليون تن علوفه خشك مي باشدكه تنها مي تواند غذاي نزديك به 20 ميليون واحددامي درسال را تامين كند.درحالي كه حداقل اكنون 70 ميليون از كل دام هاي كشور(حدود120ميليون واحد دامي) تنها ازمراتع طبيعي استفاده مي كنندواين امر(چراي بيش ازسه برابرظرفيت فرآوري علوفه) باعث تداوم تخريب مراتع كشور شده است.

امروزه نزديك به يك ميليون خانوار مرتعدار وابسته به مراتع كشورند،درحالي كه فقط يكصدهزارنفرمي توانندازمنابع مرتعي موجودبهره برداري كنندكه يك سوم آنان عشايرو بقيه دامداران روستايي هستند.

مراتع روستايي(درمقايسه باعشايري) ازوسعت محدودتروتعدادبهره برداري بيشتربرخورداراست واين خودسبب تخريب افزون تر چراگاه ها مي شود.

*توجه شودكه درايران مراتع ييلاقي فراواني وجود داردكه بايستي جهت احياء واستفاده مطلوب ازآنها توجه بيشتري به آنان  كرد.كوهستان هاي آذربايجان،كردستان،لرستان، همدان،كرمانشاه ، قزوين، فارس، بختياري، اراك، ملاير، نهاوند،تويسركان و... ازاين جمله اند.

مراتع قشلاقي مثل:سرخس،تركمن صحرا، دشت گرگان، دشت مغان، جلگه خوزستان، فارس واطراف كويرمركزي رامي توان مثال زدكه درفصول سرد مورداستفاده قرارمي گيرند.

مراتع ميانبند يامراتع بهاره وپائيزه نيز مثل مراتع اطراف درياچه ي هامون درسيستان مي باشد.

 ارزش مراتع درايران:

1-       ارزش گوشت وشيرتوليدي:يكي ازمنابع تجديدشونده با استفاده هاي متنوع مي باشد.درايران قسمت اعظم علوفه دامي (88 درصد) به خصوص براي گوسفند و بزازمراتع به دست مي آيد.اين علوفه ي گرانبها باتبديل به گوشت،شير،پوست،پشم،كرك، شاخ، وانواع كود،به طورغيرمستقيم ارزش بالايي دارد.به طورمثال درتعيين ارزش گوشت توليدي بايستي عنوان داشت كه طبق آمارمركزآمار(1373)

 

به جدول1- 2توجه كنيد:

نوع دام

گوسفند

بز

گاووگاوميش

تعداددامي كه به طورمجازدر كشتارگاه ذبح مي شوند(راس)

7442000

2066000

1164000

وزن خالص هرراس دام(kg)

6/18

2/13

9/132

Kg وزن كشتار(به طورمجاز)

138421000

27271000

154615000

Kg وزن كشتار

(مجاز+ غيرمجازياصادرات)

276842000

54542000

309391000

قيمت هرواحد(تومان)

1200

1000

900

ارزش كل قيمتي(تومان)

332210400000

54542000000

278451900000

 

درجدول دقت شودكه آمارپوست وروده ي صادره ازكشورنشان مي دهد كه تعدادكل كشتاردرسال خيلي بيشتر ازتعداد دامي است كه تحت نظارت اداره كل دامپزشكي ذبح مي شوند كه درگوسفند وبزتا صد درصد ودرموردگاوتا25 درصد حساب كردو با محاسبه پاياني، مقدار ارزش گوشت توليدي كشور665 ميلياردتومان مي باشد.همينطوربامحاسبه ي ارزش شيرتوليدي به900 ميلياردتومان مي رسد(بامحاسبات بسيار پائين).

2- ارزش حفاظتي آب وخاك:

فرسايش خاك يكي ازمسائل بسيار مهم ازبين رفتن حاصلخيزي وتوانايي توليد خاك  مي باشد كه براثر برخورد قطرات باران به ذرات خاك وايجاد رواناب مقدمات انجام فرسايش مهيا مي گردد.دراين زمان حضورگياهان باعث برخورد قطرات باران به شاخ وبرگ گياهان ونفوذپذيري خوب به خاك وعدم فرسايش مي گردد.

حركت آب درسراسرسطح خاك را «جريان سطحي يارواناب»(overlandflow=run off) گويند.به حركت آب به داخل خاك «نفوذ»(in filtration)گويند.حركت آب رابين ذرات خاك «تراوش» (percolation)گويند. زيراهرنوع خاك،ظرفيت وقابليت مخصوصي براي نفوذ وجذب آب دارد.دقت شود دراثرافزايش رواناب ازسطح مراتع وهدر رفت بارندگي،تغذيه سفره زيرزميني به خوبي انجام نشده وشاهدخشك شدن آب چشمه ها وپائين رفتن سطح ايستابي  درچاه هاي عميق درتمامي مناطق كشور هستيم.

