گوزن زرد ایرانی و خصوصیات آن
گوزن زردایرانی وبررسی وضعیت فعلی آن
گوزن زرد ايراني: (Linnueus , 1158) Cervus Dama
سلسله: جانورانAnimalia
شاخه: مازه داران Chordata
رده: پستانداران Mammalia
راسته: زوج سمان Artiodactyla
زير راسته: نشخوار كنندگان Ruminantia
تيره(خانواده): گوزن ها Cervidae
زير خانواده: Cervinae
جنس: Cervus يا Dama
گونه: Dama
گوزني است با اندازه متوسط كه ارتفاع آن در ناحيه شانه 95 تا 110 Cm و طول بدن در حدود 240 Cm و طول دم با موها لوله هاي انتهايي در حدود 30 Cm است گوش ها بلند هستند ولي نوك آنها زياد تيز نيست ولبه جلويي قسمت پائين گوش داراي حاشيه اي از مو است. پوزه برهنه و چروك دار و تيره رنگ است. ثم ها تيره رنگ و باريك و بلنداند. رنگ زمينه بدن قهوه اي آهويي است. پهلو هاي صورت و زير پوز و چانه تا پايين صورت و همچنين عقب چشم ها و عقب صورت از قاعده گوش ها تا ناحيه گلو روشن متمايل به سفيد است. پهلو هاي بدن كمي از پشت كه قهوه اي روشن است كم رنگتر و متمايل به كرمي رنگ است در پشت و قسمت بالايي پهلوهاي بدن لكه هاي سفيد واضحي ديده مي شوند در طول وسط پشت بدن دو خط سفيد وجود دارد و رد هر طرف پهلو ها لكه هاي سفيد به صورت بك خط سفيد و پهن و كوتاه ديده مي شود سفيد رنگ و با تعدادي موهاي سياه است. نزديك قاعده دم بالاي كله سفيد در هر طرف لكه اي از موهاي سياه وجود دارد زير شكم تقريباً سفيد رنگ و پاها مانند زمينه پشت قهوه اي است گوش ها در سطح خارجي قهوه اي خاكستري و در نوك تيره تر و حاشيه و سطح داخلي آنها سفيد رنگ است.
به طور كلي رنگ در فصول مختلف و در جنس نر و ماده و در افراد ممكن است تغيير كند. در زمستان موها بلندتر و به رنگ قهوه اي قرمز مخلوط با خاكستري كم رنگ است و لكه ها كمتر واضح هستند.
زمينه بدن در ماده ها كمي تيره تر است. شاخ فقط در نرها وجود دارد و داراي قاعده قوي و ضخيمي است كه در بالاي آن شاخه يا زائده هاي كوتاه بالاي چشمي روئيده است. بالاتر از آن شاخ بتدريج پهن شده و قسمت مسطحي شبيه كف دست تشكيل مي دهد كه از آن يك شاخه يا دو شاخه داخلي انشعاب پيدا مي كند. از گوشه عقبي قسمت پهن يك ساقه قوي و استوانه اي شكل خارج شده و معمولاً اين ساقه به سه شاخه كاملاً رشد كرده منتهي مي شود. و زائده هاي كوچك ديگري از هر يك از آنها خارج مي شود. در جمجمه پوزه بلند و در پهلو هاي فك ها كمي فرو رفتگي وجود دارد.
استخوانهاي بيني نسبتاً بزرگ و سوراخهاي بين استخوان اشكي از نصف بزرگترين طول اشكي كمتر است. حدقه زياد برجسته نيست و ناحيه بين حدقه اي پهن و مسطح و ناحيه پيشاني كمتر بالا آمده است.
قسمت ريشه اي شاخ ها از عقب حدقه خارج شده و كمي به طرف عقب متمايل مي شود. لبه خارجي زيگوماتيك تقريبا مستقيم و در ناحيه ريشه عقبي بدون برجستگي است بطوريكه از سوراخ شنوايي خارجي بالاتر قرار نمي گيرد. جمجمه در بالا خيلي محدب است. كام باريك و بلند و صندوق صماخ كمي برجسته است. در فك بالا دندان پيش و نيش وجود ندارد و دندانهاي پيشين فك پائين در اندازه و شكل زياد متفاوت هستند. دندانهاي آسيا كوتاه و حجيم اند. (اسماعيل اعتماد – 1357)
گوزن زرد ايراني از نژاد(Brooker, 1875) Cervus Dama Mesopotamica است كه اولين بار مورد توجه Robertson معاون كشول انگليس در بصره قرار گرفت و Robertson يك نمونه از اين گوزن را كه در سال 1870 از كنار رود كارون شكار كرده بود به موزه تاريخ طبيعي لندن فرستاد Brooker در سال 1875 اين گوزن را با نام علمي Cervus (Dama) Mesopotamica در مجله انجمن جانور شناسان لندن به طور زير معرفي كرد:
« موها با بلندي متوسط و خشن و نزديك به هم، ججمه در مقايسه با درازاي آن پهن و به طور كلي شيه Dama Vulgaris است. اندازه كلي شاخ در يك خط راست 22 اينچ و ارتفاع آن از ناحيه پهن 7 اينچ و پهناي آن 5 اينچ است. ارتفاع بدن حيوان نر از ناحيه شانه 45 اينچ است (اسماعيل اعتماد- 1357)
Brooker در سال 1976 اندازه هاي زير را براي جمجمه گوزن زرد ايران ارائه داد:
- بزرگترين طول جمجمه در خط مستقيم 313 ميليمتر
- فاصله ي لب جلوئي حدقه تا انتهاي آزاد استخوان پيش فكي 165 ميليمتر
- فاصله ي انتهاي جلوئي استخوان بيني تا انتهاي آزاد استخوان پيش فكي 69 ميليمتر
- پهنا در فاصله بين دو حلقه 117 ميليمتر
- پهناي انتهاي بالاي استخوان هاي بيني بين حفره هاي جلوئي حدقه 74 ميليمتر
-فاصله در پائين حدقه تا درز فكي آسيائي 28 ميليمتر
- فاصله درز فكي آسيايي تا آلوئل دندان آسيايي عقب 23 ميليمتر
- طول رديف دندان هاي پيش آسيايي بالا 39 ميليمتر
- طول رديف دندانهاي آسيايي بالا 53 ميليمتر (اسماعيل اعتماد- 1357)
گوزن زرد ايراني كوچكتر از مرال است تا زود تر بتواند در جنگلهاي تنك خود را مخفي كند و شانس بقاي بيشتري داشته باشد. رشد شاخ ها از يك سالگي به بعد شروع مي شود ولي شاخك ها از 2 سالگي تشكيل شده و نسبت به شاخ دو گونه ديگر گوزن ايراني يعني مرال و شوكا بيشتر حالت پنجه اي دارد (شاخ گوزن زرد اروپايي از گوزن زرد ايراني پنجه اي تر است بطوريكه عده اي آنرا پنجه شاخ مي نامند).
لازم به ذكر است كه پنجه شاخ اصطلاحي است كه شكارچيان به گوزن هايي با شاخ هاي پهن مانند موسي، كاريبو و گوزن زرد اروپايي اطلاق مي كنند وزن بدن و اعضاء در گوزن هاي نر و ماده و همچنين در گروههاي مختلف سني متفاوت است. معمولاً يك گوزن نر بالغ وزني در حدود 80 تا 120 كيلوگرم داشته (وزن متوسط آنها 80 كيلوگرم است) و ماده ها كوچكتر از نرها مي باشند و طول بدن گوزن هاي نر با احتساب دم تا ابتداي پوزه از 80 تا 120 سانتيمتر متغير است (در برخي منابع آمده طول متوسط بدن نرهاي بزرگ تا 180 سانتيمتر مي رسد) رنگ گوزن هاي زرد ايراني مخلوطي از زرد و قرمز (قهوه اي آهويي) است كه در فصول مختلف سال تغيراتي در آن صورت مي گيرد. يك نوار سياه كمرنگ در ناحيه بالاي دم به صورت نيم دايره وجود دارد كه اين سياهي، پشت نيز كشيده شده است. رنگ بدن گوزن زرد در تابستان زرد مايل به قهوه اي روشن است و در زمستان به علت رشد پشم در سطح بدن رنگ حيوان به زرد مايل به قهوهاي تيره مي گرايد. (زكي- 1383)
ساده ترين نوع شاخ در گوزن 2 ساله ديده مي شود كه به شكل ساقه هاي تيز و منفرد و با حداكثر طول 15 سانتيمتر رشد مي كنند از نظر شكل شاخ گوزن زرد ايراني و گوزن زرد اروپايي متفاوت مي باشند.
در گوزن زرد اروپايي شاخك ها در جلو و در ميانه شاخ ها بلندتر بوده و بقيه شاخك ها اساساً موجب گسترش و كشيدگي شاخ شده ولي شاخ در زير گونه ايران به پهني و گستردگي نوع اروپايي نيست و بر روي صنعت خوقاني شاخ هاي حالت پنجه اي وجود نداشته و شاخك هاي پيشاني برجستگي بيشتري در آنها ديده مي شود. شاخ در هر دو مي تواند به طولي در حدود 39 تا 70 Cm برسد. البته مشاهده شده كه برخي از گوزنهاي زرد ايراني شاخ هاي مشابه به با نوع اروپايي توليد كرده اند و واريته هاي حدواسط زيادي در اين بين ديده شده است و به طور كلي فرم شاخ ها در هر فرد از جمعيت با يكديگر تفاوت هايي دارند هر چند چگونگي و ميزان رشد شاخ ها به منابع غذايي در دسترس گوزن ها در طول سال وابسته است (اينترنت-6).
