استاندارد ایزو

 

استاندارد ایزو چیست؟

ایزو (ISO) مخفف عبارت International Organization for Standardization به مفهوم سازمان بین‌المللی برای استانداردسازی است.

در حال حاضر، این سازمان بین‌الملی متشکل از یک شبکه از مؤسسات استاندارد ملی در 157کشور دنیا است، که بر پایه یک مرکز در هر کشور و یک مرکز اصلی در شهر ژنو - سوئیس- فعالیت می‌کند که وظیفه هماهنگی مراکز مختلف را برعهده دارد.

امروزه رعایت استانداردهای ایزو در تولید و عرضه محصولات و خدمات از چنان اهمیتی برخوردار است که در عرصه تجارت جهانی، استاندارد‌های ایزو شرط اولیه در داد و ستدهای بین‌المللی قرار گرفته است.

انواع استانداردهای ایزو

•استاندار ISO 9000

در سال 1987 کمیته‌ فنی 176 سازمان بین المللی استاندارد (ISO/TC۱۷۶) سری استانداردهای ایزو 9000 را به جهانیان ارائه نمود. هدف از تدوین این سری استاندارد به وجود آوردن الگوئی بین‌المللی برای پیاده‌سازی و استقرار سیستم‌های مدیریت و تضمین کیفیت بوده که مورد استقبال فراوان در سطح دنیا قرار گرفت.

سری استانداردهای ایزو 9000 در سال 1994 و 2000 با نگرش فرآیندگرا و نهادینه نمودن بهبود مستمر در سیستم مدیریت کیفیت سازمان از طریق اصلاح فرآیندها، مورد ویرایش قرارگرفت.

در واقع استاندارد ایزو 9000 به یک محصول خاص داده نمی‌شود، بلکه فرآیند تولید کالا یا خدمات را در یک واحد تجاری مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

مزایای بکارگیری استاندارد ایزو 9000

•بررسی مجدد فعالیت های سازمان بر اساس اهداف سازمان و رفع کاستی‌ها

•شفافیت فرآیندها و شاخص ها در سازمان

•جلوگیری از دوباره کاری ها به واسطه تعریف فعالیتهای برنامه ریزی شده و سیستماتیک

•کاهش هزینه ها

•ایجاد اطمینان و اعتماد در درون سازمان

•ایجاد اطمینان و اعتماد درون سازمان (مشتری)

•افزایش توان رقابت در عرصه بین الملل

دامنه کاربرد: این استاندارد در کلیه سازمانهای تولیدی، خدماتی و پژوهشی و آموزشی و غیر کاربرد دارد.

 

•استاندار ISO 14000

استانداردهای خانواده ISO 14000 شامل استانداردهای بین الملی در رابطه با سیستم‌های زیست محیطی است. این استانداردها در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط کمیته فنی ۲۰۷ سازمان ایزو بوجود آمدند.

یک سیستم مدیریت زیست محیطی می‌تواند به عنوان بخشی از سیستم‌های جامع مدیریت به حساب آید.

این سیستم شامل ساختار سازمانی، فعالیت‌های طرح‌ریزی، تعریف مسوولیت‌ها، تعیین روش‌ها و فرایند‌ها و همچنین در اختیارگیری منابع لازم برای تهیه، اجرا، بازنگری و حفظ خط مشی زیست‌محیطی سازمان است.

این استاندارد مساله اصلی فرآیند تولید و به عبارتی پشت پرده عرضه یک کالا است، نه خود کالا.

در واقع این گواهینامه به واحدی اعطا می‌شود که در درازمدت برنامه‌های عملی برای کمک به پاکیزه ماندن محیط‌زیست داشته باشد و آنها را به درستی اجرا کند.

مزایای بکارگیری استاندارد ایزو 14000

•ایجاد سیستمهای مدیریت زیست محیطی که منجر به حفاظت بیشتر از محیط زیست می شود.

•به حداقل رسانیدن موانع غیر تعرفه ای تجاری و تسهیل تجارت بین الملل با توجه به بها دادن بیشتر به محیط زیست در سازمان‌ها

•جلب مشتریان بیشتر و افزایش سهم بازار در سطح بین المللی

•افزایش رعایت مقررات و قوانین مربوط به محیط زیست

•استفاده بهینه از منابع طبیعی

•تسهیل تجارت بین الملل

•ایجاد ارزش افزوده بیشتر برای سازمان

دامنه کاربرد: این استاندارد برای کلیه صنایع و سازمان‌های مختلف تولیدی و خدماتی کاربرد دارد.