3- ارزش تفرجگاهي:كوهنوردي،راهپيمائي دركوهستان ها،ماهيگيري ،شكار،استفاده ازمناظرو رخدادهاي طبيعي جمع آوري نمونه هاي حشرات،گياهان ،سنگها و...داراي ارزش بسياربالاي توريستي است.

4- ارزش هاي داروئي وصنعتي:تنوع شرايط جغرافيايي درايران اقليم هاي متنوعي رابه وجودآورده است كه اختلاف حداقل و حداكثردما درسطح كشوردرشبانه روزدرطول سال بيش از40 درجه سانتي گراد مي باشد.بيش از 7000 گونه گياهي درايران رشد مي كنند و ايران به عنوان محل وخاستگاه برخي انواع   گون ها، چوبك،كلاه ميرحسن ودرمنه تركي مي باشد.امروزه اهميت وجايگاه گياهان داروئي مشخص است وبرخي مثل كتيرا، باريجه وشيرين بيان داراي ارزش هاي صنعتي هم هستند.

5- منبع ژنتيكي: تنوع وسيعي ازگياهان، ازنظردارابودن ژن هاي مختلف بسيارمهم است.

 

6- محيط زيست: اهميت پوشش هاي گياهي ازنظرتوليد اكسيژن وپالايش گازكربنيك بيش ازپيش احساس  مي گردد.هرچندحجم اندام هاي هوايي درجنگل بيشتر ازمراتع است ولي وسعت خيلي زياد مراتع اين عامل را جبران مي كند.گياهان مرتعي باجذب غبارهاي موجوددر هوا باعث پاكيزگي هوا مي شوند.

علل انهدام مراتع:

تخريب مراتع درعرض يكي دو قرن اخيرسرعت بيشتري به خود گرفته واگردقت شود بخشي از تشديدتخريب از زماني آغازمي گرددكه:

1- دولت درصددتصاحب پاره اي ازمراتع(بامالكيت عمومي يا اوقافي) برمي آيد.مراتعي كه متعلق به دولت هستند،بااخذ مال الاجاره ياحق مرتع،هميشه بدون درنظرگرفتن ظرفيت مرتع، دام بيشتر جهت دريافت اجاره بيشترواردمرتع مي شده است ودرنتيجه درتمامي سطح مملكت مراتع دولتي جزوتخريب يافته ترين  وفقيرترين مراتع منطقه بودند.مراتع ايلات وبامالكيت خصوصي وضع بهتري دارند.ضربه شديدديگربه مراتع ملي كردن مراتع بود كه برخي افرادسودجو(نه به دليل انجام كارهاي كشاورزي) بلكه صرفا جهت تصرف مراتع اقدام به گرفتن زمين ها كردند.

2- شخم مراتع به منظورتوسعه كشت(عمدتاديم): درمناطقي كه امكان(بارندگي سالانه كافي)كشت وجود دارد.البته باافزايش جمعيت اين تبديل قابل توجيه است.ولي به خاطرپايين بودن قدرت توليد اين زمين ها ، متاسفانه توليدكنندگان پس ازتوليد يك يا چند دوره كشت آن ها سراغ زمين هاي مرتعي ديگري   مي روندكه درحال حاضر بيش از30 ميليون هكتاراراضي رهاشده درسطح كشوروجوددارد كه زماني مرتع خوبي بوده اند.وازطرفي باتوجه به مديريت هاي زراعتي غلط اينگونه زمين ها (شخم عمودبرخط ترازيادرجهت شيب) درمقابل فرسايش كاملا بي دفاع مي شوند وپس ازچندسال ديگر محصولي توليد نمي كنند.

3- چراي زودرس دام ازمراتع: درايران (به خصوص درمناطق كوهستاني)كه زمستان هاي سختي دارند ودام نمي تواند درطول زمستان ازآغل خارج شده ودرمراتع چرا نمايد،به علت كمبود علوفه ذخيره زمستان ،بلافاصله پس ازذوب شدن برف ها وشايد قبل ازشروع رشد درگياهان ،دام ها به مراتع گسيل  مي شوند ودراثر چراي زودرس ،گياهان مرتعي شديدا صدمه ديده ودر اثرتكراردرطي سال هاي متمادي ازبين مي روند.