گوزن زرد- عادات رفتاري:
گوزن زرد معمولاً در جريان روز در انبوه درختان جنگل پنهان شد و ميان بوته ها و درختان كوچك مي خوابد و فقط صبح زود و هنگام غروب در حاشيه جنگل ظاهر شده و در جستجوي خوراك بيرون مي آيد. در طول فصل جفتگيري نرهاي بزرگ ممكن است كاملاً دست از خوردن برداشته و در نتيجه اغلب دچار كاهش وزن مي شوند. نرهاي جوان تر در اطراف پرسه زده و به شكل عادي به خوردن ادامه مي دهند. قبل از حركت به سو ي مناطق براي غذا گروههاي كوچكي شكل گرفته و در پشت مرزهاي جنگلي پرسه مي زنند و زماني قابل توجه را، قبل از اطمينان از امنيت منطقه و جرات ورود به آن، در آنجا سپري مي كنند. گوزن زرد حواس بسيار تكامل يافته اي دارد و علاوه بر دارا بودن حس بينايي قوي، به كمك قوه بويايي خود مي توانند از فاصله چند صد متري به وجود دشمن پي ببرد. هرچند در نواحي باز با وجود تعداد فراوان چشم ها و گوشهاي حاضر در يك گروه بي سختي امكان نزديك شدن به آن ها وجود دارد.
گوزن زرد اغلب كاملاً بي حركت مي ايستد و تا زماني كه حركت كوچكي انجام نداده و يا گوش هايش تكان نخورده ديده نمي شود. در اوقات خطر گاهي با حركات جهشي پرش هايي در دعوا انجام مي دهد كه در اين حركات هر چهار پا به يكديگر نزديك شده و همزمان از زمين جدا مي شوند(Stotting) خيزهايي كه اين گوزن بر مي دارد دو تا سه متر ارتفاع و شش تا هفت متر طول دارد. علاوه بر اين گوزن زرد شناگر قابلي است و در بسياري از موارد از اين ويژگي براي فرار از خطر بهره مي برد به طوري كه مشاهده شده در بسياري موارد براي دفع خطر به آب مي زند.
در بيشه، در زمان ايجاد مزاحمت و احساس خطر تمامي حركات متفاوت با مراتب چيرگي انجام پذيرفته و افراد گله به دنبال ماده هاي غالب و به قسمت مناطق جنگلي حركت كرده و معمولاً هر نر بالغ در جهات مخالف پراكنده مي شود و ماده غالب را تعقيب نمي كند.
گوزن زرد مانند شوكا و مرال گوزني با ساختار اجتماعي (گله اي) است. تركيب گاه بر حسب زمان در طول سال دگرگوني است. براي بيشتر سال ماده هاي بالغ با بچه گوزنها و گوزنهاي يكساله، و نرهاي بالغ تنها يا در گله هاي سه تا پنج تايي زندگي مي كنند گله هاي ماده بوسيله يك گوزن ماده چيره رهبري مي شوند و دو گروه در اول فصل جفتگيري به هم ملحق مي شوند. گوزن هاي زرد قلمرويي براي خود ترسيم نمي كنند ولي در محدوده اي كه گام برداشته و به دنبال غذا مي گردند سكني مي گزينند كه اغلب خو اصلي طولاني و در مناطقي مشترك با گله هاي ديگر است. فقط در حاوي فصل جفتگيري نرها رفتار قلمرو طلبانه از خود نشان مي دهند (اينترنت-7).
گوزن زرد – جفت يابي، جفت گيري و توليد مثل:
در اواسط شهريور ماه جفگيري شروع مي شود در اين فصل گردن نرها متورم مي شود بين نرها جدالهايي در مي گيرد و نرهاي قوي تر با در اختيار گرفتن تعدادي ماده تشكيل حرم سرا مي دهند.
مدت آبستني حدود 8 ماه است. يك و بندرت 2 بچه مي زايند. بچه ها پس از تولد قادر به راه رفتن و دويدن هستند ولي مادر در چند روز اول آن ها را در بين علف هاي بلند مخفي مي كند. بچه ها به علت هم رنگي با محيط، نداشتن بو و تحرك، از ديد حيوانات طعمه گير مخفي اند و در 5/1 سالگي بالغ مي شوند. طول عمر گوزن زرد حدود 16 سال است (هوشنگ ضيايي – 1375).
يك گوزن نر در 18 ماهگي به بلوغ جنسي مي رسد و در آن زمان گله ماده ها را ترك مي كند هر چند آمادگي جفتگيري را براي 5 تا 6 سال ديگر ندارند. زماني كه به بلوغ فيزيكي رسيدند مي توانند با نرهاي بالغ براي به دست آوردن حق جفتگيري با يك ماده رقابت كنند. به طور كلي فصل جفتگيري در گوزن هاي نر در اوايل زمستان صورت مي پذيرد. بدان معنا كه ماده ها در طول زمستان حامله هستند و بچه ها را در اوايل بهار به دنيا مي آورند. بهار بهترين زمان براي به دنيا آوردن بچه هاست زيرا هوا شروع به گرم شدن كرده و غذا فراوان مي شود. مادر بايد يك منبع غذايي در اختيار داشته باشد تا بتواند شير كافي براي بچه اش توليد كند. طول دوره حاملگي يا دوره آبستني در گوزن زرد بين 31 تا 32 هفته است فصل جفتگيري با تغييرات در رفتار نرها و ايجاد مراسم جفتگيري مشخص مي شود. اين مراسم شامل پاكشيدن بر زمين و ضربه زدن به بوته ها و درختان است. نواحي اي كه گوزن ها در آن پراكنده مي شوند بستگي به تراكم جمعيت گوزنهاي منطقه دارد.
در تراكمهاي پائين قلمرو بزرگتر است. گوزن هاي نر در مكانهايي كه پا كشيده ادرار مي كند و نيز ممكن است ادرار را به خود و شاخ هايش بمالد. نرها اغلب به همان مكانهاي اجراي مراسم جفت يابي در سال قبل باز مي گردند. در اين مدت نرها رايحه بسيار قوي از خود متصاعد مي كنند كه به وسيله آدمي نيز قابل تشخيص است. برخلاف گوزن شوكا و قرمز ، گوزن زرد از مكانهاي پاكوبيده براي غلتيدن در آنها استفاده نمي كند. نرها همچنين پوست درختان و بوته ها را ساييده مي كنند و بوي خود را از غدد، عطري زير چشمي بر روي تنه درختان به جا مي گذارند. در زمان مراسم جفت گيري نرها يك صداي فرياد مانند ويژه از خود ساطع مي كنند كه مشابه با يك آروغ كشيده عميق است. ماده ها در اطراف مكانهاي برگزاري مراسم جمع شده و به وسيله فعاليت هاي نرها و محرك هاي سمعي و بويايي جلب مي شوند در طي اين فصل نرها با هم مي جنگند كه اساساً از كشمكش ها و هل دادن حريف با شاخ تشكيل شده است. همچنان كه نرها يكديگر را هل مي دهند براي مجبور كردن حريف به فرار وي، عقب راندن وي، گردن خود را مي چرخانند. برنده اغلب زخمي بر پهلوي بازنده با شاخ هايش برجا مي گذارد كه باعث مي شود وي فرار كند. يكساله ها و ديگر نرهاي جوان تر در مكان هاي جفت گيري تحمل مي شوند اما اگر گوزني با اندازه مشابه ظاهر شود معمولاً دوباره جنگ در مي گيرد. به محض آنكه ماده اي آماده جفت گيري شد نرها اطراف ماده مورد نظر گشته و ميزان پذيرايي جنسي وي را با بو كشيدن نواحي مخربي و امتحان ادارار آنها مي آزمايند. آزمايش اينگونه از ماده ها Fleh Men ناميده مي شود و از نشانه هاي آن، نري است كه سر خود را بالا گرفته و لب هاي خود را تكان مي دهد اگر ماده ورتاك باشد (Oestrus) ممكن است نر او را تعقيب كند كه در برخي اوقات قبل از صورت پذيرفتن جفتگيري، مسافت قابل توجهي از مكان جفتگيري پيموده مي شود. اغلب آواهاي دو جنس در زمان اين تعقيب صورت مي پذيرد. ماده ها با ديگر اعضا گروهها و بچه هايش با آواهاي جيغ مانند و ناله هاي بع بع مانند متفاوت در طول سال ارتباط برقرار مي كنند. نرينه ها فقط صداي آروغ مانند كشيده عميق خود را در طول فصل جفت گيري، زمانيكه اين فرياد هر دو ثانيه يكبار براي يك دوره زماني پي در پي تكرار مي شود سر مي دهند. در طول فصل جفت گيري با به ورتاكي رسيدن يك ماده همه نرها در يك مكان شروع به فرياد كشيدن دوباره مي كنند
رفتار هاي جفت يابي تحت تاثير شرايط محيطي و ترشحات هورموني و در زمان خاص صورت مي گيرد. شرايط آب و هوائي همانند دما و بارندگي زمان جفت گيري را تغير مي دهد اين زمان در استان خوزستان بدليل گرماي هوا زودتر در مرداد تا اوايل شهريور است. مادر بچه تازه به دنيا آماده اش را تميز مي كند بچه چند دقيقه پس از تولد روي پا مي ايستد و شير مي خورد.
مادر بچه هاي تازه به دنيا را با دست تكان مي دهد و بدن خيس آن را مي ليسد. و او را به ايستادن تشويق مي كند بچه روي پاهايش تلو تلو مي خورد و شروع به تعقيب مادر مي كند، سپس مي افتد. مادر كنار بچه دراز مي كشد، سرش را تكان مي دهد و او را به سمت خود مي خواند. بچه دليرانه براي ايستادن تلاش ميكند، دوباره مي افتد عاقبت مادر بچه را به سمت صخره ها مي برد تا شب در آنجا بخوابند.