 

•استاندار OHSAS 18001

سری ارزیابی ایمنی بهداشت شغلی (Occupational Health & Safety Assessment Series) استانداردی قابل امتیازبندی و اخذ گواهینامه است.

در سال 1998 کمیته‌ای متشکل از موسسه استاندارد بریتانیا، شرکتهای اصلی گواهی دهنده انگلستان و سایر سازمانهای بین‌المللی استاندارد تشکیل شد که هدف آن تهیه و تدوین استانداردی واحد بود.

OHSAS 18001 در پاسخ به نیاز سازمانها به یک استاندارد سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، که بوسیله آن بتوانند سیستم مدیریت خود را در زمینه‌های بهداشتی و ایمنی ارزیابی کنند تدوین شده است.

ساختار استاندارد OHSAS 18001 سازگار با استانداردهای ایزو 9000 و ایزو 14000 است تا سازمان‌ها بتوانند به راحتی سیستم‌های مدیریت کیفیت، محیط زیست و بهداشت شغلی و ایمنی را با یکدیگر ادغام و سیستم مدیریتی یکپارچه‌ای را ایجاد نمایند.

یک سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، سازمان را در شناسایی، حذف و یا به حداقل رساندن خطرات مرتبط با بهداشت و ایمنی کارکنان خویش و سایر طرف‌های ذینفع که در معرض آن قرار دارند، یاری می‌کند.

مزایای بکار گیری استاندارد OHSAS 18001

•تفکری طرح ریزی شده و مستند در ارتباط با بهداشت و ایمنی شغلی

•ساختاری مناسب برای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی

•ایجاد محیط کاری ایمن‌تر و سالم‌تر

•افزایش آگاهی و دانش در خصوص مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی

•کاهش ریسک حوادث، رویدادها و ....

دامنه کاربرد: این استاندارد در کلیه سازمان‌های تولیدی و خدماتی کاربرد دارد.

 

•استاندار ISO 22000

ایمنی غذا وابسته به بروز مخاطرات بیماری‌زایی غذایی در هنگام مصرف می‌باشد. کنترل کافی و مناسب در طول زنجیره غذایی امری ضروری بنظر می‌رسد چرا که در هرمرحله از زنجیره غذایی ممکن است مخاطرات ایمنی غذا رخ دهد. لذا رسیدن به ایمنی غذا بایستی با تلاش همه گیر طرفهای زنجیره غذا صورت پذیرد.

بکارگیری این استاندارد به سازمانهایی که در رده‌های مختلف زنجیره غذایی قرار دارند کمک می‌کند که بتوانند مخاطرات موجود در سیستم خود را شناسایی و کنترل نمایند.

این استاندارد مجموعه ترکیبی موثری را جهت حصول اطمینان از ایمنی غذا در طول زنجیره غذایی ایجاد می‌نماید که عناصر کلیدی آنها شامل ارتباط متقابل، سیستم مدیریت، برنامه‌های پیشنهادی و اصول HACCP می‌باشد.

دامنه کاربرد: کلیه سازمانها در محدوده زنجیره غذایی شامل تولیدکنندگان مواد اولیه در کارخانه‌های تولید مواد غذایی و خوراک دام، عوامل درگیر با حمل و نقل و انبارش، فروشگاه‌های خرده فروشی و تامین کنندگان خدمات مرتبط با غذا نظیرخدمات بسته‌بندی و ... می‌توانند از این استاندارد بهره جویند.

 

•استاندار ISO /IEC 17020

یکی از استانداردهای تخصصی است که برای معیارهای عمومی برای فعالیت انواع مختلف سازمانهای بازرسی کننده می‌باشد. هدف از این استاندارد مشخص کردن معیارهای عمومی سازمان‌های بازرسی کننده بیطرف, قطع نظر از بخش مورد بازرسی, می‌باشد.

این استاندارد همچنین معیارهای استقلال را نیز مشخص می نماید. این استاندارد برای استفاده سازمانهای بازرسی کننده و مراجع تایید صلاحیت و نیز سایر سازمان‌های مرتبط با شناسایی صلاحیت سازمان های بازرسی کننده در نظر گرفته شده است.

دامنه کاربرد: این استاندارد برای کلیه شرکت ها و موسسات بازرسی کاربرد دارد.

 

•استاندار  ISO /IEC 17025

روند تخصصی شدن فعالیت‌های سازمان‌ها موسسات و سازمان‌های تدوین کننده استاندارد را بر آن می‌دارد تا نیازمندی‌های خاصی را جهت حصول اطمینان از کیفیت خدمات این نوع سازمان‌ها تدوین نمایند.