4- چراي بيش ازاندازه: باافزايش جمعيت وپاره اي انگيزه هاي اقتصادي موجب افزايش بيش ازحد دام درايران مي گردد.تعداد دام ها (براساس نظرمتخصصين وسازمان هاي مربوطه) چندين برابر ظرفيت نگهداري مي باشد.زيرا دامدار فكر مي كندكه غذاي دام بايد ازمراتع تامين شود وبه فكرتامين علوفه نيست ودرنتيجه مرتباباعث كاهش گياهان مرغوب مراتع شده و تخريب مراتع رابه دنبال دارد.

5- بوته كني: درعرصه مراتع واكثرروستاهاي كشور، منابع سوختي فسيلي كم وجودداشته ودرنتيجه براي پخت وپز ومنابع گرمايي واستحمام ازبوته ها استفاده مي شودكه اين بوته كني درفرسايش بادي وتشديد تبخيراز سطح خاك كاملا مشهوداست.

6- لگدكوبي سطح مراتع: دراثر تعدادزياد دام وچراي زودرس ازمراتع(كه با مرطوب بودن خاك همراه است) باعث فشرده شدن سطح مراتع وكاهش قابليت نفوذآب وافزايش جريان سطحي خاك مي شود .

7- صادرات دام: افرادسودجوباصادرات وقاچاق دام جهت كسب ارزهاي خارجي(درمقابل ريال ايران) مبادرت به نابودي مراتع گرفته اند.بايستي صدورمجوزجهت صادرات دام قطع گردد وباقاچاق آن شديدا مبارزه شودزيرا اين دام ها به قيمت تخريب مراتع ،پرورش يافته اند بايستي درچهارچوب دامپروري (نه دامداري) عمل شود.

باتوجه به عوامل تخريبي فوق الذكر در وضعيت مراتع ،اختلافات فاحشي بين پوشش هاي مرتعي دروضعيت حال(نسبت به گذشته) وجوددارد.

عوامل تخريبي مستقيم وغيرمستقيم انسان باعث شده است كه به طور كلي سيرقهقرايي و تخريب مراتع به ترتيب زير در نظرگرفته شود:

*درمناطق كوهستاني (بالاتر از1500مترارتفاع ازسطح دريا) بايستي گياهان مرتعي متشكل ازجنس هاي زير باشند:

(چاودار)Secale- (فستوكايالرزانك)Festuca- (علف پشمكي)Bromus: Graminae-1

                (علف باغ)Dactylis- (علف گندمي)Agropyron-Stipa –Oryzopsis

 

    (شنبليله)Trigonella- (اسپرس)Onobrychis- Hedysarum: Legumino sae- 2

                                                             (يونجه)Medicago- (گون)Astragalus

 

ولي چراي زودتر ازموقع، چراي مفرط وبي رويه وتبديل مراتع به زمين هاي زراعتي،  رشد وپراكنش گونه هاي فوق راتحت الشعاع قرار داده وگياهان غيرخوش خوراك (باارزش علوفه اي خيلي كم) مستقروتكثير مي يابند مثل جنس هاي زير:

(سرپوشك)Cousinia- )شقاقل)Eryngium- (شيرسگ)Euphorbia- (چلپو)Phlomis

(ا سپرس)Onobrycgis cornuta- (چوبك ها)Acanthophylum

(كلاه ميرحسن)Acantholimon

*درمناطقي( كه ارتفاع آنها ازسطح دريا پايين تراز1500مترباشد): تحت آب وهواي خشك قرارگرفته، باتخريب مراتع(با عوامل بالا)گياهان چندساله مرتعي ازبين رفته وبه جاي آنها گونه هاي يكساله مستقر مي شوند مثل:

(بابونه)Anthemis- (جو)Hordeum- (علف پشمكي)Bromus- (جوهرز)Aegylops

اين گياهان دراوايل بهار(به علت مرطوب بودن خاك) به سرعت شروع به رشدنموده،پوشش محافظتي توليد مي كنند كه به زودي خشك شده وقسمت اعظم سال درمرتع عاري از پوشش محافظتي مي شود.

 اصلاح مراتع:

اصلاح مراتع سلسله عملياتي است كه جهت افزايش بازدهي توليد وبا رعايت شرايط اكولوژيكي درهر منطقه به مورد اجرا گذاشته مي شود.اصلاح واحياي مراتع موجب افزايش كمي وكيفي توليد علوفه وفراورده هاي دامي را به حداكثر مقدار ممكن مي رساند.

روش هاي اصلي احياء واصلاح  مراتع عبارتند از:

1-     تامين واصلاح منابع آب شرب دام:

توسعه ي منابع آب يكي از مواردي است كه دربرنامه هاي مديريت مرتع درنظر گرفته بايد شود.درمراتعي كه 1- پراكنش منابع آب درسطح مرتع يكسان نيست،2- ميزان آب كافي نيست،3- يا آب شرب هدر مي رود،4- ويا مراتعي كه فشارچرا در اطراف منابع آب موجود زياد مي باشد ،بايد انجام عمليات براي تامين آب شرب انجام شود.