تعيين شده كه بيش از 80 درصد بچه هاي كه از مادر قوي متولد شده اند نر هستند. شير ماده هاي ضعيف ماده به دنيا مي آورند اين خصيصه در آنها ژنتيكي است. هر چند براي گوزن نر پيروزي در جنگلها بسيار اهميت دارد ولي اينكه بي دليل بجنگد هم بسيار مهم است. اين جنگلها بسيار خطرناكند از همين رو در آغاز جنگ نرها مي جنگند، با خرخر كردن همديگر را ارزيابي مي كنند وسعي مي كنند تا آنجا كه ممكن است جلوي جنگ كردن را بگيرند. رقابت در خرناس كشيدن يكي از روش هاست. چون تنها گوزن قوي تر ميتواند خرناس بلند سر دهد (زكي-1383)
گوزن هاي ماده به هنگام زايمان از گروه ماده ها جدا شده و مناطقي با پوشش مرتعي انبوه و دور از دسترس و ديد را انتخاب نموده و بچه هاي خود را در اين محل ها به دنيا مي آورند.
در دشت ناز ماده اكثراً در پلاك آخر به دليل داشتن پوشش گياهي مناسب تر زايمان مي نمايد و در پلاكهاي اول به علت وجود انبارها رفت و آمد زياد زايمان ندرتاً انجام مي گيرد. در سال 1364 به علت عدم دسترسي گوزن هاي ماده به پوشش گياهي مناسب موجب گرديد كه در سه راس از نوزادان در پلاك هاي وسطي توسط گربه وحشي از بين بروند. گوزن هاي نر از قلمرو كوچك خود به شعاع 60-50 متر پيرامون اين جاده در مقابل نرهاي ديگر به شدت دفاع نموده و تلاش آنها در اين دوره بر اين پايه استوار است كه تا حد امكان با تعداد بيشتري ماده جفت گيري نمايند. وقتي گوزن زرد مطمئن شد كه مزاحمي در اطراف نيست شروع به ليسيدن سر و صورت گوزنهاي ماده كرده و آنها را نوازش مي دهد سپس يكي از ماده ها را انتخاب كرده و پس از ليسيدن او با نعره كشيدن گوزن ماده را از جا بلند كرده و 3 تا 4 متر از ماده هاي ديگر كه در حال استراحت هستند فاصله مي گيرند. در اين موقع گوزن ماده مشغول نظافت خود بوده و گوزن نر او را ميبويد و براي جفتگيري به روي او مي پرد ولي گوزن ماده براي جفتگيري آمادگي نشان نمي دهد. نر مجدداً اين عمل را تكرار مي نمايد و هر دفعه با نارضايتي گوزن ماده رو به رو مي گردد. هر لحظه به بي تابي گوزن نر افزوده مي گردد. و در حالي كه گوزن ماده همچنان مشغول نظافت خود مي باشد بلاخره گوزن ماده تن به آميزش داده و بعد از اتمام جفتگيري گوزن نر به سراغ گوزنهاي ماده ديگر رفته و از حرمسراي موقتي خود حراست مي نمايد. اين عمل همچنان تا پايان دوره جفتگيري ادامه داشته و در طول اين مدت گوزن نر تا سي درصد وزن بدن را از دست مي دهد. ماده ها در 16 ماهگي آمادگي جفت گيري دارند و دوره آبستني آنها حدود 8 ماه طول مي كشد و در اوايل بهار يك نوزاد كه رنگش تيره تر از مادر است به دنيا مي آورند. (نبوي – 1384)
گوزن زرد ايراني - زايمان و بزرگ كردن بچه ها:
اندكي قبل از زايمان ماده ها بيشتر و بيشتر بي قرار مي شوند و نمي توانند در يك جا ثابت بمانند. گوزن هاي ماده كه در يك نقطه كاملاً منزوي زايمان مي كنند به كمك اين، از خطر شكار شدن كودكانشان مي كاهند. (مهمترين دشمنان طبيعي گوزن زرد بسته به محيط زندگي اش گرگ، گربه جنگلي و خرس است و بچه ها در برخي موارد به ندرت توسط روباه شكار ميشوند) در ابتداي زايمان عضو تناسلي ماده باز شده و مايع رحمي آزاد مي شود، در زمان زايمان ممكن است متناوباً بنشيند و بايستد اما زماني كه كودك در راه است خواهد ايستاد تا نيروي جاذبه به خروج كودك كمك كند. تقريباً در همه زايمان ها كودك از ناحيه سر خارج ميشود پس از به دنيا آمدن كودك مادر او را مي ليسد تا تميز شده و عاري از بو شود نيم ساعت پس از تولد جفت دفع مي شود و مادر آن را مي خورد و با خوردن جفت برخي از مواد ضروري كه جفت حاوي آن هاست جذب مي شود و همچنين خطر يافتن نوزادان بوسيله شكارچي ها كاهش مي يابد. جفت معمولاً نشانه بسيار خوبي است و يافتن آن ساده خواهد بود. گوزن هاي جوان در هنگام تولد معمولاً به خوبي رشد كرده اند ولي هنوز بسيار آسيب پذير هستند. بچه گوزن به دنيا آمده در هنگام تولد 5/4 كيلو وزن دارد. در گوزن زرد دو قلو زايي نادر بوده و در 1% همه زايمان ها صورت مي گيرد در اين موارد كودكان به جاي مخفي شدن با هم، جداگانه مخفي مي شوند با انجام اين كار اگر شكارگري يكي را بيابد هنوز يك شانس كه ديگري يافت نشود و زنده بماند وجود دارد. خال ها از بدو تولد همراه گوزن بوده استتار وي كمك مي كنند.
براي هفته هاي آغازين زندگي شير مادر تنها غذايي است كه كودك دريافت مي كند اما از حدود 2 هفتگي گوزن جوان شروع به دريافت مقادير كم غذاهاي سبز مي كند از حدود يك ماهگي گوزن جوان در دفعات و مقادير بيشتر از مواد سبز تغذيه مي كند. ولي هنوز به ميزان زيادي به شيري كه از مادرش دريافت مي كند وابسته است. از شير گرفتن گوزن جوان در حدود شش ماهگي شروع مي شود و تعداد زمانهاي دريافت شير در هر روز بتدريج كم ميشود و ميزان شيري كه ماده توليد مي كند نيز كمتر و كمتر مي شود اگرچه گوزن ها در اين سن قادر به زندگي تنها و مستقل از مادر خود مي باشند با وي تا زمان تولد نوزاد بعدي مي مانند كه معمولاً يك سال است (در برخي موارد كه يك ماده از حاملگي باز مانده يا نوزاد خود را از دست مي دهد بچه گوزن تا سال بعد او را همراهي مي كند) پس از به سر رسيدن اين زمان هر يك به مسيرهاي جداگانه اي مي روند و معمولاً گوزن جوان مادرش را هرگز دوباره نخواهد ديد ولي گاهي ماده ها با كودكان خود بازگشته و گله هاي كوچكي را تشكيل ميدهند
گوزن زرد ايراني – توصيف نرينه ها
گوزن هاي نر علاوه بر دارا بودن شاخ، داراي گردن كشيده تر و عضلاني تر از ماده ها سيبك گلويي مشخص و غلاف تناسلي بزرگ و نمايان كه به شكل يك ماهوت پاك كن (Brush) بوده در طول فصل جفتگيري سر آن تيره تر شده و به طرف خارج بر مي گردد مي باشند.
تعيين سن گوزن زرد :
به دو طريق سن گوزن زرد را تعيين مي كنند؛
1-از روي شكل شاخ: در گوزن زرد هر ساله به تعداد شاخك هاي شاخ افزوده ميشود بطوريكه در سال اول زندگي شاخ گوزن فاقد شاخك ها است و در سالهاي بعد هر سال يك شاخك به شاخ گوزن افزوده مي شود كه معمولاً تا ده سال ادامه دارد (تا 10شاخك) بعد از ده سالگي بدليل كهولت از تعداد شاخك ها كاسته شده و شاخ كوتاهتر مي گردد.
2- برش دندان آسيا: اين روش براي تعيين سن دقيق حيوان صورت مي گيرد بدين منظور برش عرضي از دندان آسيا تهيه كرده و از روي خطوط تيره و روشن موجود در روي برش تهيه شده سن دقيق حيوان برآورد مي گردد. (زكي – 1382)
گوزن زرد ايراني – رنگ بدن:
اختلاف جزئي در رنگ پوشش بدن افراد يك جمعيت نيز ممكن است ديده شود اين تغييرات عموماً به علت تمركز پيگمانهاي رنگي در موها و وضعيت فيزيكي حيوان بستگي دارد معمولاً تمركز پيگمانهاي رنگي در انتهاي آزاد موها زيادتر است. بطوريكه ابتداي مو به صورت كمرنگ ديده مي شود. اندازه و بلندي مو در سطح بدن متفاوت است. تعويض يا ريختن مو در گوزن سالي دو بار انجام مي شود ابتدا در بهار موها و پشمهاي زمستاني شروع به ريختن مي كند و معمولاً از ناحيه گردن و دو طرف بالاي ران ها شروع مي شود. مرحله بعدي ريزش مو در پائيز انجام مي شود كه گوزن در تدارك پشم زمستاني مي باشد. ( نبوي- 1384).