علاوه بر استاندارد ایزو 9000 که الزامات عمومی سیستم مدیریت کیفیت را برای کلیه سازمانها بیان می‌نماید در صنایع مختلف استانداردهایی منتشر می‌شود که الزامات خاصی را برای آن تعریف می‌نماید که این الزامات به صورت مکمل - جایگزین الزامات عمومی سیستم مدیریت کیفیت سازمان را شکل می‌دهد.

این استاندارد تخصصی برای تشریح سیستم مدیریت کیفیت آزمایشگاهها تدوین شده است.

به بیان دیگر این استاندارد برای کلیه آزمایشگاه‌های ارایه دهنده خدمات اندازه‌گیری، تست، آزمون و کالیبراسیون (آزمایشگاه‌های صنعتی) بدون توجه به تعداد پرسنل یا گستردگی محدوده فعالیتهای آن قابل کاربرد می‌باشد.

 

•استاندار  ISO/TS 16949

با وجود آنکه استانداردهای سری ایزو 9000 به دلیل ماهیت مستقل خود، برای بسیاری از نهادها به عنوان پایه و اساس ساخت سیستم مدیریت کیفیت قرار گرفته، اما برخی از حوزه‌های اقتصادی به خصوص، مانند صنایع خودرو، که علاقه بیشتری به برآورده شدن خواسته‌های کیفی خود دارند اقدام به تدوین الزامات ویژه خود نموده‌اند و اجرای این خواسته‌ها را برای تامین کنندگان خود الزام نموده اند.

از آنجا که تعداد این الزامات سبب بروز مشکلاتی در خصوص ارزیابی مکرر خواسته‌های متفاوت برای قطعه سازان طرف قرارداد, خودروسازان مختلف شده است. بررسی‌ها برای حل این مشکل منجر به تشکیل گروه کاری بین‌المللی صنعت خودرو گردید که این گروه کاری با همکاری کمیته فنی 176 سازمان بین‌المللی استاندارد اقدام به یکپارچه سازی الزامات خودروسازان جهان نمود.

ماحصل این تلاش انتشار مشخصه فنی ایزو گردید. در تدوین این مشخصه فنی مراجع ذیل به کار گرفته شده است:

•سری استانداردهای بین‌المللی مدیریت کیفیت

•نظامنامه های مرجع خودروسازان آمریکایی

•نظامنامه های مرجع خودروسازان ایتالیایی

•نظامنامه های مرجع خودروسازان فرانسوی

•نظامنامه های مرجع خودروسازان آلمانی

 

استاندار HACCP

مجموعه الزامات مربوط به سیستم مدیریت بهداشت مواد غذایی است که به معنی تجزیه و تحلیل خطر و نقاط کنترل بحرانی می‌باشد که برای اولین بار در سال 1971 در کنفرانس ملی حفاظت مواد غذایی مطرح شد. سپس در سال 1973 سازمان فضا نوردی آمریکا (ناسا) با همکاری شرکت پیلسبوری این سیستم را برای اطمینان از سلامت مواد غذایی فضا نوردی اجرا کردند.

این سیستم در سال 1985 به اطلاع عموم رسید و در سال 1993 توسط کمیسیون کدکس پذیرفته شد.

در سال 1377 موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران آیین کار استفاده از آنرا تحت عنوان استاندارد ملی 4557 منتشر کرد. حروف کلمات این سیستم با هدف ایمن‌سازی فرآیندهای تولید مواد غذایی و پیشگیری از بروز حوادث ناشی از مشکلات بهداشتی مواد غذایی در سازمانها مستقر می‌شود.

مزایای بکارگیری استاندارد:

استقرار این سیستم در سازمان با توجه اجرای مراحل کنترل مناسب و موثر در طول فرآیندهای پذیرش مواد اولیه، تولید محصول، انبارش و نگهداری و ارسال محصول به سازمان اطمینان می‌دهد که با حداقل هزینه مطمئن‌ترین کنترلها را انجام می‌دهد و می‌توان به مزایای زیر اشاره کرد:

•ایجاد اطمینان در مصرف کنندگان محصولات

•حرکت به سمت تولید بدون نقص

•پیشگیری از مخاطرات شیمیایی، میکروبی و فیزیکی که ممکن است در فرآورده‌های غذایی موجب خسارت رساندن به مشتری و کاهش اعتبار سازمان شود.