مقدار احتياج روزانه دام به آب :به نوع دام ، نژاد دام (وزن زنده)،كيفيت علوفه وشرايط آب وهوايي بستگي دارد.

نوع دام

مقدارآب لازم به ليتر

اسب

گاو

گاوشيري

شتر

گوسفند

45- 30

40- 30

70- 50

45- 30

8- 4

نياز روزانه دا م هابه آب شرب درجدول آمده است:   

 درمواقعي كه علوفه آبدار باشددر نتيجه احتياج دام

به آب كمتر مي شود(مثلا درفصل بهاروهنگام بارندگي

،حدود80- 90 درصد علوفه ازآب تشكيل شده است.)

درهواي سرد،احتياج دام به آب كاهش مي يابد با

افزايش درصدنمك در علوفه ، ميزان مصرف آب نيز

افزايش مي يابد.

تعداد محل هاي شرب دام ها:

اين مطلب بسته به شرايط منطقه ،نوع دام و وضعيت عوارض زمين خواهدداشت.به طوركلي درمورد مراتع مخصوص گوسفند وبز (به علت اينكه قادرند مسافت بيشتري طي كنند)،تعداد آبشخور لازم يك چهارم تعداد لازم براي گاو وگوساله است.

 

   جدول حداكثر مسافتي كه دام مي تواندجهت شرب آب طي كند(كيلومتر)

نوع دام- وضعيت توپوگرافي

گاو

گوسفند

 مسطح                 شيب ملايم             شيب تند

3- 2

6- 4

5/1

4- 3

75/0

5/2- 2

 *نكته: در مراتعي كه بره ها به دنيا مي آيند فاصله منابع آب نبايدبيشتر از 1 كيلومتر باشد.

*مقاومت گوسفند، بز واسب در مقابل طولاني شدن فاصله ي آبياري بيشتر از گاو وگوساله است.مثلا اگرگوسفند از علوفه تر و آبدار تعليف كند، مي توان هردو روز يا حداكثر سه روز يك بار به آن آب داد ولي براي افزايش بازده محصول دام ، آب دادن روزانه ضروري است. وليكن گاو وگوساله هرروز آب مي خواهند.توجه شود كه دادن آب مرتب روزانه ،هم باعث بازده محصول (افزايش وزن حيوان مي شود) شده، وهم باعث يكنواختي علوفه ي مرتع (خشك وتر) مي گردد(زيرا اگر دام آب كافي نداشته باشد،بيشتراز علوفه تر استفاده مي كند)

*آب به طوركلي بايد شيرين باشد واين آب ارجح است، آب زلال بهتر ازگل آلود بوده وجهت جلوگيري از رشد جلبك مي توان به آب كات كبود(به مقدار ppm1) اضافه كرد. *از چراي دام به فاصله ي 1- 4 متري از مسير رودخانه ها يا سواحل منابع آبي بايد جلوگيري كنيم.زيرا اين امر باعث رشد بهتر گياهان در اين فضا شده واز آلودگي دام ها به انگل ها تا حد امكان جلوگيري مي كند.

*در مكان ها ومحل هايي كه آب هاي موقتي وبراي مدت كوتاه از سال داراي آب هستند، ممكن است در حال خشكي ،هيچ گونه علامت ظاهري دال بروجود ذخيره آب در خاك ديده نشود ولي با وجود برخي گياهان مثل زنبق (iris) وبرخي انواع(juncus)كه احتيج به آب بيشتري دارند،نشان دهنده ي آب قابل استفاده آن محل مي باشد.

در ايجاد مخازن آب بايد نكاتي رعايت شوند:يكي استفاده از مواد غير قابل نفوذ مي باشدتا آب هدر نرود.در دسترس ترين اين مواد نبتونيت (Bentinite) (سيليكات آبدار سديم) مي باشد.

روش استفاده به اين صورت است كه خاك سطحي محل مورد نظر را به عمق  10- 15 سانتي متر برداشت كرده وسپس غلتك مي زنند تا صاف شود.سپس روي آن يك لايه نبتونيت پخش مي كنند وبعد غلتك زده ودوباره خاك اوليه سرجاي خود (جهت حفاظت نبتونيت) ريخته مي شود.كه با اين روش مي توان تا94 درصد از نفوذ آب جلوگيري كرد.