گوزن زرد ايراني – غدد معطره:
در سطح بدن گوزن تعدادي غدد معطره وجود دارد. نقش اصلي اين غدد در گوزن هنوز به خوبي روشن نشده است معهذا وجود اين غدد در برقرار نمودن ارتباط بين افراد مختلف جمعيت آنها بي تاثير نمي با شد در هر دو جنس نر و ماده غدد بين انگشتي، فوق مچي و زير چشمي بطور زوج وجود دارد. ممكن است در جنس نر غدد ديگري در قسمت آلت تناسلي و بن شاخي ديده شود (نبوي – 1384)
گوزن زرد ايراني – دندان:
تعداد دندانها در گوزن بالغ بر 32 عدد و داراي فرمول دنداني پيش 3/0، نيش 1/0، پيش آسيا 3/3 و آسيا 3/3 مي باشد بطوريكه از فرمول دنداني نتيجه مي شود تعداد 20 عدد دندان در آرواره پائين و 12 عدد دندان در آرواره بالا قرار گرفته است. 8 عدد دندان جلوئي در آرواره پائين را كه از دندانهاي پيش و نيش تشكيل شده است و اصطلاحاً دندان هاي پيشين مي نامند. آرواره بالائي فاقد دندان هاي پيشين مي باشد. نوزادهاي تازه متولد شده همگي داراي دندانهاي شيري مي باشند تعداد اين دندانها 20 عدد بوده كه 8 عدد آن ها را دندانهاي پيشين در آرواره پائين و بقيه را دندانهاي پيش آسيا (3 عدد در هر نيم آرواره) تشكيل داده است (نبوي – 1384)
گوزن زرد ايراني – وسيله دفاعي حيوان:
به هنگام خطر چنانچه قادر به مبارزه بوسيله شاخ با دشمن نباشد و يا اين كه در مرحله اي قرار گرفته كه شاخ اندازي صورت گرفته و حيوان شاخ ندارد جهت فرار بلادرنگ و رهايي كامل از دست دشمن (خواه طعمه خوار، خواه انسان) خود را به رودخانه زده و مانند گاوميش از شناي خوبي برخوردار است و به محض خارج شدن از آب به جنگل رفته و از پشت انبوهي درختان به دشمن مي نگرد. نوزاد گوزن از مادر خود تيز تر و به هنگام خطر از قوه استتار استفاده مي نمايد. (بهروزي راد – 1381)
رژيم غذايي گوزن زرد:
رژيم غذايي گوزن زرد به ناحيه اي كه در آن ساكن است بستگي دارد بطور مثال در نواحي جنگلي بسته به پوشش گياهي منطقه در تابستان از علف، برگ و جوانه هاي درختان، گياهان جنگلي، در پائيز به وفور از ميوه درختان بلوط، راج، مخروطيان و تمشك جنگلي و ديگر ميوههاي جنگلي، قارچ ها و گلسنگ ها و در فصل سرما از خزه، لجن و پوست درختان تغذيه مي كند. بدليل توانايي گوزن زرد دز ايستادن روي ساق هاي عقبي خود براي دستيابي به غذاهاي در ارتفاع، مشاهده خطوط كاملاً مشخص چرا بر درختان و بوته ها در ارتفاع 5/1 تا 2 متري سطح زمين امري غير عادي نيست. در نوع اروپايي در مناطقي كه در حاشيه شهرها قرار دارند و گوزن ها فراوان هستند اجسامي چون بادكنك، انواع كاغذ، تكه هاي پلاستيك و جعبه هاي شيريني در معده آنها يافت مي شود گوزن زرد مانند اغلب گوزنها آب مورد نياز خود را از غذايي كه مي خورد و يا از شبنم و بندرت از نوشيدن بدست مي آورد.
گمان برده مي شود كه گوزن زرد ايراني در زيستگاه اصلي خود دزو كرخه فه بيشترين گرايش را به درختچه سريم [1](Lycium Shawii) دارد. ولي الله مظفريان در جلد اول كتاب فلور خوزستان ص 247 از حاشيه مزارع، كنار جويبارها در مناطق اطراف اهواز، سوسنگرد، شوش، هفت تيه، انديمشك، شوشتر، حاشيه رودخانه كرخه، دز كارون بعنوان مناطقي كه اين گياه ديده مي شود نام مي برد. در جلد 24 كتاب فلور ايران صفحات 48 و 49 فهرست تفضيلي پراكندگي اين گونه گياهي در ايران آمده است. قابل توجه است كه پراكندگي جهاني اين گونه گياهي بسيار مشابه با مناطقي است كه در گذشته گوزن زرد ايراني در آن جايي ميزيسته كه براساس صفحه 48 همان كتاب به جز ايران شامل تركيه، عراق، پاكستان، شمال آفريقا مي شود سرشاخه هاي درختاني چون پده (Populus Euphratica)، گذ (Mocrocarpa Tamarix) و گياهاني چون علف شور (Salsola Crassa) ، علف مار (Copparis Seinusa) و به نسبت كمتر تمشك (Rubus Spp) ، كاهوي وحشي (Lactucaspp) و اسفناج وحشي (Atriplex Spp) داشته باشد.
نياز گوزن ها به مواد غذايي بر حسب فعاليت هاي زيستي در طول ماههاي مختلف سال تفاوت مي كند در دوره قبل از فصل جفتگيري گوزن ها ميل فراواني به غذا از خود نشان مي دهند و در طول دوره جفتگيري ميزان تغذيه بويژه در گوزنهاي نر كاهش يافته و پس از اين دوره مجدداً افزايش مي يابد. در طول فصل زمستان بطوريكه ميزان تغذيه پائين بوده و در شروع فصل بهار به موازات افزايش فعاليت هاي زيستي (رشد شاخ در نرها و رشد نهايي جنين و شير دهي نوزادان در ماده ها) ميزان تغذيه بالا مي رود.
به طور كلي افزايش يا كاهش ميزان تغذيه در طول ماههاي مختلف سال با عرضه مواد غذايي در زيستگاه طبيعي با فعاليت هاي زيستي مختلف گوزن ها هماهنگ مي باشند. به عبارت ديگر روند انتخاب طبيعي موجب گرديده كه برحسب تامين منابع غذايي لازم از طرف محيط در زمان هاي مختلف با فعاليت هاي زيستي همگام گرديده تا حداكثر بهره گيري از آن منابع بعمل آيد. در اوايل فصل رويش وجود گونه هاي گراس (علف) و فوب (بوته) در رژيم غذايي گوزن حائز اهميت است چون در اين زمان گياهان بيشترين و حياتي ترين مواد غذايي را در خود دارا مي باشند. زيرا به علت لطيف بودن برگ و ساقه از درجه خوش خوراكي بالائي برخوردار هستند. در فصول مختلف سال رژيم غذايي گوزن برحسب بافت، ساختمان و تنوع گونه اي گياهي در زيستگاه تغيير مي كند و در زمان ريزش برگ درختان، فوبها نقش مهمي در تامين غذا ايفا نموده و ميوه درختاني مثل گلابي، آلوچه و بذر درخت بلوط (در دشت ناز) كه داراي مواد غذايي مناسبي مي باشد مهمترين غذاهاي زمستاني را با كميتي بسيار محدود تشكيل مي دهند. افزايش بيش از حد حمايت گوزن در زيستگاه هاي دشت ناز و سمسكنده نسبت به ظرفيت زيستگاه منجر به كاهش توليد و تغييرات شديد در پوشش گياهي (تجديد حيات طبيعي در درختان) و به وجود آمدن خط چرا (Brows Line) شده است. بيش از 9 ماه از سال علوفه، جو و بذر بلوط در اختيار گوزن ها قرار مي گيرد (جدول شماره 1) و براي تامين نمك مورد نياز آن ها در نقاط مختلف نمك سنگي گذاشته شده است.