•سازگاری با سایر سیستمهای مدیریت کیفیت

کلیه سازمانهای تولیدی و خدماتی که در زنجیره تامین مواد غذایی جامعه نقش ایفا می‌کنند مانند مجتمع های کشت و صنعت، تولید کنندگان مواد غذایی، توزیع‌کنندگان مواد غذایی، سردخانه ها و.... می توانند با استفاده از این اصول نسبت به تضمین سلامت محصولات غذایی خود اطمینان لازم را کسب نمایند.

 

استاندار  IMS و HSE

یک سیستم مدیریت سازمان یافته چارچوبی ایجاد می‌کند که در قالب آن افراد می‌توانند به طور منظم برای سازمان کار کنند و در مقابل درآمد مطلوب با روش کارآمد و موثر بدست بیاورند.

به عبارت دیگر سیستم مدیریت روشی است که ما می‌خواهیم کارها انجام شوند. سیستم مدیریت می‌تواند در زمینه‌های گوناگونی همچون کیفیت، بهداشت و ایمنی و محیط زیست مدنظر قرار گیرد. بطور طبیعی مرکز توجه و تأکید هر یک از اجزاء سیستم با دیگری تفاوت دارد.

به عنوان مثال، سیستم مدیریت کیفیت بر نیازهای مشتری تأکید دارد، در حالی که سیستم مدیریت محیط زیست نیازهای طیف گسترده‌ای از طرف‌های ذینفع و تقاضای رو به رشد جامعه نسبت به حفاظت محیط زیست را بیان می‌کند و سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی کانون توجه خود را بر حفظ ایمنی سرمایه‌ها و بهداشت شغلی نیروی انسانی در سازمان قرار می‌دهد.

رويكرد سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ سازمان‌ها را ترغيب‌ مي‌كند تا خواسته‌هاي‌ مشتري‌ را تحليل‌ كرده‌ و به‌ تعيين‌ فرايندهايي‌ كه‌ جهت‌ دستيابي‌ به‌ محصول‌ مورد قبول‌ مشتري‌ كمك‌ مي‌كند بپردازند و اين‌ فرايندها را تحت‌ كنترل‌ قرار دهند. يك‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ مي‌تواند چارچوبي‌ را براي‌ بهبود مستمر فراهم‌ آورد تا احتمال‌ افزايش‌ رضايت‌ مشتري‌ و رضايت‌ ساير طرف‌هاي‌ ذينفع‌ را بيشتر كند. اين‌ سيستم‌ براي‌ سازمان‌ و مشتريان‌ آن‌ اين‌ اطمينان‌ را به‌ وجود مي‌آورد كه‌ سازمان‌ قادر است‌ محصولاتي‌ ارايه‌ كند كه‌ به‌ طور يكنواخت‌ الزامات‌ و يا خواسته‌ها را برآورده‌ نمايد.

الزامات‌ سيستم‌هاي‌مديريت‌كيفيت‌والزامات‌ يا خواسته‌هاي‌ مربوط‌ به‌ محصولات‌

مجموعه‌ استانداردهاي‌ ايران‌ - ايزو 9000 بين‌ الزامات‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ و الزامات‌ يا خواسته‌هاي‌ محصولات‌ تمايز قايل‌ است‌.

الزامات‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ در استاندارد ايران‌ - ايزو 9001 مشخص‌ شده‌ است‌. الزامات‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ عمومي‌ است‌ و در تمام‌ سازمان‌ها از هر بخش‌ صنعتي‌ يا اقتصادي‌ بدون‌ توجه‌ به‌ رده‌ محصول‌ عرضه‌ شده‌ كاربرد دارند. استاندارد ايران‌ - ايزو 9001 خود الزامات‌ يا خواسته‌هاي‌ مربوط‌ به‌ محصولات‌ را تعيين‌ نمي‌كند.

الزامات‌ يا خواسته‌هاي‌ مربوط‌ به‌ محصولات‌ مي‌تواند توسط‌ مشتريان‌ يا توسط‌ خود سازمان‌ با پيش‌بيني‌ خواسته‌هاي‌ مشتري‌ و يا به‌ موجب‌ مقررات‌ تعيين‌ گردد. الزامات‌ يا خواسته‌هاي‌ مربوط‌ به‌ محصولات‌ و در برخي‌ موارد، فرايندهاي‌ وابسته‌ به‌ آن‌ ممكن‌ است‌ براي‌ مثال‌ در مشخصات‌ فني‌، استانداردهاي‌ محصول‌، استانداردهاي‌ فرايند، توافق‌هاي‌ قراردادي‌ يا در الزامات‌ ناشي‌ از مقررات‌ مندرج‌ باشد.