2- روش هاي ذخيره آب در خاك(اصلاح سطح خاك جهت جلوگيري از جريان سطحي وافزايش نفوذ آب):

عمومي ترين عامل محدود كننده ي فرآوري علوفه در مراتع طبيعي ،نبود رطوبت كافي در خاك است. در اين گونه ها سرزمين ها ميزان بارندگي ممكن است اندك باشد ،يا در زماني بباردكه كمتر مورد نياز است ويا آن چنان شديد ببارد كه علاوه بر ايجاد فرسايش خاك قسمت عمده اي از آن هرز رود.

از طرفي بعضي مواقع خاك سنگين است وغير قابل نفوذ مي باشد. درچنين شرايطي ،هرگونه تغيير شكل مكانيكي خاك در بخش هاي گوناگون مرتع، سبب افزايش نفوذپذيري خاك، تامين رطوبت خاك و فرآوري علوفه را نيز افزايش خواهدداد.همچنين ذخيره ي بارش ها سبب تغذيه سفره هاي زير زميني شده از خشك شدن چشمه ها وقنات نيز جلوگيري مي كند.

*عمليات مكانيكي كه براي حفظ رطوبت خاك در مراتع انجام مي شود ، در مدتي كوتاه وپس از چند سال ،كارآيي خود را ازدست مي دهد.بنابراين بايستي همزمان با آن ، براي افزايش پوشش گياهي ناحيه نيز اقدامات لازم انجام گيرد. اين فرآيند،ازطريق كاهش رقابت گياهان نا مرغوب (با آتش سوزي يا ازبين بردن آنها از طريق مكانيكي ) ،بذر پاشي ، بوته كاري گياهان بومي يا جديد ،شدني مي باشد.بعد از اجراي عمليات مكانيكي حفظ رطوبت وكاشت گياهان ،بايستي حداقل  2تا3 سال مرتع قرق گردد تا گياهان بتوانند به خوبي مستقر شوند. ورود سريع دام ها به ناحيه ، از رويش گونه هاي جديد ونهال هاي جوان جلوگيري مي كند ويا اينكه خاك پيرامون چاله ها يا شيارهايي كه احداث شده اند را دوباره به درون آنها بر مي گرداند ودر مجموع از كارايي عمليات مي كاهد.تخريب خاك             (Soil degradation) در اثر استفاده ي بي رويه از پوشش گياهي با ظهور پديده هاي منفي زير همراه است:

 

1- ازهم پاشيدگي ساختمان خاك2 - فرسايش آبي وبادي  3- هدر رفتن مواد مغذي خاك 4- شورشدن خاك

خاك هاي حساس معمولا تك بافت(خصوصا شني) به فرسايش بادي خيلي حساسند وپايداري وثبات آنها ضعيف است (ومقدار كمي رس وسيليس دارند.)

يعني عمليات مكانيكي ذخيره آب نبايد در خاك هاي سبك وشني انجام شود ، زيرا موجب تشديد فرسايش آبي وبادي خواهد شد.

مهمترين عمليات(روش هاي) اصلاح سطح خاك(ذخيره آب در خاك) عبارتند از:

الف) ايجادشياربه موازات خطوط تراز(ياخطوط ميزان)(يا خطوط هم ارتفاع)cotour furrow

اين روش يكي از روش هاي ذخيره آب در خاك وكنترل فرسايش خاك (به ويژه در شيب ها مي باشد.اين شيارها به صورت عمود بر شيب ودر شيب ها كمتر از 20درصد احداث مي شود.

شيارها (فاروها) به صورت راه راه  ودر فواصل نزديك به هم احداث ومعمولا صاف ومرتب نمي شوند. بهتر است فاروها به صورت منقطع احداث شوند زيرا مشاهده مي شود كه درفاروهاي ممتد وطويل خطر شكستن توسط هرزآبها بيشتر است يعني شيارها بايد در پايان، كور شوند تا به آبگذرها ونواحي پست راه نيابند. طول فاروهاي منقطع بين 40 تا60 متر مناسب است.به اين روش ،روش فاروئينگ هم  مي گويند. فاروئينگ در ارضي شيبدار در جهت عمود بر شيب غالب ودر اراضي نسبتا مسطح با ذخيره در جهت عمود بر باد غالب صورت مي گيرد.

ب) ايجاد جوي (بانكت) در روي خطوط ميزان (بانكت سازي)contour trench

بانكت،شيار ژرفي است كه به منظور كنترل فرسايش ورخنه ي آب درون خاك در شيب هاي زيادتر (20تا70 درصد) بر روي خط تراز وعمود بر شيب احداث مي شود.پس از احداث بانكت،بايستي بي درنگ در آنها كشت گياهان مرتعي ويا بوته كاري انجام گيرد تا گياهان در سال هاي نخست خود را مستقر سازند وبذر نيز فرآوري (توليد) كنند. البته در هر سرزمين نخست بايستي آزمايش هايي در باره ي سازگاري گونه هاي مختلف گياهان ونحوه ي كاشت آنها در كف، بدنه ويا خاكريز بانكت صورت گيرد وسپس به كشت آن بپردازند.پس از مدتي شيارها به تدريج پر مي شوند.