بطور كلي اين گوزنها فقط دوران كوتاهي از سال را به چرا مي پردازند زمان تغذيه گوزن ها سپيده دم و هنگام غروب است و طول روز را به استراحت و نشخوار كردن مي گذرانند. (نبوي – 1384)
|
نوع خوراك |
ميزان تهيه شده |
مصرف دشت ناز |
مصرف سمسكنده |
|
بلوط جو يونجه ذرت علوفهاي |
17 تن 27 تن 14 تن 6 تن |
13تن 23تن 9تن 4تن |
4تن 4تن 5تن 2تن |
جدول شماره 1- ميزان خوراك تهيه شده در سال 1366 (نبوي – 1384)
در فصول رويش گياهان علفي به تغذيه از اين گياهان مي پردازد و در ساير فصول تغذيه بوتهها و درختچه هايي نظير گونه هاي زير را ترجيح مي دهد:
|
آلبالوي وحشي پسته وحشي گون كاهوي وحشي بادام وحشي نوعي زرشك سريم تمشك لگجي اسفناج وحشي |
crasus microcarpa pistasia mutica satragalas spp lactuca sp amggdalus sp Berberis integrrima lycium shawii pubuss spp capparis spinusa atripley ssp |
از ديگر گونه هاي گياهي مطلوب كه براي گوزن زرد از اولويت اول برخوردار است هشت گونه گياهي به قرار زير است:
|
آناغاليس سازو شبرترشك بنفشه سريم- ديوفار علف – باغ بارنفتگ علف هفت بند |
anagalis arvensis juncus sp oxalis spp viola sp lysium shawii dactylis glommerata plantago lenceolata |
|
چچم يونجه زرد يكساله پده تمشك مريم نخودي چمن پيازكدار سيف علف پشمكي مشگك خاكشير خردل حلفه |
loliom rigidum melilotus Indicus populus euphratica rubus and tollicus teucricum polium poa bulbosa aristida adscensionis bromus scoparius pucrosia anethifolia descurainia sophia eruca sativa imperata cylinderica |
ساير گونه هاي گياهي خوش خوراك منطقه دز و كرخه عبارتند از:
|
سكمل ساقه سفيد تاخ بوتهاي كهورك زمين گستر توت پايايي باتلاقي شور خارشتر چمن شور ساحلي چمن شور پلوچستاني علف شور سياه شور |
atriplex leucoclada haloxy salicurnicum prosopis srephaniana spergularia marina phyla nodiflora halocnmun strobiliaceum alhagi maururum aeluropus littoralis aeluropus repens ssola crassa suaeda fruticosa |
(زكي- 1382)
زيستگاه گوزن زرد ايراني – منطقه دز و كرخه:
در سال 1955 كه اتحاديه بين المللي حفاظت از منابع طبيعي (Iucn) اطلاعيه اي مبني بر وجود تعداد كمي گوزن زرد ايراني در جنگلهاي دز و كرخه را اعلام نمود اين مناطق مورد توجه جانور شناسان و دوستداران طبيعت قرار گرفته ولي متاسفانه به جاي حفاظت از اين زيستگاه ها تنها مأمن آخرين گوزن هاي زرد ايراني در دنيا بودند تحت لواي حمايت از گوزن ها شروع به گرفتن اين گوزن ها نمودند كه نهايتاً منجر به از بين رفتن و انتقال كليه گوزنهاي كرخه شد. مناطق جنگلي دز و كرخه در جنوب غربي ايران و در استان خوزستان و از دو بخش متمايز كه بوسيله جاده تهران – اهواز از يكديگر تفكيك شده واقع گرديده اند در بخش شرقي اين جاده بيشه زار دز بصورت نواري در حاشيه رودخانه اي به همين نام و بطول 10 كيلومتر و عرض 5 كيلومتر و در قسمت غربي جاده بيشه زار كرخه با طولي برابر دز و عرض متغير از 1 تا 5 كيلومتر مي باشد. اين جنگل ها در سال 1346 از طريق سازمان شكارچيان و نظارت بر صيد رسماً منطقه حفاظت شده اعلام گرديد. جنگلهاي دز و كرخه ميراث رشته جنگلهاي وسيعي است كه در گذشته تا حدود لرستان و باختران ادامه داشته كه با قطع اشجار و تبديل جنگلها به مزارع كشاورزي به تدريج تخريب و از بين رفته اند و در حال حاضر نيز همچنان مورد تهاجم روستا نشينان اطراف قرار دارند. بخصوص حاشيه جنگل آسيب بيشتري مي بيند اين جنگل ها داراي تراكم كم و پراكنده و تخريب يافته مي باشند.
جنگلهاي دز و كرخه از چهار گونه اصلي درختي و درختچه هاي زير تشكيل يافته اند:
1-Populus Ouphratiea
2-Tamarix =sp
3-Lycium Depresua
4-Vitex Pseuido-Regundo
جنگلهاي دز در حاشيهي رودخانه بوسيله درختان پده پوشيده شده اند اين درخت در جنگلهاي اطراف كرخه نيز به وفور ديده مي شود. ولي بدليل قطع بي رويه آنها درختان قطور كمتر يافت مي شوند. همراه درخت پده گونه Tamarix (گز) نيز ديده مي شود و بخشهاي داخلي جنگل را گونه هاي Vitex Pseudo Negundo به صورت يك جامعه انبوه درختچه مي پوشاند و در همين جاست كه گوزن زرد خود را مخفي مي كند. جنگلهاي دز در نقاطي كه مورد بهره برداري روستائيان قرار گرفته است انبوهي خود را از دست داده و اشكوب تحتاني جنگل در نقاط متراكم و غيره تراكم كاملاً متفاوت است. مناطق حفاظت شده دز و كرخه كه بصورت نوار باريكي معمولاً كمي بيش از 4000 هكتاري مي باشد در واقع مسافتي بيش از 2000 هكتار جنگل به خود اختصاص نمي دهد. چرا كه در حدود 1000 هكتار را سطح رودخانه و در همين حدود را نيز تپه ماهور و جنگلهاي تنك تشكيل مي دهند. اين 2000 هكتار مامن باقي مانده و اصلي گوزنهاي زرد را تشكيل مي دهد كه در صورت تداوم فشار به تدريج اين نوار باريك نيز از بين خواهد رفت.
زيستگاه گوزن زرد ايراني – پناهگاه حيات وحش دشت ناز:
پناهگاه حيات وحش دشت ناز در 25 كيلومتري شمال شرقي شهرستان ساري در استان مازندران با مساحت 50 هكتار و داراي پوشش جنگلي همراه با گونههاي متعدد گراس و فوب تعداد قابل توجهي گوزن زرد ايراني را كه در دنيا نادر است در خود جا داده است. قبل از سال 1343 كه اولين رهاسازي در آن انجام گرفت اين منطقه داراي شرايط زيستي مطلوب به علت دارا بودن تنوع در گونه هاي گياهي و تراكم كافي به عنوان پناهگاه از شرايط مناسب زيستگاهي برخوردار بود. پس از گذشت چندين سال كه از رها سازي گوزن زرد در اين منطقه مي گذرد در حال حاضر به لحاظ افزايش بيش از حد جمعيت اين گوزن ها نسبت به ظرفيت زيستگاه تغييرات قابل توجه و نامطلوبي در پوشش كف جنگل و اشكوبهاي ديگر بوجود آمده كه ضمن كاهش توليد سالانه از تنوع و پراكندگي گونه هاي مرغوب نيز كاسته شده و خط چرا بر روي درختان و درختچه ها به خوبي نمايان است. دشت ناز، قبلاً به دو قسمت 30 و 20 هكتاري تقسيم شده بود و تعدادي مرال و شوكا در آن نگهداري مي شد. پس از آنكه در فروردين ماه سال 1343 كه رسماً اين منطقه به نام پارك وحش دشت ناز نامگذاري گرديد در جهت شمال غربي به جنوب شرقي به سه پارك كه بوسيله حصارهائي از سيم هاي ظريف (Chicknwive) و سيم خاردار و تيرهاي چوبي مجزا و محصور گرديد. پس از معرفي گوزن زرد در تير ماه سال 1343 و گوزنهاي خالدار هندي در سال 1345 تعمير و تعويض تمام حصارهاي داخل و اطراف پارك بعلت اينكه حيوانات قسمتهاي مختلف با هم ادغام مي شدند و بيم آن ميرفت كه بعضي از گوزن هاي زرد هنگام عبور از حصارهاي خراب شده مجروح شوند ضروري تشخيص داده شد و در سال 1345 حصار اطراف پارك بصورت پي سيماني، تيرهاي عمودي فلزي، تورهاي ضخيم و رشته هاي سيم خاردار در بالاي حصار تجديد بنا گرديد و مجدداً در سال 1347 ارتفاع حصارها افزايش يافت و به وضع فعلي خود مرمت گرديد. در سال 1345 در هر سه پلاك آبشخورهاي سيماني ايجاد و راهنمائي به عرض 12 الي 15 متر براي مشاهده گوزن ها و رشد علوفه جنگل ايجاد شد. در سال 1347 يك برج مراقبت در بخش مياني جهت مطالعه عادات و رفتار گوزن ها ساخته شد. پاسگاه محيط باني در ضلع جنوبي قرار دارد و حداقل يك نفر شكاربان بطور دائم از پارك محافظت مي نمايد و تنها درب ورودي كه در اين محل قرار دارد هميشه قفل مي باشد. جنگل تراشي وسيعي در سطح پناهگاه براي توسعه و رشد گياهان كوچك، همچنين مشاهده گوزن ها صورت گرفت است. از بخش ابتدائي و انتهائي قطعه زمين را بوسيله سيم توري محصور نموده و براي كاشت جو و ذرت اختصاص داده اند.
توليد هر ساله اين زمين ها كمك موثري در تغذيه گوزنها محسوب مي شود.
زيستگاه گوزن زرد ايراني – منطقه سمسكنده:
بعد از آنكه در سال 1955 وجود گوزن زرد در خوزستان به اثبات رسيد در سال 1958 جرج فون اوپل گروهي را براي زندهگيري گوزن زرد به ايران اعزام داشت. اين گروه موفق به صيد در مناطق دز و كرخه نشدند و فقط توانستند 8 راس گوزن مشاهده نمايند و در زمان برگشت يك نوزاد گوزن زرد ماده از اهالي منطقه خريداري و به آلمان بردند در همان سال گروه ديگري مجددا به منطقه عزيمت نمودند و باز هم موفق به زنده گيري گوزن نشده و آنها نيز يك راس گوزن زرد از افراد بومي خريداري و با خود به آلمان ميبرند (اين چرخه به نظر ميرسد چون اكيپهاي مختلفي جهت بررسي و مشاهده و زندهگيري گوزن به دو منطقه كوچك دز و كرخه در زمان كوتاهي 1960-1955 مراجعه ميكردند ساكنين محلي به علت عدم آگاهي از اهميت موضوع ونبودن تشكيلات مسئول مبادرت به زندهگيري و فروش گوزنها مينمودند.
خدا ميداند كه چه تعداد گوزن به همن علت از بين رفته باشد. مخصوصا نوزادان كه نگهداري آنها براي هر كس مقدور نميباشد.)