رويكرد سيستم‌هاي‌مديريت‌ كيفيت‌

رويكرد ايجاد و اجراي‌ يك‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ از مراحل‌ متعددي‌ شامل‌ موارد زير تشكيل‌ مي‌شود:

1 - تعيين‌ نيازها و انتظارات‌ مشتري‌ و ساير طرف‌ هاي‌ ذينفع‌

2 - تعيين‌ خط‌ مشي‌ كيفيت‌ و اهداف‌ كيفيت‌ سازمان‌

3 - تعيين‌ فرايندها و مسؤوليت‌ هاي‌ ضروري‌ جهت‌ دست‌ يابي‌ به‌ اهداف‌ كيفيت‌

4 - تعيين‌ و فراهم‌ آوردن‌ منابع‌ ضروري‌ جهت‌ دست‌ يابي‌ به‌ اهداف‌ كيفيت‌

5- ايجاد روش‌ هايي‌ براي‌ اندازه‌گيري‌ اثربخشي‌ و كارايي‌ هر فرايند

6 - به‌ كار بردن‌ نتايج‌ اين‌ اندازه‌گيري‌ها جهت‌ تعيين‌ اثربخشي‌ و كارايي‌ هر فرايند

7 - تعيين‌ طرقي‌ جهت‌ پيشگيري‌ از عدم‌ انطباق‌ها و حذف‌ علل‌ آنها

8‌ - ايجاد و به‌كارگيري‌ فرايندي‌ جهت‌ بهبود مستمر سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌

چنين‌ رويكردي‌ براي‌ برقرار نگهداشتن‌ و بهبود سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ موجود نيز كاربرد دارد.

سازماني‌ كه‌ رويكرد فوق‌ را مي‌پذيرد در مورد توانايي‌ فرايندهاي‌ خود و كيفيت‌ محصولاتش‌ اعتماد بوجود مي‌آورد و مبنايي‌ براي‌ بهبود مستمر فراهم‌ مي‌سازد. اين‌ موضوع‌ مي‌تواند منجر به‌ رضايت‌ بيشتر مشتري‌ و ساير طرف‌هاي‌ ذي‌نفع‌ شده‌ و باعث‌ موفقيت‌ سازمان‌گردد.

خط‌ مشي‌ كيفيت‌ و اهداف‌ كيفيت‌

خط‌ مشي‌ كيفيت‌ و اهداف‌ كيفيت‌ بدين‌ منظور تعيين‌ مي‌شوند تا كانوني‌ براي‌ هدايت‌ سازمان‌ ايجاد كنند. هر دوي‌ آنها نتايج‌ مورد نظر را تعيين‌ مي‌كنند و كمك‌ مي‌نمايند تا سازمان‌ منابع‌ خود را جهت‌ دست‌يابي‌ به‌ اين‌ نتايج‌ بكار گيرد. خط‌ مشي‌ كيفيت‌ چارچوبي‌ براي‌ ايجاد و بازنگري‌ اهداف‌ كيفيت‌ فراهم‌ مي‌آورد. اهداف‌ كيفيت‌ لازم‌ است‌ كه‌ با خط‌ مشي‌ كيفيت‌ و تعهد به‌ بهبود مستمر سازگار بوده‌ و حصول‌ آن‌ قابل‌ اندازه‌گيري‌ باشد. دست‌يابي‌ به‌ اهداف‌ كيفيت‌ مي‌تواند تأثير مثبتي‌ بر كيفيت‌ محصول‌، اثربخشي‌ عملياتي‌ و عملكرد مالي‌ و در نتيجه‌ بر رضايت‌ و اطمينان‌ طرف‌هاي‌ ذينفع‌ داشته‌ باشد.

نقش‌ مديريت‌ رده‌ بالا در سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌

مديريت‌ رده‌ بالا از طريق‌ راهبري‌ و اقداماتي‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهد مي‌تواند محيطي‌ فراهم‌ سازد كه‌ در آن‌ افراد بطور كامل‌ دخيل‌ بوده‌ و در آن‌ محيط‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ بتواند بطور مؤثر عمل‌ كند. اصول‌ مديريت‌ كيفيت‌ (به‌ بند 0-2  رجوع‌ شود) مي‌تواند بوسيله‌ مديريت‌ رده‌ بالا به‌ عنوان‌ مبنايي‌ براي‌ نقش‌ خود بكار گرفته‌ شود كه‌ عبارت‌ است‌ از :