تراس بندي (Terracing) واحداث بانكت از روش هاي پر هزينه است كه بيشتر در زمين هاي زراعي ويا در عمليات آبخيز داري ،درختكاري واحداث باغ هاي ميوه وانگور بر روي شيب هاي تند احداث مي شود.

ج)چاله چوله كردن(پي تينگ pitting & chisling)

عبارتست از ايجاد چاله هاي كوچك قايقي شكل درمراتع .اين چاله ها يا حوضچه هاي كوچك كه مي توانند آب حاصل از بارندگي را گرفته ودر خود نگاه دارند.براي جمع آوري نزولات باران ونفوذ آنها در خاك وجلوگيري از جريان سطحي آب مي باشند واطراف اين منابع آبي ، محيط مناسبي جهت رشد گياهان مرتعي است وبه همين دليل با افزايش پوشش گياهي مرتع همراه مي شود.روش چاله كردن براي اراضي كم شيب ودر خاك هايي كه خيلي قابل نفوذ نباشند (شني وسبك نباشد) مناسب تر است. زيرا در خاك هاي با قابليت نفوذ زياد ، قسمت اعظم آب در خاك نفوذ نموده وجريان سطحي كم مي شود ويا ممكن است وجود نداشته باشد. ابعاد چاله ها 3×2 متر با عمق cm15 مناسب است. در ارضي باشيب بيش از 8 درصد اجرا نمي شود . در اجراي اين عمليات ،بايستي دقت شود كه چاله ها در امتداد خطوط تراز يا نزديك به آن قرار گيرند براي انجام عمل چاله كندن از ادوات گوناگوني مثل بلدوزر يا ديسك هاي ويژه ،همراه با عمليات كاشت بذر استفاده مي شود. همچنين مي توان با چيزل يا زيرشكن لايه ي سخت طبقه ي زيرين خاك را شكاف داد تا آب به درون آن رخنه كند.

د)پخش آب هاي هرز(water spreading) يا پخش سيلاب ها:

پخش سيلاب ها از سودمند ترين روش هاي مكانيكي ذخيره آب در خاك به شمار مي رود.

اين شيوه هم در افزايش فرآوري علوفه مرتع وهم در بالا بردن راندمان ديمزارها وهم در افزايش ذخيره آبي سرزمين (تامين آب چاه ها وقنات ها)سود بخش خواهد بود.

روش پخش سيلاب شامل جمع آوري وكنترل هرزآب ها وسيلاب هاي ناشي از             رواناب هاي سطحي وهدايت آن ها به اراضي نزديك آبراهه ها مي باشد.بدين ترتيب كه در مسير آبراهه ها ،سدهاي خاكي حداث و آب به كانال هاي كم شيب منحرف وآن را به بخش هاي بالايي زمين مي رسانند.

پخش آب روشي است كه در آن سيلاب هاي دائمي يا موقت از مسير اصلي خود منحرف شده ودر ارضي نسبتا مسطح مانند كف دره ها يا دشت هاي كوچك پخش مي گردند (سرعت آب كاهش مي يابد) چنين روشي در سرزمين هايي قابل اجراست كه تقريبا هرساله هرز آب كافي داشته باشند،زيرا آب موجود در آبراهه ها به دنبال بارش شديد يا ذوب سريع برف ها حاصل مي شود.

3- قرق :جلوگيري از ورود دام به مرتع (چه دام هاي اهلي وچه وحشي ). قرق يكي ازساده ترين روش هاي اصلاحي مراتع است وتحت شرايط آب وهوايي خاصي باعث ايجاد واحياي پوشش گياهي مي شود. ايراد واشكال اصلي قرق اينست كه در طول مدت قرق، مساحتي كه قرق شده است،از سطح مرتع مورد استفاده ي دام كاسته شده وچنانچه تعداد دام به همان نسبت كاهش نيابد، فشار چرا برروي مراتع ديگر شديد تر از قبل شده،باعث تخريب بيشتر اين مراتع مي شود.عمل قرق بايد باعث رشد وتكثير گونه هاي مرغوب در منطقه شود(نه گونه هاي بلا استفاده).

4- مبارزه با گياهان سمي : ازمسائل مهم مرتعداري وجود نباتات سمي در مراتع است كه باعث مرگ ومير احشام وكاهش ارزشي دام مي شوند كه عمدتا در اثر چراي مفرط وي رويه زياد مي شوند. ممكن است تصور كنيم تنها راه مقابله با آنها از بين بردن نباتات سمي مي باشد ولي اين مطلب به ويژه در آب وهواي ايران مثمر ثمر نخواهد بود.

