جایگاه ترویج در توسعه كشاورزی

 

مقدمه

ترویج كشاورزی یكی از پیش شرطهای اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار كشاورزی است. ترویج كشاورزی زمانی در این زمینه موفق خواهد بود كه سایر عوامل موثر مانند سیاستهای مناسب قیمت‌گذاری خدمات بازاررسانی و بازاریابی و نهاده‌های مورد نیاز فراهم باشند. بنابراین در شرایطی كه همه نهاده‌ها فراهم هستند، ترویج بیشترین تأثیر را داشته و با ایفای نقش مكمل خود، فرایند رسیدن به توسعه پایدار كشاورزی را سرعت می‌بخشد.

 

به طور كلی ترویج كشاورزی دارای دو هدف اساسی به شرح زیر است:

1.     انتقال آخرین یافته‌ها و فناوری‌ها به كشاورز برای افزایش بهره‌وری كشاورزی.

2.     انتقال نیازها و مشكلات زارعین به مراكز تحقیقاتی برای افزایش تناسب تحقیقات كشاورزی با نیازهای جامعه روستایی.

 

نیاز به ترویج:

 

نیاز به ترویج از آنجایی مورد توجه است كه ما بر این باور هستیم زندگی روستاییان بطور اعم و كشاورزان بطور اخص باید بهبود یابد. در حال حاضر احساس می‌شود كه در جامعه روستایی و كشاورزی شكاف عمیقی بین وضع موجود و مطلوب وجود دارد. این شكاف عمدتاً بوسیله كاربرد علوم و فناوری در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی و از طریق ایجاد تغییرات مناسب در رفتار روستاییان پر می‌شود كه در این رابطه ترویج  نقش حیاتی ایفا می‌كند.

 

تأثیر عوامل گوناگون بر ترویج كشاورزی:

 

عوامل بوم‌شناسی:

ترویج كشاورزی بویژه در كشورهای در حال توسعه باید در یك محیط پیچیده، متنوع و مستعد خطر به فعالیت بپردازد. از اینرو است كه ترویج باید به تنوع مناطق و حوزه‌های مختلف بوم‌شناسی كشاورزی توجه نموده و متناسب نیازها و مشكلات كشاورزان در هر یك از این مناطق به انتقال فناوری همت گمارد.

 

عوامل اقتصادی :

حوزه یا محیط اقتصادی نیز به طرق مختلف بر روند ترویج اثر می‌گذارد. یكی از مهمترین این عوامل سطح توسعه یافتگی اقتصادی كشور است. میزان سرمایه‌گذاری دولت در بخش ترویج عمومی نیز یكی دیگر از این عوامل است كه خود تحت تأثیر وجود یا عدم وجود برنامه اصلاح ساختاری، درجه وابستگی اقتصاد به كشاورزی یا سهم كشاورزی در ایجاد اشتغال و تولید ناخالص ملّی در مقام مقایسه با سایر بخشهای اقتصادی مانند صنعت و خدمات است. از طرفی وضعیت واحدهای بهره‌برداری و درصد كشاورزان خرده‌پا و فقیر نیز در تعیین ساخت و كاركرد نظام ترویج بسیار مؤثر است.

 

عوامل سیاسی:

محیط سیاسی به نوبه خود تأثیرات گوناگون و متفاوتی می‌تواند بر سازمانهای ترویج دولتی و خصوصی داشته باشد. تغییر و تحولات سریع سیاسی در سطح ملی كه تعویض و جابجایی مدیران رده بالا را به همراه دارد باعث تضعیف رهبری در سازمانهای ترویجی می‌شود، ضمن اینكه بروز جنگ و ناآرامی سیاسی نیز پرداختن به فعالیتهای ترویجی را ناممكن می‌سازد.

 

عوامل اجتماعی فرهنگی :

در بسیاری از كشورها عوامل اجتماعی – فرهنگی مهمترین نقش را میزان اثربخشی، كارایی و بهره‌وری ترویج ایفا می‌كند. نرخ بالای بیسوادی و كم سوادی، تنوع زبان و گویش‌های محلّی می‌توانند مانع انتقال سریع و با كیفیت فناوری شوند. تقسیم جنسیتی كار و الگوی مشاركت زنان در كشاورزی نیز تأثیرات خاصی بر نظام ترویج دارد.

 

عوامل زیرساخت:

توسعه زیرساختهای حمل و نقل، ارتباطات و تسهیلات بازار، هم بر فعالیتهای كشاورزان تأثیر می‌گذارد و هم كارآیی سازمانهای ترویج را متأثر می‌سازد. فعالیتها و ظرفیّت خدمات‌رسانی سازمانهای ترویج وابسته به ظرفیت و استعداد جابجایی افراد، نهاده‌ها و تولیدات در منطقه و نیز قدرت و توان ارسال و دریافت اطلاعات است. اگر زیر ساخت‌های حمل و نقل و جاده‌ای یك منطقه نامناسب باشد موجب می‌گردد تا هم ترویج در انجام مأموریتهای خود دچار مشكل شود و هم كشاورزان دسترسی مناسب و آسانی به بازار نهاده‌ها و محصولات نداشته باشند.

 

عوامل نهادی :

ترویج در یك محیط نهادی فعالیت می‌كند كه سازمانهای خصوصی و عمومی دیگری نیز وجود دارند كه بطور مستقیم و غیرمستقیم در راستای توسعه كشاورزی فعالیت می‌كنند. در بین این كنشگران، مراكز تحقیقات كشاورزی نزدیكترین شریك نهادی ترویج در امر تولید و انتقال فناوری به شمار می‌آیند. نحوه برنامه‌ریزی و سیاستگذاری تحقیقات و چگونگی طرح‌ریزی و مدیریت روابط بین تحقیق و ترویج می‌تواند دامنه اثربخشی ترویج را تضعیف یا تقویت كند.