1‌ - تعيين‌ و برقرار نگهداشتن‌ خط‌ مشي‌ كيفيت‌ و اهداف‌ كيفيت‌ سازمان‌

2‌ - ترويج‌ و پيشبرد خط‌ مشي‌ كيفيت‌ و اهداف‌ كيفيت‌ در سرتاسر سازمان‌ بمنظور افزايش‌ آگاهي‌، انگيزه‌ و دخيل‌ بودن‌

3‌ - حصول‌ اطمينان‌ از تمركز بر خواسته‌هاي‌ مشتري‌ در سرتاسر سازمان‌

4- حصول‌ اطمينان‌ از اينكه‌ فرايندهاي‌ مناسب‌ به‌ اجرا درآمده‌اند تا خواسته‌هاي‌ مشتري‌ و ساير طرف‌هاي‌ ذي‌نفع‌ برآورده‌ شده‌ و نيل‌ به‌ اهداف‌ كيفيت‌ ميسر گردد

5 - حصول‌ اطمينان‌ از اينكه‌ يك‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ مؤثر و كارآ به‌ منظور نيل‌ به‌ اهداف‌ كيفيت‌ ايجاد شده‌، به‌ اجرا درآمده‌ و برقرار نگه‌داشته‌ مي‌شود

6 - حصول‌ اطمينان‌ از در دسترس‌ بودن‌ منابع‌ لازم‌

7 - بازنگري‌ ادواري‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌

8‌ - تصميم‌گيري‌ در مورد اقدامات‌ مربوط‌ به‌ خط‌مشي‌ كيفيت‌ و اهداف‌ كيفيت‌

9‌ - تصميم‌گيري‌ در مورد اقدامات‌ براي‌ بهبود سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌

مستند سازي‌

مستندسازي انتقال مقاصد و ثبات‌ ويكنواختي‌ اقدامات‌ را ميسرمي‌سازد. استفاده‌ازآن‌به‌مواردزيركمك‌مي‌كند:

1‌ - دست‌ يابي‌ به‌ انطباق‌ با خواسته‌هاي‌ مشتري‌ و بهبود كيفيت‌

2 - فراهم‌ آوردن‌ آموزش‌هاي‌ مناسب‌

3‌ - تكرارپذيري‌ و قابليت‌ رديابي‌

4 - فراهم‌ آوردن‌ شواهد عيني‌

5 - ارزيابي‌ اثربخشي‌ و همچنين‌ تداوم‌ مناسب‌ بودن‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌.

تهيه‌مستندات‌ نبايستي‌ به‌عنوان‌ هدف‌ تلقي‌ شود، بلكه‌بايستي‌ فعاليتي‌ باشد كه‌ باعث‌ ايجاد ارزش‌ افزوده‌ گردد.

انواع‌ مدارك‌ زير در سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند:

1‌ - مداركي‌ كه‌ اطلاعات‌ تثبيت‌ شده‌ و يكنواختي‌ درباره‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ سازمان‌ براي‌ استفاده‌ داخلي‌ يا بيروني‌ ارايه‌ مي‌دهند. اين‌ نوع‌ مدارك‌ را نظامنامه‌هاي‌ كيفيت‌ مي‌نامند.

2- مداركي‌ كه‌ چگونگي‌ بكارگيري‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ را در مورد يك‌ محصول‌، پروژه‌ يا قرارداد معين‌ شرح‌ مي‌دهد. اين‌ نوع‌ مدارك‌ را طرح‌هاي‌ كيفيت‌ مي‌نامند.

3- مداركي‌ كه‌ الزامات‌ يا خواسته‌ها را بيان‌ مي‌كنند. اين‌ نوع‌ مدارك‌ را  «مشخصات‌»  مي‌نامند.

4 - مداركي‌ كه‌ توصيه‌ها يا پيشنهادهايي‌ را بيان‌ مي‌كنند. اين‌ نوع‌ مدارك‌ را راهنما مي‌نامند.

5 - مداركي‌ كه‌درباره‌چگونگي‌اجراي‌ تثبيت‌ شده‌ويكنواخت‌ فعاليت‌هاوفرايندها اطلاعاتي‌ ارايه‌ مي‌دهند.

اين‌ نوع‌ مدارك‌ مي‌تواند شامل‌ روش‌ هاي‌ اجرايي‌ مدون‌، دستورالعمل‌هاي‌ كاري‌ و نقشه‌ها باشد.

6- مداركي‌ كه‌ شواهد عيني‌ در مورد فعاليت‌هاي‌ اجرا شده‌ يا نتايج‌ حاصله‌ را ارايه‌ مي‌دهند. اين‌ نوع‌ مدارك‌ را سوابق‌ مي‌نامند.