دام هايي كه دچار مسموميت مي شوند معمولا داراي يك حالت سست جسماني وگوشت هاي سست وموهاي بلند مي باشند.

جلوگيري از«پيش چرا» بايد در نظر گرفته شود،زيرا در بهار قبل از آنكه نباتات علوفه اي هرمرتع ظاهر گردد،نباتات سمي پديدار شده ومورد چراي دام واقع مي شوند ،در نتيجه خسارت فراواني توليد مي كنند .مثلا دام ها ازخوردن نوعي گون يا زبان پس قفا صدمات زيادي مي بينندكه گاهي منجر به مرگ آنها مي شود.

بايستي نمك هميشه در اختيار دام گذاشته شود،زيرا كمبود نمك يا مواد ديگر مثل فسفر باعث ايجاد اشتهاي غير عادي در دام در خوردن گياهان سمي مي شود.

انواع دم اسبي ها(Equisetum sp) براي اسب، انواع زبان پس قفا(Delphinia sp)  وانواع لوپن (Lupinus sp) براي گاو توليد مسموميت مي نمايند.

برخي نباتات در تمامي مراحل رشد و نمو خود داراي خاصيت سمي اند.مثل گل حسرت يا سورنجان(Colchicum sp)،انواع دم اسبي ها وفرفيون(Euphorbia sp).

برخي نباتات در مرحله سبز بودن خاصيت سمي دارند . مثل انواع آلاله(Ranunculus sp) وشقايق لغمان(Anemone sp)

انواع زبان پس قفاها از نباتاتي هستند كه براي گاو توليد مسموميت بيشتري مي كنند (تا گوسفند) واگر گاو 1- 3درصد وزن خود را از گياه تغذيه كند ،مسموميت حتمي است.

برخي انواع گون ها(به ويژهAstragalus lambertii ) براي كليه احشام (بخصوص اسب) خطرناكند وكليه ي اندام هايشان مسموميت ايجاد مي كند.

لوپن يا لوبياي وحشي كه اغلب در كوهستان هاست ،در كليه احشام (به ويژه گاو وگوسفند ) ايجاد مسموميت مي كند. نيام وبذرش (بيشتر از برگ)خاصيت مسموم كنندگي دارد.البته برگش هم اگر زياد تعليف شود، مسموميت ايجاد ميكند.

آلبالوي وحشي (Prunus sp) درختچه اي است كه در گوسفندان توليد مسمومست زيادي مي كند كه علتش وجود اسيد هيدروسيانيك در دختچه است .

حيوان كش (Halogeton glomeratus)گياهي يك ساله از خانواده اسفناج است كه در خاك هاي شور ونواحي بياباني يافت مي شود.نباتي خوشخوراك بوده ولي مصرف زيادش،مسموميت ايجاد مي كند(البته گاو ندرتا مسموم مي شود) علاج ناپذير هم هست.

انواع پيازها(Allium sp) موجب كاهش ارزش شير مي شوند. انواع بومادران (Achillea sp) ،آلاله (Ranunculus sp) ،زرلق(Caltha sp) موجب تغيير رنگ وطعم شير مي شوند.

5- مبارزه با آفات وحشرات وامراض: گياهان مرتعي هم به اندازه ي گياهان زراعي مورد حمله آفات وبيماري ها قرر مي گيرند.مثلا در اوايل بهار،اكثر مناطق، يونجه مورد حمله ي شته، تريپس ويا كارا در نيا واقع مي شود كه با چراي دام از شدت خسارت جلوگيري مي شود.اكثرمناطق مرتعكاري مصنوعي كه از اسپرس استفاده شده است حمله ي سفيدك ها وجود دارد.به علت وسعت مراتع ،مبارزه شيميايي تقريبا عملي است واستفاده از روش هاي مبارزه بيولوژيكي پس از مطالعات كافي موثر تر خواهد بود.

همين چراي دام از گياهان آفت زده ،يك مبارزه بيولوژيكي است.

6- استفاده از آتش:يكي از ابزارهاي  قديمي بشر در از بين بردن پوشش مزاحم ونا مرغوب گياهان مي باشد. آتش سوزي در مواقع خشكسالي ممكن است سطح زمين را به مدت طولاني بدون پوشش گذاشته ،دماي خاك را افزايش داده و به اندام هاي زير زميني گياهان صدمه وارد مي سازد.چنانچه آتش سوزي با اتلاف مواد آلي ،ازت وگوگرد همراه باشد، بعد از چراي مفرط ، مهم ترين عامل تخريب مرتع به شمار خواهد رفت.