گوزن زرد در سال 1960 ميمرد و گوزن ماده در همين سال يك نوزاد ماده به دنيا ميآورد در اكتبر 1964 پارك فراي كه فاقد گوزن نر براي ادامه تكثير ميبود تا اينكه يك راس گوزرن نر كه توسط شكارچيان محلي زنده گرفته شده بود از رف سازمان شكاريان و نظارت بر صيد به آلمان ارسال و طبق موافقتي كه بين اوپل و سازمان حاصل گرديده مقرر شد نيمي از گوزنهايي كه از حيوانات انتقال داده شده به دنيا ميآيند به اوپل و نيمه ديگر به سازمان تعلق گيرد. (هيچ موافقتنامه يا قرارداد رسمي امضاء نشد) متعاقب اين قرارداد در اسفندماه 1351 تعداد 7 راس گوزن زرد كه 5 راس آنها ماده و 2 راس نر بود به ايران فرستاده شد و در تاريخ 25 اسفند 1351 اين گوزنها در دشت ناز رها گرديدند. از آنجايي كه اصالت ژنتيكي آنها مور سوال ميبود و احتمال اختلاط با نژاد گوزن زرد اروپايي كه در پارك فراي كه وجود دارد مي رفت اين گوزنها به طور جداگانه در پلاك اول نگهداري شدند.
با افزايش جمعيت گوزنهاي زرد موجود و نظر به وسعت محدود در دشت ناز در سال 1356 كارشناسان حيات وحش سازمان تصميم گرفتند كليه گوزنهاي پلاك اول (آلماني) كه تعداد آنها به 30 راس رسيده بود را به منطقه ديگري انتقال دهند در پس اين تصميم محدودهاي به وسعت حدود 6 هكتار از منطقه حفاظت شده سمسكنده را با تور سيمي محصور و اين گوزنها را به آنجا منتقل نمودند.
متاسفانه به علت وسعت خيلي كم اين زيستگاه جديد و عدم توجه مسئولين به اين گوزنها به علت شواهدي كه در اصالت آنها در اذهان وجود دارد (تا كنون موردي كه دلالت را بر اختلاط آنها وجود داشته باشد به اثبات نرسيده است). در طول اين سالها توجه كمتري به آنها شده و اصولا مورد توجه نمي باشند. با توجه به اينكه از نظر ظاهري اختلاف مشخصي بين اين گوزنها و گوزنهاي دشت ناز مشهود نيست و علم ردهبندي به حدي رسيده است كه تشخيص گونه و زير گونه هر موجودي را ميتواند انجام دهد ضروري است هرچه زودتر اصالت اين گوزنها بررسي شود و پس از آن تصميم مقتضي را براي آنهاگرفت اگر اصالت آنها به اثبات رسيد ميتوان آنها را در زيستگاههاي جديدي كه در غرب ايران كشف خواهد شد رها نمود و اگر اصالت انها رد شود لازم است انها را به مناطق شرقي ايران منتقل كرد تا امكان اختلاط آنها را با گوزنهاي غرب از بين رفته و از اين محيط براي نگهداري گوزن زرد ايراني استفاده كرد. ( اينترنت-14)
در حال حاضر تعداد گوزنهاي موجود در سمسكنده 35 راس (4 راس در آبان ماه 66 شكار شدند) و تراكم گوزن در اين منطقه بيش از دو برابر تراكم گوزن در دشت ناز مي باشد تا كنون هيچ فكري براي انتقال آنها به مناطق ديگر نشده است. اميد است از سوي مسئولين هرچه زودتر تصميمي براي اين گوزنها گرفته شود تا شاهد مرگ و مير دستهجمعي و يا قتل عام آنها نباشيم. در رژيم گذشته در پي توافقي كه بين مسئولين وقت سازمان با دولت اسرائيل به عمل آمده در آبانماه 57 تعداد 4 رأس گوزن ماده از سسمكنده گرفته و به اسرائيل منتقل گرديد.در باز ديدي كه هايدمن در آبان ماه 62 از دشت ناز و مسمسكنده داشتند اظهار نمودند كه تعداد گوزنهاي موجود در اسرائيل به 12 راس رسيده است. (نبوي – 1384)
زيستگاه گوزن زرد ايراني – جزيره اشك:
جزيره اشك با مساحت 2550 هكتار در جنوب غربي جزيره كبودان دومين جزيره بزرگ درياچه اروميه بعد از كبودان ميباشد. حداكثر ارتفاع اين جزيره آهكي از سطح درياچه در حدود 260 متر است. موادي كه در موقع بارندگي از جزيره شسته مي شود به علت محدوديت مساحت جزيره فرصت ته نشست نداشته و به درياچه وصل مي گردد و به همين دليل ضخامت رسوبات آبرفتي فوق العاده ناچيزي باشد نزولات جوي اكثراً به درياچه ريخته مي شود و مقدار ناچيزي از آن در سطح جزيره نفوذ مي كند. جزيره اشك از نظر گياهي سيمائي استپي داشته و پوشش گياهي در روي تپه ماهورها و پستي و بلندي هاي فراوان آن گسترده است پوشش گياهان چوبي چيره تراكيبي از Arterisia-Phamnus-Plstaoia مي باشد.
اين گونه ها نسبت به گونه هاي ديگر داراي درجه اهميت قابل توجهي هستند فوب ها وگراسها در تمامي سطح جزيره و درختان پسته وحشي، بطور انبوه، تك و گاهي بصورت تك درختان نامنظم پراكنده مي باشد .
در حاشيه جزيره و حد فاصل آب درياچه و ارتفاعات جزيره بصورت كمر بندي گونه هاي گياهي هالوفيت به وفور گسترش يافته اند. در بعضي از دره ها گونه هائي نظير داغداغان، بادام، زرشك و كيكم نيز به طور محدود يافت مي شوند.
افزايش جمعيت گوزن در دشت ناز تا سال 1365 به حدي رسيد كه باعث تخريب آن منطقه شده و دادن غذاي كمكي را الزامي نموده بطوريكه انتقال تعدادي از گوزن ها به مناطق ديگر اجباري گرديده و با توجه به اينكه مناطق دز و كرخه هنوز امنيت لازم را جهت رها سازي كسب نموده بودند. كار شناسان حيات وحش سازمان مركزي تصميم به انتقال تعدادي از گوزن ها بطور آزمايشي به جزيره اشك كه از نظر حفاظت و امنيت قابل كنترل بود گرفتند و تعداد 3 راس (2 راس ماده و يك راس نر) در سال 1356 به جزيره معرفي نمودند. پس از بررسيهاي مقدماتي وضعيت جزيره به عنوان زيستگاه انتخابي در مهر ماه 1360 تعداد 7 راس گوزن (4 راس ماده و 4 راس نر) را از دشت ناز به جزيره منتقل نمودند و در پي اين انتقال در مهر ماه 1361 نيز تعداد 8 راس (4 راس ماده و 4 راس نر) ديگر از دشت ناز زنده گيري و به جزيره رها شدند.
پس از بررسي هاي متعدد توسط كارشناسان حيات وحش سازمان و گزارشات اداره كل حفاظت محيط زيست آذربايجان غربي در مورد سازگاري گوزن زرد با شرايط محيطي جزيره اشك از يك طرف بدليل افزايش زياد گوزن زرد در پناهگاه دشت ناز در شهريور ماه 1362 تعداد 5 راس (4 راس ماده و يك راس نر) به جزيره انتقال داده شده. آخرين برنامه انتقال گوزن دشت ناز به جزيره اشك مهر ماه 1363 بوده كه تعداد 4 راس ماده و 3 راس نر بودند انجام گرفت. كليه اين انتقالات بوسيله كارشناسان سازمان و با همكاري مامورين منطقه انجام شده است. (نبوي – 1384)
كم آبي در جزيره اشك و اسپيرجان ده ها گوزن زرد ايراني را با خطر رو در رو كرده و طي ماه هاي اخير به همين خاطر دست كم 40 گوزن تلف شده اند. در حال حاضر فقط 2 آبشخور در جزيره اشك موجود است. چشمه اشك در شرق و گت دره سي در غرب كه نمي توانند جوابگوي جمعيت موجود در جزيره باشند به همين دليل رقابت بر سر منابع آب در گرفته و گوزن هاي بالغ بزرگتر اجازه استفاده از آبشخورها را به ماده ها و گوزن هاي نابالغ و كوچكتر نمي دهند. در نتيجه آنها براي تامين آب به سمت حاشيه درياچه ميروند تا در آنجا از آب باران جمع شده در سنگ هاي نمكي استفاده كنند. پس از ورود به نمكزار حاشيه درياچه در آن جا گير كرده و ديگر قادر به خروج از آنجا نمي شوند. همچنين تماس لب گوزن ها با كريستال هاي نمكي باعث زخمي شدن لب آنها مي شود. مشكل ديگر مارها در فصل تابستان هستند. آن ها در كنار آبشخور تجمع ميكنند و امكان نيش زدن گوزن ها وجود دارد.
با توجه به برآوردهاي انجام شده توسط كارشناسان مشكل كم آبي از 4 سال پيش در اين جزاير آغاز شده و در سال گذشته در حدود 40 راس تلف شده اند. كارشناسان چاره كار را در جا به جا كردن تعدادي گوزن براي ايجاد تعادل بين منابع و جمعيت مي دانند. همچنين بدليل كافي بودن ميزان برف و بارش با اعمال مديريت آبخيز داري با ايجاد سدهاي كوچك در دهانه دره هاي كم شيب رفع مشكل كم آبي چندان مشكل به نظر نمي رسد.