هر سازمان‌ گستره‌ مستندات‌ مورد نياز و رسانه‌ مورد استفاده‌ خود را تعيين‌ مي‌كند. اين‌ موضوع‌ به‌ عوامل‌ متعددي‌ بستگي‌ دارد از قبيل‌: نوع‌ و اندازه‌ سازمان‌، پيچيدگي‌ و تعامل‌ فرايندها، پيچيدگي‌ محصولات‌، خواسته‌هاي‌ مشتري‌، الزامات‌ قانوني‌ مربوطه‌، توانايي‌ اثبات‌ شدة‌ كاركنان‌ و حدي‌ كه‌ براي‌ اثبات‌ برآورده‌ شدن‌ الزامات‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ لازم‌ است‌.

مميزي‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌

مميزي‌ها به‌ منظور تعيين‌ ميزان‌ برآورده‌ شدن‌ الزامات‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ انجام‌ مي‌شود. يافته‌هاي‌ مميزي‌ براي‌ ارزيابي‌ اثربخشي‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ و شناسايي‌

فرصت‌هاي‌ بهبود مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد.

مميزي‌هاي‌ شخص‌ اول‌ توسط‌ خود سازمان‌ يا از جانب‌ آن‌، براي‌ مقاصد داخلي‌ انجام‌ مي‌گيرد و مي‌تواند مبنايي‌ براي‌ خود اظهاري‌ سازمان‌ در مورد انطباق‌ باشد.

مميزي‌ شخص‌ دوم‌ توسط‌ مشتريان‌ سازمان‌ يا بوسيله‌ اشخاص‌ ديگر از جانب‌ مشتري‌ انجام‌ مي‌گيرد.

ممميزي‌هاي‌ شخص‌ ثالث‌ بوسيله‌ سازمان‌هاي‌ مستقل‌ بيروني‌ انجام‌ مي‌گيرد. اين‌ سازمان‌ها معمولاً تأييد صلاحيت‌ شده‌اند و گواهي‌ كننده‌ انطباق‌ الزامات‌ از قبيل‌ آنچه‌ كه‌ در استاندارد ايران‌- ايزو 9001 مشخص‌ شده‌ است‌، مي‌باشند.

استاندارد شماره ‌19011سازمان ‌بين‌المللي‌ استاندارد (ايزو)  راهنمايي ‌هايي‌ را براي‌ انجام‌ مميزي‌ ارايه‌ مي‌دهد.

 

جهت اخذ گواهینامه باید چه کرد؟ شرکت ها و سازمان ها جهت پیاده سازی سیستم های مدیریتی از هر نوع و هر شماره استانداردی (که موضوعات متفاوتی را شامل می شوند.) باید یک مشاور مدیریت انتخاب نموده و به کمک ایشان متن استاندارد را برای سازمان خود ترجمه و به کار می اندازند. سپس با دعوت از یک شرکت گواهینامه دهنده یا Certification Body اقدام به اخد گواهینامه می نمایند.شرکت و یا موسسه‌ای که از طریق ممیزی مستقل و تصدیقی دارای شرایط درست مدیریت کیفیت باشد، می‌تواند گواهینامه این استاندارد را دریافت دارد. تصدیق شرکت گواهی دهنده به موسسات و شرکت‌ها ضمانت نمی‌کند که سیستم مذکور در تمام طول روند تولید محصول کاملاً به کار می‌رود، بلکه تنها این را در نظر می‌گیرد که سیستم مورد نظر نصب و یا به کار برده می‌شود و به همین منظور بسیاری از شرکت‌های گیرنده ایزو ۹۰۰۱ و خانواده ایزو ۹۰۰۰ تنها برای این امر، وارد مبادله با شرکت اعطا کننده می‌شوند که بتوانند از گرفتن این ایزو، برای استفاده تبلیغاتی و جلب نظر مشتریانشان استفاده کنند. لازم باذکر است مجموعه هایی که از مشاوره تا اخذ گواهینامه های ایزو را تعهد می نمایند مطمئن تر هستند.