آتش سوزي شيب هاي تند، فرسايش خاك راتشديد مي كند .اگر بعداز آتش سوزي ، مرتع تحت چراي سنگين قرار گيرد ،گياهان تازه رشد كرده صدمه ديده وتوليد علوفه به شدت كاهش مي يابد.بهتر است موقعي به آتش سوزي اقدام نمود كه علوفه ي كافي در اختيار دام باشد وعلوفه ي مورد مصرف در آتش سوزي كيفيت پاييني داشته باشد . بر اثر سوزانيدن  بوته هاي مزاحم با حذف رقابت رطوبت موجود در خاك در اختيار ساير گياهان علفي قرار مي گيرد.

آتش سوزي باعث افزايش خوشخوراكي گياهان شده وبا حذف مواد گياهي قديمي وخشك درصد بهره برداري گياهان را به وسيله دام هاي چرنده افزايش مي دهد.

7- استفاده از كودها: عملا از كودهاي عالي (فضولات پوسيده ي گاو،گوسفند و... ) به علت محدود مقدار ، گراني قيمت، هزينه هاي توزيع وهزينه ي مخلوط كردن با خاك فقط در اراضي زراعي مصرف دارد ودر محيط هاي مرتعي فقط استفاده از كودهاي شيميايي وجود دارد.

كاربرد كودهاي شيميايي به مناطق پرباران محدود مي شود:

1-     مراتع ييلاقي وشمال وغرب كشور.

2-     چمنزارهاي طبيعي كف دره ها كه با چشمه سارها وسيلاب هاي فصلي آبياري مي شوند.

3-     مراتع مصنوعي كه در مناطق مرطوب احداث مي شوند.

 با توجه به هدف از باروري مراتع ، افزايش اندام هاي سبز گياهي است،لذا كودهاي ازت در درجه اول اهميت قرار دارند وگياهان خانواده پروانه آسا نياز به كود فسفر بيشتري دارند وكودهاي پتاسه در مراتع ايران مصرف ندارند.زيرا مقدار پتاس موجود در مراتع ايران عمدتا به دليل رسي- لومي بودن ،غني از اين عنصر مي باشند.

اصولا 50 تا 100كيلوگرم اوره در هكتار با توجه به ميزان بارندگي ملاك عمل مي باشد ،كه زمان استفاده در اواخر زمستان يا اويل بهار (آغاز فصل رويش گياهي وجلوگيري از شستشوي كود توسط باران پاييزي وزمستان) نتيجه بهتري مي دهد.زمان مصرف كود فسفات آمونيوم در پاييز است.

در استان كهكيلويه وبوير احمد با كود پاشي در تيپ جوي پيازدار(Ordeum bulbosum) توليد علوفه به ميزان 3 برابرافزايش يافته است.

8- برنامه ريزي كشتار دام:وقتي دام از ييلاق حركت مي نمايد معمولا به علت استفاده از مراتع نسبتا خوب ، چاق مي باشد در بازگشت بر اثر راهپيمايي وصرف انرژي ،كاهش وزن پيدا مي كند (هر راس 2كيلوگرم) اگر اين دام ها در همان موقع مراجعت از ييلاق ،يكجا كشتار شوند ودر سردخانه قرار گيرند، مزايايي دارند:

1- 1 از هدر رفتن اضافه وزن دام جلوگيري مي شود.

2-1 به علت كم شدن تعداد دام ها ،كيفيت وكميت تغذيه بقيه دام ها در طول مدت زمستان بهتر مي شود.

3-1 اين موضوع در سلامتي نوزاد دام ها تاثير زيادي دارد.

4-1 مقدار محصول شير نيز افزايش مي يابد.

5-1 از فشار دام ها برروي مراتع قشلاقي كاسته شده وكيفيت اين مراتع بالا مي رود.

يعني ايجاد سردخانه در مناطق ييلاقي ،ضروري بوده ويكي از برنامه هاي اصلاح مراتع وتامين گوشت مي باشد.

9- تهيه سوخت ارزان قيمت:گياهان خشبي مراتع جهت مصارف سوختي ، ريشه كن شده وجمع آوري مي شوند.

10- تامين علوفه مورد نياز دامداران: هسته مركز تمام مشكلات مراتع ، كمبود علوفه مي باشد.سهم مراتع كشور (به طور كلي) در دام هايي مثل گوسفند وبز ،حدود 80- 90 درصد علوفه مرتعي سالانه مي باشد.در حاليكه دامداران بايستي بدانند كه مقداري از علوفه مورد نياز خود را بايستي خريداري كرده تا از نابودي مراتع جلوگيري شود.