زيستگاه گوزن زرد ايراني – جزيره كبودان:
جزيره كبودان بزرگترين جزاير درياچه اروميه واقع در شرف آن با وسعت 3175 هكتار و در ارتفاع 15421 متري با ساحلي سنگي و ماسهاي و داراي يك چشمه قنات كوچك مي باشند پوشش گياهي غالب جزيره كبودان را علفهاي كوتاه پسته وحشي سرو كوهي بادام وحشي شير خشت و گوجه فرنگي تشكيل ميدهند و حيوانات گوناگوني چون قوچ و ميش و گوزن زرد ايراني در آن زيست مي كنند.
زيستگاه گوزن زرد ايراني- جنگل باغ شادي خاتم يزد:
جنگل باغ شادي خاتم با سي و هفت هزار هكتار وسعت در پنجاه كيلومتري شهر هرات، مركز شهرستان خاتم و سيصد كيلومتري جنوب شهر يزد واقع است.
جنگلهاي اين منطقه دنبالهي جنگلهاي زاگرس كه زيستگاه گوزن زرد ايراني است ميباشند. پوشش گياهي اين منطقه بادام كوهي، ارزن، گون، قيچ، بنه، كيكم، چوبك، كلاه مير حسن، بادامك و درمنه و وحوش آن خرس قهوهاي، رودك عسل خوار، زاغ بور، هوبره است كه گوزن زرد نيز به آن اضافه شد. از شش گوزن منتقل شده از دشت ناز به اين منطقه، دو رأس نر و بقيه ماده ميباشند كه در محدوده فنس كشي شدهاي به مساحت 200 هكتار در اين منطقه رها شدهاند. آتش سوزي و چراي بي رويه دام به عنوان عمدهترين مشكل موجود در اين جنگل به حساب ميرود و همه ساله به علت اشتباهات انساني، آتشسوزي در اين جنگل رخ ميدهد و بخشي از عرصههاي جنگلي را نابود ميكند. دامها در اين منطقه حدود 250 هزار رأس ذكر ميشوند و از اين مقدار 12 هزار دام مازاد در مناطق جنگلي به چرا مشغول هستندكه اين عرصه را تهديد ميكند. وجود اين دامها موجب افت آبهاي زير زميني، فرسايش خاك و در نهايت تهديد منابع اقتصادي منطقه ميگردد.
زيستگاه گوزن زرد ايراني- اسرائيل:
گوزن زرد ايراني از زمان انتقال به اسرائيل تحت مراقبت و نظارت شديد بوده و جمعيت آن در اسارت رو به افزايش گذاشته است. به طوري كه به حدود 200 راس در سالهاي اخير رسيده است. باغوحش اورشليم هسته ي مركزي نامه معرفي مجدد اين گونه در حيفا طي 10 سال موفقيت آميز گزارش شده است.
به طوري كه 24 راس گوزن زرد ايراني طي اين برنامه رها سازي شده است و توانستهاند با شرايط محيط خو گرفته و شروع به زندگي به صورت وحش در طبيعت كنند.
گوزن زرد- تهديدات:
گوزن زرد ايراني بعلت شكاري رويه به مرحله انقراض رسيده و همچنين سلاح گرم، اين فرآيند را در قرن 20 سرعت بخشيد.
علاوه بر عامل شكار، تخريب جنگلها به علت جمع آوري زغال و استفاده ي بيش از حد از مراتع براي تغذيه دام باعث شد كه زيستگاه آنها به خطر افتد و در معرض نابودي قرار بگيرد. و اخيراً در جنگ ايران و عراق تهديدات بيشتري را فراهم نمود در پناهگاه حيات وحش كرخه چراي دامهاي اصلي كه معمولاً از گوسفند، گاو، گاوميش، شتر و بز مي باشد يك رقابت نامتعادل را ايجاد كرد و اينك به زيان گوزن زرد ايراني تمام شده است. ضمناً گياهان حاشيه اي جنگل يا از بين برده و كلاً توسعه كشاورزي عامل اصلي از بين رفتن مراتع اطراف جنگلها بخصوص جنگل هاي دز و كرخه شده است، از طرفي از بين رفتن مراتع در حاشيه ي جنگلها نفوذ هر چه بيشتر دام و احشام اهالي بدور جنگل را سبب شده است.
1- تهيه سوخت روستاها:
به طور كلي سوخت براي بقاء و زندگي افراد از ملزومات است در روستاهاي اطراف جنگل هاي دز و كرفه، چوب همواره سوخت اصلي اهالي را تشكيل ميدهد كه اين عامل باعث تخريب هر چه بيشتر جنگل گرديده است.
- تخريب و قطع درختان جنگل چه به منظور گسترش از راه كشاورزي وچه به منظور تهيه ي سوخت و تغيير مسير رودخانه و تخريب و از بين رفتن جنگل در مسيري كه تخريب رودخانه قرار داده شده است.
2- حضور دام و چراي بي رويه خارج از ظرفيت جنگل:
روزانه چندين هزار راس دام وارد منطقه كرخه مي شوند، كه ضمن تغذيه از گونههاي خوش خوراك گياهي و رقابت شديد غذايي، گوزن زرد ، گياهان تازه روئيده را كه براي احيا و بقاي جنگل مفيد و موثر است تند كوب كرده وزير پاها له مي كنند و در كل توان مرتعي اشكوب زيرين جنگل را به صفر مي رسانند. علاوه بر آن حضور دام در درون جنگل معضلات زيرين را نيز سبب مي گردد.
- سفت شدن زمين سبب از بين رفتن بافت خاك و پوشش گياهي مي شود وتوان جذب سيل توسط خاك را به شدت كاهش مي دهد. در اين حالت تخريب ناشي از سيل غير قابل كنترل مي گردد.
- تراكم فضولات و مواد آبي در روي خاك داراي هوموس خواهي محدود به دليل حضور دام افزايش يافته و گياه توان جذب اين فضولات را ندارد بنابراين شرايط براي رشد قارچ هاي اين قسمت فراهم گشته و جنگل را وادار به تغيير يكباره ي سيما نموده است.
3- شكار بي رويه توسط افراد محلي و يا متخلفين.
4- جمله ي حيوانات درنده مانند گرگ و گربه وحشي (از دشمنان طبيعي گوزن زرد ) به نوزادان اين گونه و عدم توانايي پنهان شدن بدليل از بين رفتن اوضاع زيستي مناسب در جنگل.
5- بهره برداري بي رويه از شن و ماسه ي تحت الارض زمينهاي جنگلي بخصوص در منطقه كرفه.(زكي- 1383)
آيا فقط در ايران گوزن زرد داريم؟
در دنيا به طور كلي 2 گونه گوزن زرد داريم يكي گوزن زرد ايراني و يكي گوزن زرد اروپايي است گوزن زرد ايراني گونه هاي خاصي است كه فقط در ايران زندگي مي كندحدود سالهاي 38-1337 به قبل فكر مي كردند كه كاملاً منقرض شده و از ميان رفته ولي براثر اتفاق چند نفر در دز و كرخه تعدادي گوزن زرد ديدند وبه مامورين محيط زيست آن زمان اطلاع دادند ماموران محيط زيست پيگيري كردند و فهميدند كه نسل گوزن زرد ايراني منقرض شده است.
تعدادكمي گوزن زرد در دز و كرخه داشتيم كه از سال 37 به بعد در چند نوبت از آنجا زنده گيري شدند و از آنجا به دشت ناز ساري منتقل شدند. آن ابتدا فقط 5 راس گوزن زرد داشتيم بعد اينها زاد و ولد كردند و تعدادشان زياد شد در واقع تمام گوزنهاي زردي كه الان داريم همگي از همان 5 راس گوزن اوليه هستند تا سال 1365 جمعيتش متغير بود و گاهي كم و گاهي زياد شده است.
در اين سال اولين انتقال از دشت ناز به جزيره اشك درياچه ي اروميه صورت گرفت حدود 5 يا 6 گوزن زرد زنده گيري شد و به جزيره اشك برده شد. علت اين انتقال هم اين بود كه مي خواستيم ببينيم اين آيا ميتوانيم اين گونه را در طبيعت رها سازي كنيم چون جزيره اشك دور از انسانها بود و طبيعت وحشيتري داشت. در حال حاضر جمعيتي حدود 300 راس گوزن زرد در جزيره اشك داريم كه بيشترين جمعيت گوزن زرد را تشكيل مي دهند پس از آن زنده گيري هايي صورت گرفت و گوزن ها به بخشهاي مختلفي منتقل شدند مثلاً در ميان كتل شيراز در دشت ارژن محدودهي محصوري درست شد و تعدادي گوزن زرد به آنجا برده شد تعدادي هم به جزيره كيش، سيري و لاوان برده شد.