 

استاندارد ایزو ۹۰۰۰ یکی از اعضای استانداردهای سیستم مدیریت کیفیت است. امروزه نیاز بسیاری از سازمان‌ها به این استانداردها بسیار تامل برانگیز است و به عبارتی یکی از شاخصه‌های استاندارسازی نحوه مدیریت کیفیت سازمان‌ها در سطح جهانی می‌باشد. اولین شاخهٔ اصلی این خانواده ایزو ۹۰۰۱ می‌باشد و شامل شاخصه‌های زیر می‌باشد:

•مجموعه‌ای از روندها که مراحل حیاتی کسب و کار را تحت پوشش می‌گیرند

•کنترل و اصلاح روندها برای کارا بودن آنها

•ثبت و ضبط اطلاعات مناسب

•کنترل برون داد‌های معیوب و اتخاذ تصمیم و انجام عمل درست برای اصلاح

•بررسی‌های معمول برای اطمینان حاصل کردن از درستی روندهای منحصر به فرد و سیستم مدیریت کیفیت

•بهبود مداوم و مستمر به روندها و محصولات

سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ و ساير محورهاي‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌

سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ آن‌ بخش‌ از سيستم‌ مديريت‌ سازمان‌ است‌ كه‌ بر دست‌يابي‌ به‌ نتايج‌ از نظر اهداف‌ كيفيت‌ جهت‌ تأمين‌ نيازها، انتظارات‌ و الزامات‌ يا خواسته‌هاي‌ طرف‌هاي‌ ذينفع‌ برحسب‌ مورد تأكيد دارد. اهداف‌ كيفيت‌ مكمل‌ ساير اهداف‌ سازمان‌ از قبيل‌ موارد مربوط‌ به‌ رشد، تأمين‌ مالي‌،

سوددهي‌، محيط‌ زيست‌، بهداشت‌ و ايمني‌ كار مي‌باشد. بخش‌هاي‌ مختلف‌ سيستم‌ مديريت‌ يك‌ سازمان‌ را مي‌توان‌ با سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ تلفيق‌ كرد و با استفاده‌ از عناصر مشترك‌ به‌ صورت‌ يك‌ سيستم‌ مديريت‌ واحد درآورد. اين‌ امر باعث‌ تسهيل‌ طرح‌ريزي‌، تخصيص‌ منابع‌، تعيين‌ اهداف‌ تكميلي‌ و ارزيابي‌ اثربخشي‌ كلي‌ سازمان‌ مي‌گردد. سيستم‌ مديريت‌ سازمان‌ را مي‌توان‌ برطبق‌ الزامات‌ سيستم‌ مديريت‌ سازمان‌ ارزيابي‌ كرد. سيستم‌ مديريت‌ را همچنين‌ مي‌توان‌ بر طبق‌ الزامات‌ استانداردهايي‌ از قبيل‌ استاندارد ايران‌ -  ايزو 9001  و استاندارد ايران‌ - ايزو 14001 مورد مميزي‌ قرار داد. اين‌ نوع‌ مميزي‌هاي‌ سيستم‌ مديريت‌ را مي‌توان‌ به‌ طور جداگانه‌ يا به‌ صورت‌ تلفيقي‌  انجام‌داد.

بهبود مستمر

هدف‌ از بهبود مستمر در يك‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ افزايش‌ احتمال‌ دست‌يابي‌ به‌ رضايت‌ بيشتر مشتريان‌ و ساير طرف‌هاي‌ ذينفع‌ مي‌باشد. اقدامات‌ براي‌ بهبود شامل‌ موارد زير است‌:

الف‌ - تحليل‌ و ارزيابي‌ وضعيت‌ موجود جهت‌ شناسايي‌ زمينه‌هايي‌ كه‌ به‌ بهبود نياز دارند

ب‌ - تعيين‌ اهداف‌ براي‌ بهبود

ج‌ - جستجوي‌ راه‌حل‌هاي‌ ممكن‌ جهت‌ دست‌يابي‌ به‌ اهداف‌

د - ارزيابي‌ اين‌ راه‌ حل‌ها و انتخاب‌ از ميان‌ آنها

ه - به‌ كارگيري‌ راه‌ حل‌ انتخاب‌ شده‌

و - اندازه‌گيري‌، تصديق‌، تحليل‌ و ارزيابي‌ نتايج‌ حاصل‌ از بكارگيري‌ به‌ منظور تعيين‌ اينكه‌ اهداف‌ برآورده‌ شده‌اند يا نه‌ و

ز - رسميت‌ بخشيدن‌ به‌ تغييرات‌

درصورت‌ لزوم‌ براي‌ مشخص‌ كردن‌ فرصت‌هاي‌ بيشتر براي‌ بهبود، نتايج‌ بازنگري‌ مي‌شوند. بدين‌ ترتيب‌ بهبود يك‌ فعاليت‌ مستمر است‌. بازخور از مشتريان‌ و ساير طرف‌هاي‌ ذينفع‌، مميزي‌ها و بازنگري‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ را نيز مي‌توان‌ براي‌ شناسايي‌ فرصت‌هاي‌ بهبود مورد استفاده‌ قرار داد.