ما ميخواستيم امتحان كنيم كه گوزن زرد چگونه ميتواند خودش را با محيطهاي متفاوت تطبيق دهد و در واقع ميخواستيم مطمئن شويم كه آيا ميتوانيم گوزن زرد را در طبيعت رها سازي كنيم. به همين دليل نقاطي را در كشور بررسي كردند كه از لحاظ امنيت و شرايط زيستي با شرايط زيستي گوزن زرد مطابقت داشته باشد مثلا تعدادي از آنها را به كرمانشاه كه از زيستگاههاي قديمياش بوده منتقل كرديم. دو نوبت هم آنها را به زيستگاه اصلياش در دز وكرخه برديم متاسفانه به دليل عدم حفاظت و مديريت صحيح هيچ يك از آنها باقي نماندند و از ميان رفتند متاسفانه در اين برنامهها گوزنهاي زرد تا مرحلهي زنده گيري و رها سازي در طبيعت مديريت و بعد فراموش شدند و نتيجهاي از آنها نگرفتيم. با بررسيهايمان فهميديم كه قدرت سازگاري گوزن زرد بامحيط اصلي بالا است و تنها بدليل عدم حفاظت و حراست و در نتيجه شكار اين گونه ديگر گوزن زرد آزادي در اين جنگلها وجود ندارد. د رجزيره كيش هم همين مشكل را داشتيم تا حدود 5 سال پس از رها سازي همچنان گزارشهايي از مشاهده اين گونه ميرسيد اما بعد ديگر مشاهده نشد و در آنجا هم از ميان رفت (ديگر گوزنهاي زردي كه رها سازي ميشوند در مناطق حفاظت شده نيستند، پس چگونه شكارچيان وارد اين مناطق ميشوند و آنها را صيد ميكنند؟)
بعضي از آنها در مناطق حفاظت شدهاي مثل پناهگاه حيات وحش دز هستند كه تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست هستند در اين منطقه از همه بيشتر رها سازي شدند در آنجا دو نوبت 34 راس گوزن زرد رها سازي شد ولي پس از يكي دو سال ديگر مشاهده نشد جست و گريخته گزارشهايي از اينگونه ميرسد ولي مستند نيستند. فعلا گزارشهايي از حضور اين گونه ميرسد، ولي مستند نيستند. فعلا گزارشهايي از وجود گوزن زرد رسيده است ولي بازهم يقين نداريم.
ولي بايد هرچه سريعتر اقدامي اساسي در كاهش جمعيت گوزنها به عمل آورد و در اسرع وقت اكيپ كارشناسان آگاه و دلسوز به آيندهي اين گوزنها به مناطق غربي ايران عزيمت و نسبت به انتخاب و آماده سازي ايستگاههاي جديد اقدام نمايند.
وضعيت فعلي گوزن زرد :
مهم ترين دشمن طبيعي آن گرگ و گربه جنگلي است. به علل مختلف نظير تخريب زيستگاه و شكار بي رويه ، نسل آن ها رو به كاهش بود.
بطوريكه آن را حيواني منقرض شده مي پنداشتند. در سال 1334 معلوم شد كه هنوز تعداد كمي از اين گوزن ها در جنگل هاي اطراف رودخانه هاي دز و كرخه باقي مانده اند. در سال 1337 تعداد 2 راس از اين گوزن ها به باغ وحش اپل در آلمان و در سال 1342 تعداد 6 راس به دشت ناز ساري منتقل گرديدند.
و در نتيجه مراقبت هاي انجام شده تعداد گوزن ها افزايش يافت.
از سال 1356 تا 1367 تعداد 127 راس از اين گوزن ها توسط نگارنده و با همكاري مامورين و كارشناسان سازمان حفاظت محيط زيست از مناطق دشت ناز و سمسكنده زنده گيري گرديده شد.
تعداد52 راس از آنها به جزيره اشك، 36 راس به منطقهي كرخه ، 32 راس به منطقه ي زرد لان كرمانشاه ، 6 راس به جزيره كبودان ، 10 راس به جزاير كيش و لاوان انتقال يافتند در سال 1372 نيز تعداد 18 راس از گوزن ها به منطقهي ميان كتل واقع در استان فارس منتقل گرديدند. گوزن هاي رها شده در منطقه كرخه و جزيره اشك به خوبي افزايش يافته اند.
طبق سرشماري انجام شده در سال 1372 تعداد گوزنهاي جزيره اشك به 250 راس بالغ گرديداند. در حال حاضر در منطقه دز نيز تعداد انگشت شماري گوزن باقي مانده است كه چنانچه توجهي به آنان نشود از بين خواهند رفت. (ضيائي-1375).
از سال 1963 آزاد شدن 6 راس گوزن در دشت ناز و فعاليت هاي حمايت كننده ويژه اي در جهت تكثير اين حيوان كه در معرض نابودي است انجام گرفته است.
تمام اين سياست ها و معيارها به منظور نجات گوزن زرد ايراني اتخاذ گرديد.
به طور كلي در سال 1977 منطقه دشت ناز كه اكنون تعدادگوزن ها در آن به تعداد 30 راس افرايش يافته بود و براي تغذيه ي گوزن ها كافي نبود. در آن سال تعدادي از گوزنها زنده در دشت ناز گرفته شدند و به ناحيه سمسكنده انتقال يافتند. با افزايش جمعيت در دو ناحيه ي مورد نظر سازمان سعي كرد كه گوزن را به نواحي ديگر معرفي نمايد. كه براساس سياست و نظريه حاكم جزيره اشك انتخاب گرديد.(بهروزي راد-1381)
بايستي توجه داشت كه تمام زيستگاههاي گوزن زرد جزاير مي باشد و يا شرايط مشابه آب و هواي جزيره اي دارند و گروههاي گوزن زرد كه قانون جغرافيايي را دنبال مي نمايند نمي توانند جمعيت ثابتي را داشته باشند.
زيرا در اين حيوان ميزان انقراض بالا بوده و اين حيوان از شرايط سالم محيطي به علت جفت گيري داخلي برخوردار نمي باشد – علاوه براين گروه خوني همسان باعث تقليل تنوع ژنتيكي مي شود و باعث بالا رفتن مرگ و مير آنها ميشود. و باعث كوچ و انتقال آنها مي گردد.
در سال 1984 آقاي مسعود مولوي رئيس اداره و سازمان حيات وحش با توجه به شرايط زيست محيطي و بيولوژيكي اعلام خطر كرد و گفت : غذاي مورد نياز گوزنها به وسيله ي فعاليت هاي دستي غير طبيعي تامين مي گردد و عدم فضا و شرايط زيستي مناسب و عدم تناسب (نسبي نر وماده بودن) شرايط نا مطلوبي را به وجود آورده است. بنابراين بقاي گوزن در دشت ناز را نمي توان ضمانت كرد.
وي اضافه نمود كه عوامل ذكر شده در ذيل نشانه عدم توازن بين جمعيت و محيط مي باشد كه اميد بقاي نسل اين حيوان را كاهش مي دهد. و در نتيجه اين حيوان در معرض نابودي مي باشد.
- ميزان باروري در حد پائين در خلال سالهاي اخير.
- انگل هاي داخلي و خارجي مختلف
- مرگ و مير مشكوك
- رفتار تهاجم آميز حيوان
همچنين در خلال سالهاي 90 به بعد هر نوع انتقال همراه با مرگ و مير بالا به علت مشكلات داخلي در نوع حيوان و به علت تجارب محدود متخصصان بوده است. با وجود اين به نظر مي آيد كه شرايط بيولوژيكي در خلال نيم قرن اخير جنبه ها و عوارض منفي را افزايش داده است و منشاء آنها زنده گرفتن حيوان و انتقال آن بوده است. همچنين به علت عدم ثبات و حالت هاي غير عادي ژنتيكي ميزان مرگ و مير بالا رفته است (تز تحقيقي)(بهروزي راد-1381)
پراكندگي در جهان :
در گذشته پراكندگي وسيعي در شمال شرقي آفريقا، عراق ، تركيه و ايران داشتهاند ولي در حال حاضر نسل آنها در كليه مناطق مذكور به جز ايران نابود شده است (هوشنگ ضيائي-1375)
پراكندگي در ايران:
در ايران اين گوزن در مناطق جنگلي زاگرس و جنگل هاي گرمسيري خوزستان زندگي مي كرد، ولي در حال حاضر پراكندگي طبيعي آن محدود به مناطق حفاظت شده ي دز و كرخه در خوزستان است.(هوشنگ ضيائي -1375)
در گذشته گوزن زرد در جنوب غربي ايران از خوزستان تا حدود باختران به طور فراوان وجود داشت ولي در چندين دهه ي اخير تعدادآنها به سرعت كم شده است در حال حاضر فقط تعدادي از آنها در خوزستان در جنگلهاي دز و كرخه باقي مانده است كه در واقع بقاي گوزن زرد ايراني را مديون باقي ماندن محدوده از جنگل هاي نيمه حاره اي خوزستان مي دانند. در سه دهه گذشته تعدادي از آْنها به دشت ناز ساري – جزيره اشك ، درياچه ي اروميه . منطقه سمسكنده – زردلان كرمانشاه – جزيره كبودان – جزيره كيش و لاوان و منطقه ي ميانلق شيراز انتقال داده اند.(زكي – 1382)
جدول (1)- گوزن زرد ايراني
|
مشخصات |
كوچكتر از مرال، نر داراي شاخهاي بلند و نسبتاً پهن، ماده بدون شاخ، رنگ پشت در تابستان زرد متمايل به قرمز با خالهاي سفيد، در زمستان خاكستري |
|
اندازهها |
طول سر و تنه 150 تا 200cm ، دم 16 تا 20cm، ارتفاع 85 تا 110، وزن 50 تا 130kg |
|
زيستگاه |
جنگلهاي متراكم و غير قابل نفوذ منطقة خوزستان و زاگرس |
|
غذا |
از علوفهها، سرشاخهها و ميوهها تغذيه ميكند |
|
توليد مثل |
در اواسط شهريور ماه |
|
مدت آبستني |
8 ماه، 1 و به ندرت 2 بچه ميزايد |
|
پراكندگي |
مناطق جنگلي زاگرس و جنگلهاي گرمسيري خوزستان |
|
پراكنش جهاني |
در حال حاضر نسل آن در كلية مناطق جهان به جز ايران نابود شده است |
|
عادات |
شبگرد، به صورت اجتماعي زندگي ميكند، |
|
طول عمر |
حدود 16 سانتيمتر |
(هوشنگ ضيائي-1375)

انجام پروژه های درسی و پایان نامه های رشته های محیط زیست و شیلات و کلیه رشته های مرتبط با کشاورزی پذیرفته می شود.